uz
Feedback
برترین آرزو

برترین آرزو

Kanalga Telegram’da o‘tish

انتشارات برترین آرزو،💛 ناشرِ کتاب‌هایی برای حال خوب موندگار! این‌جا دغدغه های «نسل نو» مهمه... بررسی و خرید آسانِ کتاب‌ها: Bartarinarezu.ir پاسخگوییم! @Bartarinarezu_adm 📞۰۹۳۸۳۰۳۳۲۳۳ موسسه جوانان آستان قدس رضوی

Ko'proq ko'rsatish
1 160
Obunachilar
-124 soatlar
-27 kun
-630 kun
Postlar arxiv
ترک من کردی و رفتی از برم     تک و تنها ماندم در حسرت تو

میازار موری ک دانه کش است که جان دارد و جان شیرین خوش است

ما زِ یاران چَشمِ یاری داشتیم خود غلط بود آنچه ما پنداشتیم

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم روزی سراغ وقت من آئی که نیستم

آخر از راه دل و دیده سر آرد بیرون نیش آن خار که از دست تو در پای من است

دل به هجران تو عمریست شکیباست ولی بار پیری شکند پشت شکیبایی را

یارب این نو دولتان را با خر خودْشان نشان کاین همه ناز از غلام ترک و استر می‌کنند

در طلب دوست به هرجا که روی به طلب دوست ترا بس در روی

دلم که مخزن اسرار بود بر دست قضا درش ببست و کلیدش به دلستانی داد

دیشب صدای تیشه، از بیستون نیامد شاید به خواب شیرین فرهاد رفته باشد

ثریای جوان در دام بستندند بر آن بهرام هم آری نشستند

دین و دل بردند و قصد جان کنند الغیاث از جور خوبان الغیاث

ماه نماند به جمال محمد سرو نماند ب اعتدال محمد

چه شدن آن طره پیوند دل و جان که دگر دل بشکسته عاشق ننوازد به نسیم

دنیا همه هیچ است و اهل دنیا همه هیچ ای هیچ برای هیچ بر هیچ مپیچ

از حسن تو چون کنم عبارت دگر هیچ صفت نشان ندارد

دل آزردگانت را به کام آتش افکندی به خاکستر نشدی سوختی تا ساختی مارا

روزی که جمال آن صنم دیده شود از فرق سرم تا به قدم دیده شود تا من به هزار دیده بینم او را کارم بدو دیده کسی پسندیده شود

تو به سخن تکیه کنی، من بکار ما هنر اندوخته ایم و تو عار

به باغ رفتم و دیدم که آن شقایق سرخ که پیش پای تو روییده بود پژمرده است