uz
Feedback
ㅤ‌‌‌ ‌سپیـد؛

ㅤ‌‌‌ ‌سپیـد؛

Kanalga Telegram’da o‘tish

ㅤㅤ‌‌‌ ‌ ‌ㅤ ‌ㅤ‌‌‌ ‌ㅤ‌‌‌ ‌ㅤ‌‌خـواسٺنت؛ ټمنـای هـر رگㅤ‌‌‌ ‌ㅤ‌‌‌ ‌ㅤ‌‌‌ ‌ㅤ‌‌‌ ㅤ‌‌‌ ‌ ‌ ㅤ‌‌‌ ‌ㅤ‌‌‌ ‌ ⎯⎯ ‌ ۪ 𝅄 ꩜ ✉️ : @ilxph

Ko'proq ko'rsatish
Eron209 687Toif belgilanmagan
301
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-47 kun
-7930 kun
Postlar arxiv
ای پیکره‌ی تجسّد‌ یافته‌ی تمامی الهگانِ عشق در کالبدی یکتا؛ ای آن‌که حضورَت، رستاخیزی‌ست در کالبدِ خاموشِ من، و نگاهت، همان ز
+1
ای پیکره‌ی تجسّد‌ یافته‌ی تمامی الهگانِ عشق در کالبدی یکتا؛ ای آن‌که حضورَت، رستاخیزی‌ست در کالبدِ خاموشِ من، و نگاهت، همان زخمه‌ی آفرودیت است که خونِ کائنات را به سماعی بی‌پایان وا می‌دارد. چهره‌ات، افسونِ سپیده‌دمان را در مشت دارد؛ آن‌چنان که نخستین پرتوِ خورشید، در برابرِ لطافتِ بی‌انتهایت، به خاکِ تعظیم می‌افتد. انحنای گونه‌هایت رد انگشتانِ ائوس است و چشمانت، شرابِ نارسِ دیونیسوس؛ جامی که بی‌آنکه لب بزنم، جنون را در رگ‌هایم روان می‌سازد. و گیسوانت شَبستانی‌ست که هِکاته، نیمه‌شب‌ها تاریکی را از میان تارهایش می‌چینَد. اگر المپ می‌دانست که خدایان، زیبایی را در تو خواهند تراشید، آینه‌هایش از شرم فرو می‌ریختند؛ هرا تاج از سر برمی‌داشت، و آفرودیت با زانوان لرزان، در افسونِ تو به خاک می‌افتاد مبادا که جهان، نامِ او را از یاد ببرد. تو نه عشق، که آغاز و فرجامِ عشق هستی و هر معبد و الهه‌ای، تنها بازتابی‌ کمرنگ از محرابِ بی‌همتای توست. ای معشوق، اگر این دل در حسرتِ تو تباه شود، گناه از من نیست؛ این تقدیرِ تمام خدایان است که در برابرِ تو، زانو بزنند و در آغوشِ تو، فنا شوند.

sticker.webp0.00 KB

پست جدید بسازم؟
Anonymous voting

sticker.webp0.00 KB

ㅤ‌‌‌ ‌

نـه آغـازمـان روشـن بـود، نـه پـایانمـان وعـده‌ی نجـات داشـت. از میـانه‌ی دود برخـاستیم، از میـان خـرابه‌هـایی ڪه صـدای گـریه در آن دفـن شـده بـود. خـاطراتمـان شبیـه بـه استخـوان‌هـایی پـوسیده در دل خـاک‌؛ چیزهـایی کـه دیگـر حـتی درد هـم بـرایشـان مفهـومی نداشـت. زندگـی، چیـزی جـز تحمـل نبـود. تحمـلِ تنفـس در جهـانی ڪه حقیقـت را زیـر چکمـه‌ی دروغ خفـه کـرده بـود. با سکـوت خلـق شـدیم؛ سکـوتی ڪه شبیـه بـه خـرده شیشـه، از گـلو‌هایمـان عبـور می‌کـرد. و ایـن‌گـونه، ما بـدل شـدیم بـه انسـان‌هـایی بـا قـلب‌هـایی سـوخته و چشمـانی ڪه از فـرط گریستـن، دیگـر سـو نـداشت. بـازمـاندیم؛ میـان خـرابه‌هـای ذهـن، در امتـداد نـوشته‌هـایی ڪه از ژرف قلـب‌هایمـان نشـأت می‌گـرفت.

Repost from N/a

sticker.webp0.00 KB

Repost from N/a

sticker.webp0.00 KB