uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

آتشی زیرِ خاکستر

آتشی زیرِ خاکستر

Kanalga Telegram’da o‘tish

|برای دوباره افروختن 🔥| #نيمه_شخصی گاهی نویسنده گاهی گوینده ،شایدم عکاس راوی شماست😉 🗓 Thu,18 July 2024

Ko'proq ko'rsatish
Eron135 071Toif belgilanmagan
946
Obunachilar
-424 soatlar
-47 kun
+31030 kun
Postlar arxiv
یادت هست گفتم نقاشی میشوم برای روایت زیبایی ت حالا با کلمات نقاشی میکنم رفتن ت را... | @about_atta |🕊

تشنه ام برای جرئه ای عشق ولی چه کنم همه چی سراب است😶 | @about_atta |🕊

عزیزم نگاه ت را چرا می‌گردانی هنوزم دیدن لبخندت قشنگ است حتی اگر مرد کنارت من نباشم. | @about_atta |🕊

فراموشی که تو یاد گرفتی آموزشش هیچ جای این جهان نبود. | @about_atta |🕊

یادت هست گفتم نقاشی میشوم برای روایت زیبایی ت حالا با کلمات نقاشی میکنم رفتن ت را... | @about_atta |🕊

دستت را گرفتم بلند شوی نمی‌دانستم بلند شدنت سقوط من است. | @about_atta |🕊

جان به لب آمد و لب بر لب جانان نرسید...

عجب صبری طبیعت ساخته واسه ما عجب کوهی به جا مونده از ما که هنوز توی این ویرونه‌ی بی‌پناه دنبال صدایی از گذشته می‌گردیم... نه اشکی مونده نه آهی برای سوزوندن شب‌ها فقط ما و خاطراتی که نمی‌میرن. | @about_atta |🕊

آدم ها عشق ابدی میبینن چون توی عشق های یک روزه گیرن ولی ابدیت در لحظه هاست که همونم خیلی ها ندارند... | @about_atta |🕊

تو سیاره‌ام بودی؛ من بی‌مدارت، گم‌شده‌م در کهکشان سرد آدم‌ها. | @about_atta |🕊

دست‌های من ول نکن، که تعادل ندارم طنابی نازک میان زندگی و سقوط. حالا، معلق میان هیچ و هر چیز، منم و وزنه‌های بی‌وزنی که نه زمینم می‌زنن، نه بالا می‌برن. | @about_atta |🕊

| @about_atta |🕊

گاهی باید رفت، نه از سر خستگی، که از روی فهم. تا بدانند ماندنت لطف بود، نه ناتوانی از رفتن… | @about_atta |🕊

و چه تلخ است این زنده بودن… وقتی هر روز تکه‌ای از دوست‌داشتنی‌ترین‌هایت را در گذر زمان گم می‌کنی، و یاد می‌گیری که زندگی، هنرِ از دست دادن است با چشمانی باز… | @about_atta |🕊

روابط هم خورشیدند… از دور، روشن می‌کنند و گرم. اما نزدیک‌تر که شوی، اگر فاصله‌ات درست نباشد، نه گرما می‌ماند، نه نور فقط سوختگی در دل و دود در چشم. یاد بگیر در فاصله‌ای بمانی که نه سرد شوی، نه بسوزی... فاصله‌ای که در آن هم ببینی، هم بمانی. | @about_atta |🕊

و شاید بزرگ‌ترین گناه‌مان این بود: که دل‌مان آن‌قدر زلال بود، که هرکس نگاهش می‌کرد، خودش را در آن می‌دید و می‌ترسید... | @about_atta |🕊

آرزو کن باد آن را به دست صاحب ش می‌رساند😉
آرزو کن باد آن را به دست صاحب ش می‌رساند😉

آری مهدی جان ما می‌نویسیم بی‌آنکه کسی بخوانَد، بی‌آنکه جوابی برسد... انگار دل‌نوشته‌هایمان بادنامه‌هایی‌اند در طوفانِ بی‌کسی. اما تو بگو آن چشم‌هایی که جانم را بلدند، اکنون کجای جهان می‌درخشند؟ | @about_atta |🕊

Repost from N/a
نوشته های ما هیچ مقصد و گیرنده ای ندارن ولی تو بگو چشای طُ کجایی ان ؟

تو را شبیه شب دوست دارم؛ خاموش، اما پر از گفتنی‌های ناگفته، ساده، اما عمیق‌تر از تمام قصه‌ها. با تمام باورهایی که ناخودآگاه گریبان ذهنم را میگیرد. | @about_atta |🕊