uz
Feedback
باشگاه فیلم و کتاب پرنا

باشگاه فیلم و کتاب پرنا

Kanalga Telegram’da o‘tish

پرنا|هر تجربه، یک گفت‌وگو ما یک باشگاه فرهنگی‌ـ‌تجربی هستیم برای آدم‌هایی که دوست دارند با هم و در گروه کتاب بخوانند، فیلم ببینند و گفت‌وگو و تجربه‌های باکیفیت داشته باشند. برای شرکت در برنامه‌ها به آیدی زیر پیام بدهید @parna_support

Ko'proq ko'rsatish
1 290
Obunachilar
-124 soatlar
-77 kun
-1630 kun
Postlar arxiv
«خاطره‌ی هر بوسه درونم زنده است دلم برای خیلی از چیزهایت تنگ شده وای، ای قلب‌های سقوط کرده از لبۀ مغاکی ژرف برای پوشاندن خون
«خاطره‌ی هر بوسه درونم زنده است دلم برای خیلی از چیزهایت تنگ شده وای، ای قلب‌های سقوط کرده از لبۀ مغاکی ژرف برای پوشاندن خون و اشک چیزی جز عشق نمی‌خواهم» آنومالی; اروی لو تلیه @parna_club

وقتی واقعیت دیگه قابل توضیح نیست، چی می‌مونه؟ 📖 کتاب جدید «داستان‌خوانی آگاه»: «آنومالی» از اِروه لو تِلیه برنده جایزه گنکور
وقتی واقعیت دیگه قابل توضیح نیست، چی می‌مونه؟ 📖 کتاب جدید «داستان‌خوانی آگاه»: «آنومالی» از اِروه لو تِلیه برنده جایزه گنکور ۲۰۲۰ و یکی از رمان‌های متفاوت سال‌های اخیر. داستان با چند شخصیت و چند زندگی کاملاً جدا از هم شروع میشه و بعد اتفاقی میفته که همه‌چیز رو به هم وصل می‌کنه. بیشتر از این بهتره درباره داستان ندونیم. این کتاب رو در سه جلسه می‌خونیم: ▪️ جلسه اول، ۱ مهر: بخش اول کتاب، به سیاهی آسمان. ▪️ جلسه دوم، ۸ مهر: بخش دوم، می‌گویند زندگی یک رویاست. ▪️ جلسه سوم، ۱۵ مهر: بخش سوم، سرود نیستی. «آنومالی» فرم متفاوت‌تری نسبت به کتاب‌هایی داره که اخیرا خوندیم و بین شخصیت‌ها و حتی ژانرهای مختلف جابه‌جا میشه، ولی در عین حال قصه و تعلیقش رو هم حفظ می‌کنه. از اون کتاب‌هاییه که هم می‌خوای بفهمی بعدش چه اتفاقی میفته و هم بعد از تموم شدنش موضوع زیادی برای حرف زدن باقی می‌ذاره. نسخه‌ای که می‌خونیم: آنومالی | اروه لو تلیه ترجمه فاطمه ابراهیمیان و محمدامین بیک نشر نو 🗓 چهارشنبه‌ها، ۱۹ تا ۲۰:۳۰ - حضوری 📍 تهران، نوفل‌لوشاتو، فضای هیچا برای ثبت‌نام: @parna_support @parna_club

اگر با اتفاقی روبه‌رو بشیم که هیچ توضیح قابل قبولی براش نداریم، بعدش چه چیزی بیشتر به هم می‌ریزه: علم، واقعیت یا تصوری که از
اگر با اتفاقی روبه‌رو بشیم که هیچ توضیح قابل قبولی براش نداریم، بعدش چه چیزی بیشتر به هم می‌ریزه: علم، واقعیت یا تصوری که از خودمون داریم؟ 📖 کتاب جدید «داستان‌خوانی آگاه»: «آنومالی» از اِروه لو تِلیه برنده جایزه گنکور ۲۰۲۰ و یکی از رمان‌های متفاوت سال‌های اخیر. داستان با چند شخصیت و چند زندگی کاملاً جدا از هم شروع میشه و بعد اتفاقی میفته که همه‌چیز رو به هم وصل می‌کنه. بیشتر از این بهتره درباره داستان ندونیم. این کتاب رو در سه جلسه می‌خونیم: ▪️ جلسه اول، ۱ مهر: بخش اول کتاب، به سیاهی آسمان. ▪️ جلسه دوم، ۸ مهر: بخش دوم می‌گویند زندگی یک رویاست. ▪️ جلسه سوم، ۱۵ مهر: بخش سوم سرود نیستی. «آنومالی» فرم متفاوت‌تری نسبت به کتاب‌هایی داره که اخیرا خوندیم و بین شخصیت‌ها و حتی ژانرهای مختلف جابه‌جا میشه، ولی در عین حال قصه و تعلیقش رو هم حفظ می‌کنه. از اون کتاب‌هاییه که هم می‌خوای بفهمی بعدش چه اتفاقی میفته و هم بعد از تموم شدنش موضوع زیادی برای حرف زدن باقی می‌ذاره. نسخه‌ای که می‌خونیم: آنومالی | اروه لو تلیه ترجمه فاطمه ابراهیمیان و محمدامین بیک نشر نو 🗓 چهارشنبه‌ها، ۱۹ تا ۲۰:۳۰ - حضوری 📍 تهران، نوفل‌لوشاتو،

«وقتی از مدرسه‌ها، به‌جای محقق و منتقد و دانشمند و هنرمند خلاق، بیشتر قهرمانِ دو و پرش و اتومبیل‌رانی، تعمیرکار، جیب‌بر، قاپ‌
«وقتی از مدرسه‌ها، به‌جای محقق و منتقد و دانشمند و هنرمند خلاق، بیشتر قهرمانِ دو و پرش و اتومبیل‌رانی، تعمیرکار، جیب‌بر، قاپ‌زن، هوانورد و شناگر می‌آمد بیرون، کلمه‌ی “روشنفکر” هم البته شد همان فحشی که سزاوارش بود. آدم همیشه از چیزهای ناآشنا وحشت دارد.» (فارنهایت ۴۵۱ | ری بردبری) @parna_club

«وجود یک کتاب در همسایگی، مانند یک تفنگ پر است. باید خزانه‌اش را خالی کرد. باید او را خنثی نمود. جانش را باید گرفت.» @parna_c
«وجود یک کتاب در همسایگی، مانند یک تفنگ پر است. باید خزانه‌اش را خالی کرد. باید او را خنثی نمود. جانش را باید گرفت.» @parna_clun

«ده‌ها و صدها دیوانه دارند آزادانه برای خودشان می‌گردند، چون جهل شما نمی‌تواند آنها را از آدم‌های سالم تشخیص دهد. پس چرا من و
«ده‌ها و صدها دیوانه دارند آزادانه برای خودشان می‌گردند، چون جهل شما نمی‌تواند آنها را از آدم‌های سالم تشخیص دهد. پس چرا من و این بیچاره‌ها باید مثل گوسفند قربانی به جای بقیه اینجا زندانی باشیم؟ شما، دستیارتان، سرپرست و تمام بی‌‌پدرومادرهای بیمارستان شما از نظر اخلاقی خیلی پایین‌تر از هرکدام از ما هستید، پس چرا ما زندانی هستیم و شما نه؟ منطقش کجاست؟» آنتوان چخوف؛ اتاق شماره ۶ @parna_club

اگر مرگ پایان عادی و منطقی همه چیز است، پس برای چه باید مانع مردن مردم شد؟ چه سودی دارد که فلان کاسب یا کارمند پنج یا ده سال
اگر مرگ پایان عادی و منطقی همه چیز است، پس برای چه باید مانع مردن مردم شد؟ چه سودی دارد که فلان کاسب یا کارمند پنج یا ده سال بیشتر زنده بماند؟ آنتوان چخوف؛ اتاق شماره ۶ @parna_club

«موجود زنده هرچه در سطح پایین‌تری باشد، حساسیت کمتری هم دارد و نسبت به عوامل تحریک‌کننده واکنش ضعیف‌تری نشان می‌دهد، و هرچه س
«موجود زنده هرچه در سطح پایین‌تری باشد، حساسیت کمتری هم دارد و نسبت به عوامل تحریک‌کننده واکنش ضعیف‌تری نشان می‌دهد، و هرچه سطح تکاملش بالاتر باشد، واکنش‌اش در برابر واقعیات، حساسیت و جوش و خروش بیشتری خواهد داشت. مگر می‌شود کسی این را نداند؟» (اتاق شماره ۶ | آنتوان چخوف) @parna_club

«آدم برای شکست آفریده نشده. آدم ممکنه از بین بره اما شکست نمی‌خوره.» ارنست همینگوی؛ پیرمرد و دریا @parna_club
«آدم برای شکست آفریده نشده. آدم ممکنه از بین بره اما شکست نمی‌خوره.» ارنست همینگوی؛ پیرمرد و دریا @parna_club

تا جایی که به خودم مربوط می‌شود کاری که من در زندگی‌ام کرده‌ام به منتها رفتن در جهتی بوده که شما جرئت پیمودن نیمه‌ی راهش را ه
تا جایی که به خودم مربوط می‌شود کاری که من در زندگی‌ام کرده‌ام به منتها رفتن در جهتی بوده که شما جرئت پیمودن نیمه‌ی راهش را هم نداشته‌اید. داستایوفسکی؛ یادداشت‌های زیرزمینی. @parna_club

«اصلاً فکر کردن به عدالت هم مسخره است وقتی جامعه هر خشونتی را یک ضرورت عاقلانه و هدفدار می‌شمرد و هر رحم و شفقتی، مثلاً حکم ت
«اصلاً فکر کردن به عدالت هم مسخره است وقتی جامعه هر خشونتی را یک ضرورت عاقلانه و هدفدار می‌شمرد و هر رحم و شفقتی، مثلاً حکم تبرئه، به غلیان احساس نارضایتی و انتقام‌جویی منجر می‌شود.» (اتاق شماره ۶ | آنتوان چخوف) @parna_club

«افسردگی بهایی است که آدم برای شناخت خود می‌پردازد. هر چه عمیق‌تر به زندگی بنگری، به همان مقدار هم عمیق‌تر رنج می‌کشی.» اروین
«افسردگی بهایی است که آدم برای شناخت خود می‌پردازد. هر چه عمیق‌تر به زندگی بنگری، به همان مقدار هم عمیق‌تر رنج می‌کشی.» اروین یالوم؛ وقتی نیچه گریست. @parna_club

«من رؤیای عشقی را در سر می‌پروراندم که چیزی بیش از اشتیاق دو تن برای تصاحب یکدیگر بود … من رؤیای عشقی را در سر دارم که در آن
«من رؤیای عشقی را در سر می‌پروراندم که چیزی بیش از اشتیاق دو تن برای تصاحب یکدیگر بود … من رؤیای عشقی را در سر دارم که در آن اشتیاقی دو جانبه برای جست و جوی حقیقتی برتر میان دو تن پدید آید. شاید نباید آن را عشق نامید. شاید نام حقیقی آن دوستی است.» اروین یالوم؛وقتی نیچه گریست. @parna_club

من بااستعداد بودم. یعنی هستم. بعضی وقت‌ها به دست‌هام نگاه می‌کنم و فکر می‌کنم که می‌توانستم پیانیست بزرگی بشوم. یا یک چیز دیگ
من بااستعداد بودم. یعنی هستم. بعضی وقت‌ها به دست‌هام نگاه می‌کنم و فکر می‌کنم که می‌توانستم پیانیست بزرگی بشوم. یا یک چیز دیگر؛ ولی دست‌هام چه‌کار کرده‌اند؟ یک‌جایم را خارانده‌اند، چک نوشته‌اند، بند کفش بسته‌اند، سیفون کشیده‌اند و غیره. دست‌هایم را حرام کرده‌ام. همین‌طور ذهنم را. @parna_club

#معرفی_کتاب «اتاق شماره ۶» در یک بیمارستان دورافتاده اتفاق می‌افتد؛ جایی که چند بیمار در اتاقی جدا از بقیه زندگی می‌کنند و پز
#معرفی_کتاب «اتاق شماره ۶» در یک بیمارستان دورافتاده اتفاق می‌افتد؛ جایی که چند بیمار در اتاقی جدا از بقیه زندگی می‌کنند و پزشکی به نام دکتر راگین مسئول رسیدگی به آنهاست. راگین در ابتدا بیشتر از آنکه درگیر درمان بیماران باشد، درباره‌ی وضعیت آنها فکر می‌کند. او به این نتیجه رسیده که رنج بخش جدایی‌ناپذیر زندگی است و شاید واکنش درست به آن، پذیرفتنش باشد. اما گفت‌وگوهای او با یکی از بیماران، ایوان گروموف، کم‌کم این نگاه را به چالش می‌کشد. دو نفر با دو نگاه متفاوت به زندگی، رنج، عقل و آزادی، در اتاقی با هم حرف می‌زنند؛ یکی از جایگاه پزشک و دیگری از جایگاه بیمار. چخوف در این داستان، بدون اینکه پاسخ روشنی برای این پرسش‌ها بدهد، مرز میان سلامت و بیماری، عقل و جنون و حتی تماشای رنج دیگران و تجربه‌ی آن را زیر سؤال می‌برد. «اتاق شماره ۶» داستانی درباره‌ی یک آسایشگاه است، اما پرسش‌هایش محدود به آنجا نمی‌ماند: آیا می‌توان درباره‌ی رنج، وقتی خودمان آن را تجربه نکرده‌ایم، قضاوت درستی داشت؟ و آیا پذیرش رنج همیشه به معنای رسیدن به آرامش است؟ @parna_club

📚 عضویت در باشگاه فیلم و کتاب پرنا پرنا از همان روز اول فقط یک برنامه برای کتاب خواندن یا فیلم دیدن نبود. تلاشی بود برای ساخ
📚 عضویت در باشگاه فیلم و کتاب پرنا پرنا از همان روز اول فقط یک برنامه برای کتاب خواندن یا فیلم دیدن نبود. تلاشی بود برای ساختن جمعی از آدم‌هایی که دوست دارند تجربه‌های فرهنگی را با هم شریک شوند. خوشحالیم که امروز این جمع هر هفته بزرگ‌تر می‌شود. برای اینکه همراهی با پرنا ساده‌تر و مقرون‌به‌صرفه‌تر باشد، از این پس می‌توانید بسته‌های عضویت تهیه کنید. ✨ مزایای عضویت: • هزینه کمتر برای هر جلسه • بدون نیاز به ثبت‌نام هفتگی • اعتبار چندماهه برای استفاده از جلسات دلخواه در کتاب‌خوانی یا سینما بسته‌های عضویت پرنا: 🔸 ۱ جلسه — یک ماهه — ۳۹۰,۰۰۰ تومان 🔸 ۵ جلسه — دو ماهه — ۱,۷۵۵,۰۰۰ تومان 🔸 ۱۰ جلسه — سه ماهه — ۲,۹۶۴,۰۰۰ تومان 🔸 ۲۰ جلسه — شش ماهه — ۵,۴۶۰,۰۰۰ تومان اگر می‌دانید قرار است در ماه‌های آینده همراه پرنا باشید، تهیه بسته‌های عضویت هم از نظر هزینه به‌صرفه‌تر است و هم برنامه‌ریزی برای شرکت در جلسات را راحت‌تر می‌کند. برای تهیه بسته یا اگر سؤالی دارید، کافی است به ما پیام بدهید: @taraneh_parna @parna_club

می‌توان درک کرد که چرا ترجیح می‌دهیم به جای اینکه خودمان حرف بزنیم و فکر کنیم، نقل قول بیاوریم و تفسیر بنویسیم. نوشتن تفسیر ب
می‌توان درک کرد که چرا ترجیح می‌دهیم به جای اینکه خودمان حرف بزنیم و فکر کنیم، نقل قول بیاوریم و تفسیر بنویسیم. نوشتن تفسیر بر کتاب نویسنده‌ای دیگر، هر چند از نظر فنی کار دشواری است و به ساعت‌ها تحقیق و تفسیر نیاز دارد، اما از حملات ناعادلانه‌ای که ممکن است نصیب آثار اصیل شود در امان است! می‌توان از مفسران به دلیل قصور آنها در رعایت انصاف در حق آرای متفکران بزرگ، انتقاد کرد، ولی نمی‌توان آنها را مسئول آن آرا شمرد. @parna_club

خوانش قسمتی از کتاب یادداشت‌های زیرزمینی. @parna_club

دوستِ کتاب‌خوانی داری که هنوز پرنا را نمی‌شناسه؟ این ویدیو را براش بفرست تا این زنجیره کتابخوانی ادامه پیدا کنه... @parna_club

«نمی‌فهمم چرا بعضی‌ها همهٔ بدبختی‌ها را با هم دارند، هم زشت هستند، هم پیر هستند، هم بیچاره هستند. اما بعضی دیگر هیچ‌کدام از ا
«نمی‌فهمم چرا بعضی‌ها همهٔ بدبختی‌ها را با هم دارند، هم زشت هستند، هم پیر هستند، هم بیچاره هستند. اما بعضی دیگر هیچ‌کدام از این چیزها را ندارند. این عادلانه نیست.» رومن گاری؛ زندگی در پیش رو @parna_club