299
Obunachilar
-324 soatlar
-17 kunlar
+130 kunlar
Postlar arxiv
299
یه روز،دوباره همدیگه رو میبینیم
و تو به من نگاه میکنی
اون طور که من نگاهت کردم،
اما من دیگه احساسی نخواهم داشت!
با لبخندی روی لب هام،از کنارت می گذرم
و تو از درون می میری؛
چون خیلی طول کشید تا بفهمی
که من کسی هستم که می خوای.
299
از این جمله متنفرم،
من میتونم،من همیشه تونستم،کاشکی فقط یه بار همه چی خوب پیش بره تا مجبور نشم انقدر به خودم دلگرمی بدم.
