چـکـامـهـ زار 🌘📜
Kanalga Telegram’da o‘tish
سر انجام به ادبیات روی آوردم؛ پیوسته پناهگاه کسانیست که نمیدانند سر پُر شور خود را کجا بر زمین بگذارند. 2024/12/2
Ko'proq ko'rsatish443
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-147 kun
-1830 kun
Postlar arxiv
Repost from FIoRenDa | فلوریندا
نامه 💌🔥
«دلم میخواهد تمام غمهایت را نقاشی کنم و بعد آن تابلو را بسوزانم، چون هیچ تصویری از درد تو زیبا نیست، مگر آنکه به لبخند ختم شود، آن هم کنار من.»
-نامهای از ونگوگ به معشوقهاش
Repost from N/a
به ان از مرحله زندگی رسیدم که میخاهم همه چیز را نابود کنم ….
درس را ردش را ایلا بدهم
خنده هایم
بی عصابی هایم را
نبشتن هایم را
قید همه چیز را بزنم و خود را گم گور بکنم ….
#_بِیتٰابْ 💌
«پدر میگفت: نه با کسی بحث کن نه از کسی انتقاد کن. هر کسی هر چی که گفت بگو حق با شماست و خودت را خلاص کن!
آدم ها که عقیدهات را میپرسند، نظرت را نمیخواهند. میخواهند با عقیده خودشان موافقت کنی. بحث کردن با آدمها بیفایده است.»
«چراغها را من خاموش میکنم» -زویا پیرزاد
یه افسانه قشنگ هست که میگه:
داستان زندگی آدمای کتابخون توی یه کتاب نوشته شده، اونا انقدر کتاب میخونن تا کتاب زندگی خودشونو پیدا کنن...
#شعر نـــاب
منشین با دو سه ابله
که بمانی ز چنین ره
تو ز مردان خدا جو
صفت جان و جهان را…!
