uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

چـکـامـهـ زار 🌘📜

چـکـامـهـ زار 🌘📜

Kanalga Telegram’da o‘tish

سر انجام به ادبیات روی آوردم؛ پیوسته پناهگاه کسانی‌ست که نمی‌دانند سر پُر شور خود را کجا بر زمین بگذارند. 2024/12/2

Ko'proq ko'rsatish
445
Obunachilar
-124 soatlar
-347 kun
+130 kun
Postlar arxiv
من در بی حوصلگی هایم، با تو زندگی ها کرده‌ام.

sticker.webp0.07 KB

sticker.webp0.12 KB

من نشستم بروی.. می بخری برگردی... ترسم این است مسلمان شده باشی جایی..

من از خوش باوری هایم ب ویرانی رسیدم -
‌🫠❤️‍🩹

Repost from N/a
- پر‌مهرترین آغوش جهان را در کجا دریافتی؟ + در گرمای دست‌های استوار و مردانهٔ پدرم! ✍🏻 #صدف_قاضی‌زاده @Sadaf_Qazizadah1
- پر‌مهرترین آغوش جهان را در کجا دریافتی؟ + در گرمای دست‌های استوار و مردانهٔ پدرم! ✍🏻 #صدف_قاضی‌زاده @Sadaf_Qazizadah1

Born to die-

احتیاج به ناممکن دارم دنیا به این صورت که است، مرا راضی نمیکند. آلبر کامو

🖋️عنوان: بهترین امت! 🎤 استاد: دکتر هارون رادمنش 🕰 مدت:2:15 🌐 با عزیزان تان به اشتراک بگذارید، بعضاً یک کلمه باعث تغییر می‌شود! 🌐| @RumanSara24

کجا می گریزی؟ برگرد من آبادی توام...

گوش کن با لب خاموش سخن میگویم؛پاسخم گو به نگاهی که زبان من و توست. 🔐
گوش کن با لب خاموش سخن میگویم؛پاسخم گو به نگاهی که زبان من و توست. 🔐

افراد خوب بالاخره در کنار افراد خوب قرار میگیرن‌...

به من پناه بیاور، آغوشم وطن کوچکی‌ست که هرگز تو را آواره نمی‌کند.

با آدمایی دوست شین که خستگیشون با چایی درمیره، اینا هم کم‌توقعن، هم زود حالشون خوب میشه، هم بعد چایی شما رو بیشتر دوست دارن.
مث من👩‍🦯

داستانی از وفاداری شگفت‌انگیز اکرم ابوبکر، اسیر فلسطینی که در تبادل اخیر آزاد شد، ۲۳ سال پیش پس از صدور حکم حبس ابد، همسرش را
داستانی از وفاداری شگفت‌انگیز اکرم ابوبکر، اسیر فلسطینی که در تبادل اخیر آزاد شد، ۲۳ سال پیش پس از صدور حکم حبس ابد، همسرش را طلاق داد تا عمرش در انتظار او تباه نشود. اما همسرش با وفاداری کم‌نظیر، هرگز ازدواج نکرد و سال‌ها در سکوت و امید منتظر ماند. پس از آزادی، او اولین کسی بود که اکرم را در آغوش گرفت و حالا پس از دو دهه جدایی، بار دیگر با هم ازدواج کرده‌اند.

-آیا تمام کارهایت دست خداوند نیست؟!! +بله -پس آرام باش

از اینکه هیچکس به دلم نمیشینه دارم از خودم میترسم!

کپشن:  داوود از عامر روایت کرده است: من از علقمه پرسیدم که آیا ابن مسعود در شب جنیان (آن شبی که پیامبر صلی الله علیه وسلم با جنیان دیدار کرد) همراه پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم بود؟ او (علقمه) گفت: نه، اما ما شبی با پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم بودیم و ناگهان متوجه شدیم که ایشان ناپدید شده‌اند. پس در دره‌ها و کوه‌ها به دنبال ایشان گشتیم و گفتیم: یا جنیان ایشان را برده‌اند، یا به صورت پنهانی به قتل رسیده‌اند. راوی گفت: آن شب را به بدترین وضع ممکن گذراندیم. صبح که شد، دیدیم که ایشان از سمت کوه «حِری» بازمی‌گردند. راوی نقل کرد که گفتیم: ای پیامبر خدا، ما دیشب شما را گم کردیم و به دنبال‌تان گشتیم ولی نیافتیمتان، و بدترین شب عمرمان را گذراندیم. پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: دعوت‌کننده‌ای از طرف جنیان نزد من آمد و من با او رفتم و قرآن را برای آنان تلاوت کردم. راوی گفت: سپس با ما آمد و جای نشستن جنیان و خاکستر آتش‌شان را به ما نشان داد. جنیان از ایشان درباره روزی خود سؤال کردند و پیامبر فرمودند: هر استخوانی که نام خدا بر آن برده شده باشد، روزی شماست. آن هنگام که در دست‌تان می‌افتد، با گوشت پوشیده خواهد بود؛ و سرگین شتران خوراک حیوانات شماست. پیامبر خدا فرمودند: با این چیزها (استخوان و سرگین) استنجا نکنید، زیرا این‌ها خوراک برادران شما (جنیان) هستند. منبع: صحیح مسلم، حدیث شماره 450 الف #معجزات_پیامبر #سیره_نبوی #عالم_جن  #اسلام

Repost from دِژ
پدر می‌پرسد: «جملهٔ فوق‌العاده‌ای که توی کتاب آرزوهای بزرگ اثر چارلز دیکنز نوشته بود چی بود؟ شکسته‌دل... تو فکر می‌کنی خواهی مرد اما هرروز پس‌از آن روز وحشتناک به زندگی ادامه خواهی داد.»
واژه‌هایی در اعماق آبی دریا – کت کرولی

«امیدوارم انسانی را بیابی، و حرف هایی را که ته دلت مانده و نمی‌توانی به کسی بگویی را بدون ترس قضاوت شدن به او بگویی.»