شیخ ولید السعیدان | فارسی
Kanalga Telegram’da o‘tish
شیخ ولید السعیدان به فارسی نقل قولهای مستقیم و غیرمستقیم از دروس و کتب شیخ سعیدان و بیان فتواهای عقیدتی، فقهی، تفسیری و.. ایشان.
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
206
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+17 kun
-130 kun
Postlar arxiv
«یکی از بزرگترین اعمال نیکو، صلواتفرستادن بسیار بر پیامبر -صلی الله علیه وسلم- است. خوشا به حال کسی که خداوند چنین چیزی را برای او میسّر ساخته است. و یکی از چیزهایی که در این روزها میتوان خداوند را با آن عبادت کرد، همین صلوات بسیار بر پیامبر -علیهالصلاة والسلام- است.»
-شیخ ولید السعیدان
روزهای دهگانه ذیالحجة
«بدون تردید پاداش عمل نیکو در این روزها دوچندان میشود. پیامبر -صلی الله علیه وسلم- میفرمایند: «در هیچکدام از روزها عمل نیک نزد خداوند به اندازۀ این روزها -یعنی این ده روز- دوستداشتنیتر نیست.»، پس باید که در این روزها بسیار تکبیر، تهلیل و تسبیح کند و کارهای نیک دیگری مثل نماز شب را بهجای آورد. همچنین روزهگرفتن در این روزها در صورت امکان و یا روزهگرفتن برخی از روزهای این ده روز بهویژه روز عرفه، همراه محافظت بر نماز ضحی و سنتهای راتبه و قبل از هر چیزی ادای فرایض هم اینگونه است. پس هر عمل نیکی که انسان انجام دهد، ثواب او دوچندان میشود.»
-شیخ ولید السعیدان
«هر مصلحتی که از مقصود شرع محافظت و نگهداری کند، آن مصلحتی معتبر است. یعنی برخی مصالح که ادعا میشود وجود دارد، هیچ ارتباطی با حفاظت از مقصود شرع ندارد. چنین مصالحی از نظر شرع، معتبر نیست. برخی مصالح ادعاشده هم در تضاد با مقصود شرع است، پس به طریق اولی چنین مصالحی در نظر گرفته نشده و رد میشود. مثلا برخی میگویند: مختلطبودن دختر و پسر در هنگام تحصیل، موجب شناخت مسائل، پیوند افکار، ازبینرفتن مشکلات و ترس بین دو جنس مخالف است. همچنین مصالح دیگری که میگویند. وقتی به این مصالح نگاه میکنید، آن را در خدمت مقصود شرع نمیبیند، زیرا یکی از مقاصد شرع در خصوص بندگان، حفظ أعراض آنان و بستن مسیرهایی است که منجر به آسیبزدن به آن میشود. پس مشخص شد که چنین گزارشهایی در تحصیل به صورت مختلط با گوناگونی الفاظ و شکلها و.. از دین نیست و حتی جزو مصالح معتبر شرعی هم بهشمار نمیرود.»
-شیخ ولید السعیدان-
«هیچ شریعتی به سخن بدون علم در حق خداوند اجازه نداده است و ادله هم از این بر حذر داشته است و آن را بهصورت مطلق، بزرگترین حرام قرار داده است. خداوند گفته است: ﴿قُلۡ إِنَّمَا حَرَّمَ رَبِّيَ ٱلۡفَوَٰحِشَ مَا ظَهَرَ مِنۡهَا وَمَا بَطَنَ وَٱلۡإِثۡمَ وَٱلۡبَغۡيَ بِغَيۡرِ ٱلۡحَقِّ وَأَن تُشۡرِكُواْ بِٱللَّهِ مَا لَمۡ يُنَزِّلۡ بِهِۦ سُلۡطَٰنٗا وَأَن تَقُولُواْ عَلَى ٱللَّهِ مَا لَا تَعۡلَمُونَ﴾ [الأعراف: 33]. مفسران میگویند ترتیب محرمات در این آیه بنابر بزرگبودن است، برای همین به بزرگترین حرام ختم شده است که آن: ﴿وَأَن تَقُولُواْ عَلَى ٱللَّهِ مَا لَا تَعۡلَمُونَ﴾ میباشد. پس بزرگترین حرام شرعی، سخن بدون علم در حق خداوند است. اگر بگویند، مگر شرک بزرگترین حرام نیست؟ میگوییم: گفتار بدون علم در حق خداوند بزرگتر از آن است، زیرا شرک شاخهای از همین قول بدون علم در حق خداست.»
-شیخ ولید السعیدان
«لازم است که فرد دعوتگر در نهان و آشکار تقوای خدا را پیشه کند و نشانههای تقوا در او دیده شود. دعوتگر ناموفق کسی است که نشانۀ ایمان و یا دین و یا حتی پایبندی به نمازها در او دیده نمیشود. چنین دعوتگری ناموفق است و دعوتش نیز همینگونه است، زیرا مردم با دیدن او خواهند گفت: اگر در آنچه ما را به آن دعوت میکنی صادق بودی، پس اولین نفری که باید به آن جامۀ عمل میپوشاند خودت بودی.»
-شیخ ولید السعیدان
«عرصۀ دعوت گسترده است، پس شایسته نیست که با منعشدن از دعوت در مکانی، همه چیز را کنار گذاشته و دیگر دنبال دعوت نباشیم. اگر از تدریس در مساجد منع شدیم، میتوانیم با همسایهها، دوستان و برادران خود ملاقات داشته باشیم. به خدا قسم که جلوی دعوت هیچگاه گرفته نمیشود. کسی نمیتواند جلوی دعوت را بگیرد. این را بدانید که هرچقدر دشمنان خدا سعی در جلوگیری از دعوت کنند، خداوند درهای بیشتری را در باب دعوت میگشاید.»
-شیخ ولید السعیدان
«خداوند کسی را که به دانستههای خود عمل کند، علم به آنچه که نمیداند را هم میدهد. بنابراین یکی از راههای افزایش علم، عملکردن به آن چیزی است که میدانیم. اما آنکه به علم خود عمل نکند، چه بسا علمی که دارد هم از قلب او رخت بر بندد.»
-شیخ ولید السعیدان
#قواعد | #مسائل_فقهی
«لا یُعتَبَرُ الشكّ بعد الفعل ولا مِنْ كَثيرِ الشكِّ»
توضیح: شک از دو نفر صادر میشود، یا این فرد بسیار شک میکند و مبتلا به بیماری وسواس -از آن به خدا پناه میبریم- است و یا از کسی صادر میشود که شکّ او عادی است.
فرد اول: شک چنین فردی معتبر نیست و بههیچ عنوان به آن عمل نمیشود، زیرا توجه به این شک، مایۀ دردسر بوده و جزو آن تکلیفی به حساب میآید که از توانایی او خارج است و در شرع، تکلیف به چنین چیزی منتفی است. درمان این فرد، توجهنکردن به شک خودش است. فعل را محکم و با قطعیت انجام میدهد و به شکهایی که سراغش میآید، فکر نمیکند. پس شک فردِ شکاک (بسیار شککننده) اعتبار ندارد و حکمی بر آن بنا نمیشود.
فرد دوم: چنانچه شک از سمت فردی بود که شکاک (بسیار شککننده) نیست و شکهای او معتدل است، چنین فردی دو حالت در پیش رو دارد:
1. این شک در هنگام انجام فعل و یا در حالت عبادت صادر شود.
2. بعد از انجام فعل و به پایانرسیدن آن شک کند.
اگر این شک بعد از عبادت بود، پس چنین شکی بیهوده است و اعتبار ندارد، زیرا اصل این است که انسان عبادت را بهصورت کامل انجام میدهد و چنین شکی از وسوسۀ شیطان بوده و درمان آن، بیتوجهی است.
اگر این شک در هنگام (در اثنای) عبادت بر او عارض شد، پس شکی معتبر بوده و به آن عمل میشود، زیرا آن چیزی که انسان در عبادت به آن شک کند، اصل این است که انجام نداده است.
پس کسی که در فعلی شک میکند که آیا انجام داده یا نداده است، اصل بر این است که انجام نداده است و آن چیزی را که در انجام آن شک کرده، انجام میدهد؛ زیرا یقین با شک از بین نمیرود.
پس شک سه حالت دارد که در دو حالت معتبر نیست و تنها در یک حالت معتبر است. اینطور که شک فرد شکاک در اثنای عبادت و بعد از آن مطلقا اعتبار ندارد، همچنین فردی که شکاک نیست و بعد از انجام عبادت شک میکند، شک او هم معتبر نیست. پس آن شک معتبر شک فردی است که شکاک نبوده و در اثنای عبادت شک میکند.
مثال (1): فردی شکاک نماز عصر را میخواند و بعد از خواندن نماز عصر شک میکند که آیا در تشهد اول نشسته یا خیر؟ شک چنین فردی معتبر نیست، تفاوتی هم ندارد که شک از فرد شکاک یا فردی عادی صادر شده باشد.
مثال (2): فردی در اثنای رمی جمرات شک میکند که آیا هفت عدد پرتاب کرده است و یا شش عدد؟ پاسخ: اگر این فرد شکاک بود و زیاد شک میکند، پس به این شک خود توجه نکند و اگر در دستانش چیزی مانده بود، آن را پرتاب کند و اگر هم نبود، برود. اما اگر این فرد، شکاک نبود (معتدل الشک بود)، پس شکّش معتبر است و باید هفتمی را پرتاب کند، زیرا اصل این است که شش عدد پرتاب کرده است.
-شیخ ولید السعیدان
«در ورای هر آنچه جزو دین بهشمار میآید، دو مسأله قرار میگیرد: یا موجب 1. جلب مصلحت میشود و یا 2. فسادی را دور میسازد. پس هر حکم شرعی که متضمن جلب مصلحت یا دورساختن فساد نشد، از دین نیست. بنابراین تنها زمانی اقدام به امر به معروف کن که مطمئن شوی و یا به گمانت (ظن غالب)، با امر به معروف و نهی از منکر، مصلحتی بدست میآید و یا فسادی دور میشود. پس اگر امر به معروف موجب از بین بردن مصالح و یا ایجاد مفاسد شود، جایز نخواهد بود.»
-شیخ ولید السعیدان
«دین برای برآوردهساختن مصلحت بندگان، نفی شر و ضرر از آنها و از بین بردن فساد در دو دنیا آمده است. این همان دین خداوند است که از ادلۀ شرعی بر میآید. پس آنچه در راستای تحقق این هدف والا نباشد و یا در تضاد با این هدف قرار گیرد، از دین نیست»
-شیخ ولید السعیدان
«اهل بدعت و کسانی که بر مسیرشان هستند، خواهان فاصلهانداختن بین فهم سلف صالح و امت هستند. پندارشان این است که سلف برای خود شخصیتهایی داشتهاند و ما هم شخصیت خودمان را داریم و وقتی اینگونه باشد، لزومی در پیروی از فهم آنان نیست. آنان عقل داشتند، ما نیز عقل داریم. و اینکه فهمشان متناسب با روزگار خودشان بوده است و فهم ما متناسب با روزگار خودمان.»
-شیخ ولید السعیدان
برادران و خواهران محترم کانال شیخ ولید السعیدان را با انتشار مطالب کانال حمایت کنیم. آنکه به خیر رهنمایی کند، همانند انجامدهندۀ آن خیر است.
https://t.me/VALID_SAEDAN
«بدان -خدا رحمتت کند- که بنده نمیتواند بهصورت کامل از قرآن و سنت بهرهمند شود، مگر اینکه آن دو را با فهم سلف این امت بفهمد. آنچه اهل سنت به اجماع تقریر کردهاند این است که هر فهمی که در مسائل اعتقادی و عملی با فهم سلف امت مخالفت کند، آن فهم باطل است.»
-شیخ ولید السعیدان
«اگر از چنان درجۀ علمی برخوردار نیستی که راجعبه علم سخن بگویی، پس لاأقل سخنان و ویدئوهای علما را منتشر کن. نمیشود که دست خالی نزد الله حاضر شوی و هیچ خدمتی به دینت نکرده باشی. هرچقدر که میتوانی خدمت کن ولو کم باشد. در این زمان هیچ عمل نیکی را کم نشمارید.»
-شیخ ولید السعیدان
«یکی از خطرات بدعت، سختی توبه از آن است. برای همین است که بدعت نزد ابلیس از معصیت دوستداشتنیتر است، زیرا فرد از معصیت توبه میکند ولی توبه از بدعت دشوار است. از این جهت است که تعداد افرادی که به دایرۀ طاعت بازگشتهاند از تعداد کسانی که از بدعت به سمت پیروی از سنت برگشتهاند، بیشتر است.»
-شیخ ولید السعیدان
«علم نیاز به صبر، همت، استمرار و پیمودن روند علمآموزی دارد. باید دانست که بزرگترین دروازههای علم، دعای بسیار، پناهبردن به الله و یاریجستن از اوست. آنکه توفیق ادامۀ این مسیر را یابد، پس بهزودی، با کمترین زحمت و در کوتاهترین مسیر به دورترین و دستنیافتنیترین پایگاههای علم دست مییابد.»
-شیخ ولید السعیدان
#مسائل_فقهی
«خارج شدن دختر با نامزد خود قبل از عقد نادرست است،
1. زیرا همچنان نسبت به او غریبه است و مادامی که عقد صورت نگیرد نامزدبودن بهتنهایی اعتباری ندارد
2. برای جلوگیری از فساد. چه فسادهای بزرگی که بهخاطر نادیدهانگاشتن این مورد و بیرونرفتن دختر و پسر در دوران نامزدی شکل نگرفته است.
همچنین پیامبر -صلی الله علیه وسلم- فرمودند: مردی با زنی خلوت نمیکند جز اینکه سومین آنها شیطان است.
و از بودن این دو با هم، نگاهکردن به یکدیگر، خلوتکردن با هم و دیگر اموری که سرانجام نیکی ندارد، لازم میآید. گفته نشود که اینکار موجب آشنایی بیشتر میشود، زیرا این مصلحتی است که مفاسد بسیاری را با خود دارد و از این مصلحت -آشنایی بیشتر- پیشی میگیرد. بلکه این مصلحت در کنار آن مفاسد بزرگ قابل بیان نیست و متقرر هم این است که دورسازی مفاسد بر جلب مصالح مقدم است و چنانچه دو مصلحت در تعارض قرار گیرند، آن مصلحت بزرگتر را با کنارگذاشتن مصلحت کمتر در نظر میگیریم.»
-شیخ ولید السعیدان
#پرسش_و_پاسخ
#عقیده | #طاغوت
پرسش: حالتهای حکم به غیر آنچه خداوند نازل کرده چیست؟ همراه جزئیات با ذکر دلیل بفرمایید.
پاسخ: این مسأله از مسائل مهمی است که این پاسخ گنجایش آن را ندارد، اما آن را در حالتهای ذیل خلاصه میکنم:
حالت اول: در ابتدا حال وضعکنندۀ سیستم. آن قانونی که در تضاد با شریعت خداوند است. مانند وضع قانونی وضعی که در آن با شریعت پروردگار آسمان و زمین معارضه شده است. چنین کسی بدون شک کافر بوده و کفرش از نوع کفر اکبر است. او در شمار طاغوتهایی است که به عبادت خویش -عبادت پیروی از خود- فرا میخوانند. چنین کسانی حرام را برای مردم حلال و حلال را حرام میسازند. گمان نمیکنم کسی یافت شود که در کفر چنین شخصی توقف کند. در اینجا به حال او دیگر نگاه نمیکنیم. اینکه آیا حلال میداند یا نه، زیرا فعل او دلیل حلالشمردن آن است.
ادامه دارد..
الشیخ ولید السعیدان
@VALID_SAEDAN
«طاغوتها بسیارند و سران آنها این پنجتایند: ابلیس -لعنة الله علیه، آنکه عبادت شود و بدان راضی باشد، آنکه به عبادت خویش دعوت دهد، آنکه ادعای چیزی از علم غیب کند و کسی که به غیر آنچه خداوند نازل کرده، حکم کند. دلیل هم این گفتۀ خداوند بلندمرتبه است: { لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى لَا انْفِصَامَ لَهَا وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ} [البقرة: 256]»
شیخ ولید السعیدان
@VALID_SAEDAN
«آزادی سه ضابطه دارد؛ اول، این آزادی حقی از حقوق خداوند را ساقط نکند، دوم، موجب از بین رفتن حقی از حقوق نفس نشود و سوم اینکه سبب ضایعشدن حق دیگر مخلوقات نشود.»
@VALID_SAEDAN
