چـکـامـهـ زار 🌘📜
Kanalga Telegram’da o‘tish
سر انجام به ادبیات روی آوردم؛ پیوسته پناهگاه کسانیست که نمیدانند سر پُر شور خود را کجا بر زمین بگذارند. 2024/12/2
Ko'proq ko'rsatish450
Obunachilar
-224 soatlar
-37 kun
Ma'lumot yo'q30 kun
Postlar arxiv
پاسخ نامه های همهی تان را خواندم
جهان سپاس از همهی تان قشنگ نویسان.
انشاءالله همیشه نویسا ماندگار و پویا بمانید.🌚💘
Repost from N/a
"چشم"چیزی که خوشحالش میکند را دوست دارد،
"عقل" کسی که درکش میکند را دوست دارد،
اما "روح" نمیتواند کسی که شبیه اش نیست را دوست داشته باشد... :)
-شمس تبریزی
همیالی از بیکاری به هر کس که زنگ میزنم جواب نمیته باز وقتی که حوصله شان ره نمیداشته باشم ترنگ ترنگ زنگ شان میایه 💔
جهان در گردش تاریخ و جغرافیا حاشا نخواهد شد؛این ادبیات است که ز احوالات ما بر جگر ورقه ها نوشته می آورد!
شما را نمیدانم ولی روان من به کل نابود شده.
یکی حرفم را نمیشنوه عصبی میشم، یکی دیر میرسه عصبی میشم، یکی دیر جواب پیام میده عصبی میشم یا یکی بیشتر از دوبار صدایم میکند بازم عصبی میشم. انشاءالله درنهایت قاتل نشم.
زنها غمهایشان را نظافت میکنند غمهایشان رو میپزند، غمهایشان را آرایش میکنند، غمهایشان را کوتاه میکنند، و در نهایتِ قدرت، آنها را به لبخند تبدیل میکنند .
ميگفت تنها چیزی را که دوست داشتم بابت اش سارنوال شوم تَن کردن دریشی های رنگارنگ(کُرتی و پتلون) بود و گشتن با موتر زره...
اما نشد که نشد.
