چـکـامـهـ زار 🌘📜
Kanalga Telegram’da o‘tish
سر انجام به ادبیات روی آوردم؛ پیوسته پناهگاه کسانیست که نمیدانند سر پُر شور خود را کجا بر زمین بگذارند. 2024/12/2
Ko'proq ko'rsatish434
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-37 kun
-330 kun
Postlar arxiv
وَكَانَ لَهُۥ ثَمَرٌۭ فَقَالَ لِصَاحِبِهِۦ وَهُوَ يُحَاوِرُهُۥٓ أَنَا۠ أَكْثَرُ مِنكَ مَالًۭا وَأَعَزُّ نَفَرًۭا ﴿٣٤﴾
و برای آن مرد (ثروتمند)، میوه فراوان بود. پس با دوستش ـ در حالی که با او گفتگو میکرد ـ گفت: «من از تو داراییم بیشتر است و از نظر نفرات (خانواده و یاران) نیرومندترم.»
كِلْتَا ٱلْجَنَّتَيْنِ ءَاتَتْ أُكُلَهَا وَلَمْ تَظْلِم مِّنْهُ شَيْـًۭٔا ۚ وَفَجَّرْنَا خِلَـٰلَهُمَا نَهَرًۭا ﴿٣٣﴾
هر یک از آن دو باغ میوهاش را بهتمامی میداد و هیچچیز از آن فروگذار نمیکرد، و میان آنها نهری جاری ساختیم.
وَٱضْرِبْ لَهُم مَّثَلًۭا رَّجُلَيْنِ جَعَلْنَا لِأَحَدِهِمَا جَنَّتَيْنِ مِنْ أَعْنَـٰبٍۢ وَحَفَفْنَـٰهُمَا بِنَخْلٍۢ وَجَعَلْنَا بَيْنَهُمَا زَرْعًۭا ﴿٣٢﴾
و برای آنان مثَل دو مرد را بزن: برای یکی از آن دو، دو باغ از انگور قرار دادیم و گرداگرد آن را با نخلها احاطه کردیم، و میان آن دو زمین زراعتی قرار دادیم.
أُو۟لَـٰٓئِكَ لَهُمْ جَنَّـٰتُ عَدْنٍۢ تَجْرِى مِن تَحْتِهِمُ ٱلْأَنْهَـٰرُ يُحَلَّوْنَ فِيهَا مِنْ أَسَاوِرَ مِن ذَهَبٍۢ وَيَلْبَسُونَ ثِيَابًۭا خُضْرًۭا مِّن سُندُسٍۢ وَإِسْتَبْرَقٍۢ مُّتَّكِـِٔينَ فِيهَا عَلَى ٱلْأَرَآئِكِ ۚ نِعْمَ ٱلثَّوَابُ ۖ وَحَسُنَتْ مُرْتَفَقًۭا ﴿٣١﴾
برای آنان [که ایمان آوردند و نیکوکار بودند] باغهای جاودانی است که نهرها از زیر پایشان جاری است. با دستبندهایی از طلا آراسته میشوند و جامههایی سبز از حریر نازک و ضخیم میپوشند، در حالی که بر تختها تکیه زدهاند. چه پاداش نیکویی، و چه منزلگاه زیبایی!
إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّـٰلِحَـٰتِ إِنَّا لَا نُضِيعُ أَجْرَ مَنْ أَحْسَنَ عَمَلًا ﴿٣٠﴾
بیگمان کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته کردهاند، ما پاداش کسی را که نیکو عمل کند، ضایع نمیکنیم.
وَقُلِ ٱلْحَقُّ مِن رَّبِّكُمْ ۖ فَمَن شَآءَ فَلْيُؤْمِن وَمَن شَآءَ فَلْيَكْفُرْ ۚ إِنَّآ أَعْتَدْنَا لِلظَّـٰلِمِينَ نَارًۭا أَحَاطَ بِهِمْ سُرَادِقُهَا ۚ وَإِن يَسْتَغِيثُوا۟ يُغَاثُوا۟ بِمَآءٍۢ كَٱلْمُهْلِ يَشْوِى ٱلْوُجُوهَ ۚ بِئْسَ ٱلشَّرَابُ وَسَآءَتْ مُرْتَفَقًا ﴿٢٩﴾
و بگو: «حق از سوی پروردگارتان است. پس هر که بخواهد، ایمان بیاورد، و هر که بخواهد، کفر ورزد.» بیگمان ما برای ستمگران آتشی آماده کردهایم که سراپردههای آن، آنان را دربر گرفته است. و اگر کمک بخواهند، به آبی چون فلز گداخته که چهرهها را بریان میکند، یاری میشوند. چه نوشیدنی بدی! و چه جایگاه بدی!
وَٱصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ ٱلَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُم بِٱلْغَدَوٰةِ وَٱلْعَشِىِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُۥ ۖ وَلَا تَعْدُ عَيْنَاكَ عَنْهُمْ تُرِيدُ زِينَةَ ٱلْحَيَوٰةِ ٱلدُّنْيَا ۖ وَلَا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُۥ عَن ذِكْرِنَا وَٱتَّبَعَ هَوَىٰهُ وَكَانَ أَمْرُهُۥ فُرُطًۭا ﴿٢٨﴾
و نفس خود را با کسانی که صبح و شام پروردگارشان را میخوانند و رضای او را میطلبند، شکیبا بدار. و چشمانت را از ایشان برمگیر، [که مبادا] زینت زندگی دنیا را بخواهی. و از کسی که قلبش را از یاد خود غافل کردهایم، و از هوای نفس پیروی میکند، و کارش از حد گذشته است، اطاعت مکن.
وَٱتْلُ مَآ أُوحِىَ إِلَيْكَ مِن كِتَـٰبِ رَبِّكَ ۖ لَا مُبَدِّلَ لِكَلِمَـٰتِهِۦ ۖ وَلَن تَجِدَ مِن دُونِهِۦ مُلْتَحَدًۭا ﴿٢٧﴾
و آنچه را از کتاب پروردگارت به تو وحی شده تلاوت کن، هیچکس نمیتواند کلمات او را دگرگون سازد، و هرگز پناهگاهی جز او نخواهی یافت.
قُلِ ٱللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا لَبِثُوا۟ ۖ لَهُۥ غَيْبُ ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ ۖ أَبْصِرْ بِهِۦ وَأَسْمِعْ ۚ مَا لَهُم مِّن دُونِهِۦ مِن وَلِىٍّۢ وَلَا يُشْرِكُ فِى حُكْمِهِۦٓ أَحَدًۭا ﴿٢٦﴾
بگو: خدا بهتر میداند که چه مدت ماندند. غیب آسمانها و زمین از آنِ اوست. چه بیناست او و چه شنواست! آنان جز او هیچ سرپرستی ندارند، و او در فرمان خود هیچکس را شریک نمیگرداند.
وَلَبِثُوا۟ فِى كَهْفِهِمْ ثَلَـٰثَ مِا۟ئَةٍۢ سِنِينَ وَٱزْدَادُوا۟ تِسْعًۭا ﴿٢٥﴾
و آنان در غارشان سیصد سال ماندند، و نه سال بر آن افزودند.
إِلَّآ أَن يَشَآءَ ٱللَّهُ ۚ وَٱذْكُر رَّبَّكَ إِذَا نَسِيتَ وَقُلْ عَسَىٰٓ أَن يَهْدِيَنِ رَبِّى لِأَقْرَبَ مِنْ هَـٰذَا رَشَدًۭا ﴿٢٤﴾
مگر اینکه بگویی: «اگر خدا بخواهد.» و چون فراموش کردی، پروردگارت را یاد کن، و بگو: «امید است پروردگارم مرا به راهی نزدیکتر از این به هدایت رهنمون شود.»
وَلَا تَقُولَنَّ لِشَاۤىْءٍ إِنِّى فَاعِلٌۭ ذَٰلِكَ غَدًا ﴿٢٣﴾
و هرگز در مورد کاری نگو: «من فردا آن را انجام خواهم داد» ـ
سَيَقُولُونَ ثَلَـٰثَةٌۭ رَابِعُهُمْ كَلْبُهُمْ وَيَقُولُونَ خَمْسَةٌۭ سَادِسُهُمْ كَلْبُهُمْ رَجْمًۢا بِٱلْغَيْبِ ۖ وَيَقُولُونَ سَبْعَةٌۭ وَثَـٰمِنُهُمْ كَلْبُهُمْ ۚ قُل رَّبِّىٓ أَعْلَمُ بِعِدَّتِهِم مَّا يَعْلَمُهُمْ إِلَّا قَلِيلٌۭ ۖ فَلَا تُمَارِ فِيهِمْ إِلَّا مِرَآءًۭ ظَـٰهِرًۭا وَلَا تَسْتَفْتِ فِيهِم مِّنْهُمْ أَحَدًۭا ﴿٢٢﴾
به زودی خواهند گفت: «سه نفر بودند و چهارمینشان سگشان بود»، و [عدهای دیگر] میگویند: «پنج نفر بودند و ششمشان سگشان بود» ـ گمانهزنی در غیب است ـ و [دیگران] میگویند: «هفت نفر بودند و هشتمشان سگشان بود.» بگو: پروردگارم شمار آنان را بهتر میداند، جز اندکی کسی آنها را نمیداند. پس در مورد آنها جز بهظاهر، مجادله مکن، و در اینباره از هیچیک از آنان فتوا مخواه
وَكَذَٰلِكَ أَعْثَرْنَا عَلَيْهِمْ لِيَعْلَمُوٓا۟ أَنَّ وَعْدَ ٱللَّهِ حَقٌّۭ وَأَنَّ ٱلسَّاعَةَ لَا رَيْبَ فِيهَآ إِذْ يَتَنَـٰزَعُونَ بَيْنَهُمْ أَمْرَهُمْ فَقَالُوا۟ ٱبْنُوا۟ عَلَيْهِم بُنْيَـٰنًۭا ۖ رَّبُّهُمْ أَعْلَمُ بِهِمْ ۚ قَالَ ٱلَّذِينَ غَلَبُوا۟ عَلَىٰٓ أَمْرِهِمْ لَنَتَّخِذَنَّ عَلَيْهِم مَّسْجِدًۭا ﴿٢١﴾
و اینگونه [مردم را] بر حال آنان آگاه ساختیم تا بدانند که وعده خدا حق است و در آمدن قیامت هیچ تردیدی نیست، آنگاه که میان خود در کارشان گفتگو میکردند؛ پس گفتند: «بر بالای آنان بنایی بسازید.» پروردگارشان به [حال] آنان آگاهتر است. کسانی که در کار [آنها] غالب شدند گفتند: «حتماً بر فراز آنان مسجدی میسازیم.»
إِنَّهُمْ إِن يَظْهَرُوا۟ عَلَيْكُمْ يَرْجُمُوكُمْ أَوْ يُعِيدُوكُمْ فِى مِلَّتِهِمْ وَلَن تُفْلِحُوٓا۟ إِذًا أَبَدًۭا ﴿٢٠﴾
زیرا اگر بر شما آگاه شوند، یا سنگسارتان میکنند، یا شما را به آیین خود بازمیگردانند، و در آن صورت، هرگز رستگار نخواهید شد!
وَكَذَٰلِكَ بَعَثْنَـٰهُمْ لِيَتَسَآءَلُوا۟ بَيْنَهُمْ ۚ قَالَ قَآئِلٌۭ مِّنْهُمْ كَمْ لَبِثْتُمْ ۖ قَالُوا۟ لَبِثْنَا يَوْمًا أَوْ بَعْضَ يَوْمٍۢ ۚ قَالُوا۟ رَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَا لَبِثْتُمْ فَٱبْعَثُوٓا۟ أَحَدَكُم بِوَرِقِكُمْ هَـٰذِهِۦٓ إِلَى ٱلْمَدِينَةِ فَلْيَنظُرْ أَيُّهَآ أَزْكَىٰ طَعَامًۭا فَلْيَأْتِكُم بِرِزْقٍۢ مِّنْهُ وَلْيَتَلَطَّفْ وَلَا يُشْعِرَنَّ بِكُمْ أَحَدًا ﴿١٩﴾
و بدینگونه آنان را برانگیختیم تا از یکدیگر بپرسند. یکی از آنان گفت: «چه مدتی در اینجا ماندهاید؟» گفتند: «یک روز یا بخشی از روز.» [دیگری] گفت: «پروردگارتان بهتر میداند که چقدر ماندهاید؛ حالا یکی از شما را با این پول نقرهای به شهر بفرستید تا ببیند کدام غذا پاکیزهتر است، پس از آن برایتان روزیای بیاورد، و باید با نرمی رفتار کند و کسی را از حال شما آگاه نسازد.
وَتَحْسَبُهُمْ أَيْقَاظًا وَهُمْ رُقُودٌ ۚ وَنُقَلِّبُهُمْ ذَاتَ ٱلْيَمِينِ وَذَاتَ ٱلشِّمَالِ وَكَلْبُهُم بَٰسِطٌ ذِرَاعَيْهِ بِٱلْوَصِيدِ ۚ لَوِ ٱطَّلَعْتَ عَلَيْهِمْ لَوَلَّيْتَ مِنْهُمْ فِرَارًا وَلَمُلِئْتَ مِنْهُمْ رُعْبًا ﴿١٨﴾
و گمان میکردی که بیدارند، در حالی که خواب بودند؛ و ما آنها را به راست و چپ برمیگرداندیم، و سگشان دو دستش را در دهانهی غار گشوده بود. اگر بر آنان وارد میشدی، از ایشان میگریختی و سخت دچار هراس میشدی.
وَتَرَى ٱلشَّمْسَ إِذَا طَلَعَت تَّزَٰوَرُ عَن كَهْفِهِمْ ذَاتَ ٱلْيَمِينِ وَإِذَا غَرَبَت تَّقْرِضُهُمْ ذَاتَ ٱلشِّمَالِ وَهُمْ فِى فَجْوَةٍۢ مِّنْهُ ۚ ذَٰلِكَ مِنْ ءَايَٰتِ ٱللَّهِ ۗ مَن يَهْدِ ٱللَّهُ فَهُوَ ٱلْمُهْتَدِ ۖ وَمَن يُضْلِلْ فَلَن تَجِدَ لَهُۥ وَلِيًّا مُّرْشِدًا ﴿١٧﴾
و میدیدی خورشید هنگامی که برمیآمد، از سمت راستِ غارشان متمایل میشد و چون فرو میرفت، از سمت چپ آنها را دور میزد، و آنها در فضایی از غار بودند؛ این از نشانههای خداست. هرکه را خدا هدایت کند، او راهیافته است، و هرکه را گمراه سازد، هرگز برای او یاوری هدایتگر نخواهی یافت.
وَإِذِ ٱعْتَزَلْتُمُوهُمْ وَمَا يَعْبُدُونَ إِلَّا ٱللَّهَ فَأْوُۥٓا إِلَى ٱلْكَهْفِ يَنشُرْ لَكُمْ رَبُّكُم مِّن رَّحْمَتِهِۦ وَيُهَيِّئْ لَكُم مِّنْ أَمْرِكُم مِّرْفَقًا ﴿١٦﴾
و چون از آنان و از آنچه جز خدا میپرستند کناره گرفتید، به غار پناه ببرید، تا پروردگارتان از رحمت خویش بر شما بگستراند و در کارتان راهی هموار برایتان فراهم آورد.
هَٰٓؤُلَاءِ قَوْمُنَا ٱتَّخَذُوا۟ مِن دُونِهِ ءَالِهَةً ۖ لَّوْلَا يَأْتُونَ عَلَيْهِم بِسُلْطَـٰنٍۢ بَيِّنٍۢ ۖ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ ٱفْتَرَىٰ عَلَى ٱللَّهِ كَذِبًا ﴿۱۵﴾
این قوم ما، به جای او معبودانی گرفتهاند! چرا بر درستی آن [خدایان] دلیل روشنی نمیآورند؟ پس چه کسی ستمکارتر از آنکس است که بر خدا دروغ ببندد؟
