uz
Feedback
Iost

Iost

Kanalga Telegram’da o‘tish

مکانی برای گفتن حرف هایی که در گلو غبار گرفتند. کپی؟ نه ممنون فوروارد قشنگ تره.. بات ناشناس: @Forparnianbot پرایوت: https://t.me/+6OqGdpsYVgpjNzg0 کانال پادکست: https://t.me/we_together01

Ko'proq ko'rsatish
Eron141 147Toif belgilanmagan
282
Obunachilar
-324 soatlar
-37 kun
-4030 kun
Postlar arxiv
Iost
282
یه دو سه تا خاله دیگه مشارکت کنن راضیم

Iost
282
هر بار قیمت دلار رو می‌بینم، درصد تورم اجناس رو می‌بینم، به خودم می‌گم آخرش که چی؟ چند سال از عمرتو قراره بزاری و نرسی؟ تموم تلاشتو بکن و برو یه کشور دیگه، جایی دور از خاورمیانه! ده سال اولش سخته اما حداقلش اینه که نسل بعد تو، تروما ها و بدبختی ها و فشار هایی که متحمل شدی رو تجربه نمی‌کنه. اما مدت زیادی نمی‌گذره که نهیب به خودم می‌زنم و می‌گم پس مامان چی؟ اون که نمیاد.. یعنی می‌خوای تا آخر عمرتون از هم جدا بشید؟ حالا گیریم مامان و عزیزاتم جاکردی توی چمدونی 20-30 کیلویی، بعدش چی؟ ایران چی می‌شه؟ کی قراره درستش کنه پس؟ یعنی می‌خوای وطن و هموطنات همینطور توی باتلاق فرو برن؟ و باز با چشم هایی که خیس شدن از رفتن منصرف می‌شم و به آغوش خواب پناه می‌برم...

Iost
282
ایگنور ایگنور دیگه دوستم ندازیدا

Iost
282
این پیام رو فور کنید. بیام چنلتونو ببینم در حد یکی دو خط اینجا ازش تعریف کنم💅

Iost
282
یه چالش می‌ریم به امید ایگنور نشدن🙂‍↕️

Iost
282
عزیزان دست به قلم، کسایی که می‌نویسین. این پیام رو فور کنید، فولدر بسازم، همکاراتون رو پیدا کنید.
فقط دست به قلم ها.
ظرفیت: محدود. جوین باشی خوشحالم می‌کنی.🌱

Iost
282
شد که شد اما اگر اینبارم نشد، به جنگ اژدها می‌رم و خودم تنهایی از این قلعه نجاتت می‌دم! اون وقته که می‌تونم دستت رو بگیرم و ببرمت یه جای دور.. جایی که صبح ها به جای بوق ماشین با آواز پرنده ها بیدار بشی، جایی که بتونی با سنجابا دوست بشی و ظهرا، ناهار رو مهمون خانوم خرسه‌ی همسایه‌ت باشی. جایی که بارون زیاد می‌باره و رنگین کمون عضو همیشگی آسمونه، جایی که راحت بتونی طلوع و غروب خورشید رو باهام تماشا کنی. جایی که... جایی که بتونم صدای خنده‌هات رو زندگی کنم و نگاه غمبار امروزت رو به فراموشی بسپرم...

Iost
282
شد که شد اما اگر اینبارم نشد، میام به جنگ اژدها و طلسم قلعه رو می‌شکنم، از اون زندان نجاتت می‌دم و می‌برمت یه جای دور... جایی که صبح ها به جای بوق ماشین با آواز پرنده ها بیدار بشی، جایی که بتونی با سنجابا دوست بشی و ظهرا، ناهار رو مهمون خانوم خرسه‌ی همسایه‌ت باشی. جایی که بارون زیاد می‌باره و رنگین کمون عضو همیشگی آسمونه، جایی که راحت بتونی طلوع و غروب خورشید رو باهام تماشا کنی. جایی که... جایی که بتونم صدای خنده‌هات رو زندگی کنم و نگاه غمبار امروزت رو به فراموشی بسپرم...

Iost
282
شد که شد اما اگر اینبارم نشد، یه روزی بی‌خبر میام، دستتو می‌گیرم با خودم می‌برمت یه جای دور. جایی که صبح ها به جای بوق ماشین با آواز پرنده ها بیدار بشی، جایی که بتونی با سنجابا دوست بشی و ظهرا، ناهار رو مهمون خانوم خرسه‌ی همسایه‌ت باشی. جایی که بارون زیاد می‌باره و رنگین کمون عضو همیشگی آسمونه، جایی که راحت بتونی طلوع و غروب خورشید رو باهام تماشا کنی. جایی که... جایی که بتونم صدای خنده‌هات رو زندگی کنم و نگاه غمبار امروزت رو به فراموشی بسپرم...

Iost
282
بیاید خاله ها تو ناشناس قدیمیه نظراتتون و بگید

Iost
282
خدمت شما

Iost
282
اصلا نظرتون در مورد فعالیت های چند ماه اخیر چیه خوب شده بد شده تغییر نکرده راحت و صادق باشید استثنا ناراحت نمیشم 😁😂

Iost
282
چقدر استقبال://///🚶🏻‍♀

Iost
282
بعد قرنی به کانون گرم خانه و خانواده برگشتم بیاید صحبت کنیم خاله ببینه @Forparnianbot

Iost
282
سلام. این پیامو فوروارد کنید یکی از پستاتونو فور کنم و نظرمو راجب چنلتون یا اونرش بدم.(اگه شناخت داشته باشم.)⭐️

Iost
282
سلام. فوروارد بفرمایید پست مورد علاقمو فوروارد میکنم تا صبح بمونه.
اینجارم چک کنید لطفا.

Iost
282
از روز های پس از کنکورم نپرس. شرح مختصر فقط حمالی‌ست..

Iost
282
انگاری از سکوت کلافه بود، تکونی به خودش داد و آه کوتاهی کشید. -انگاری درونمو یه خاکستری پررنگ فرا گرفته. +چرا همچین احساسی داری؟ -چون انگار اون وسطا گیر کردم! +کدوم وسطا؟ -بین خوب و بد. نه اونقدری خوبم که به سفید تعلق داشته باشم و نه اونقدری بد که جز سیاهی چیزی باقی نمونده باشه.. از دستام بالشت می‌سازم و مشغول تماشای آسمون می‌شم. +اما من فکر می‌کنم تو اگر رنگی هم باشی آبی آسمونی هستی، امن مثل نوید پایان تاریکی شب، آروم مثل نسیم صبحگاهی، دور و دست نیافتنی...

Iost
282
~ سلام. این پیامو فوروارد کنید تا با توجه به وایبتون :
°☆ Kaizen: براتون سناریو مرگ بنویسه °☆ Marwin: تصویر آخرین شیءی که کنارتون قرار داشته رو بکشه
 لیمیت : تا وقتی که خط بخوره.