uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

رۆچنە┃روزنه

رۆچنە┃روزنه

Kanalga Telegram’da o‘tish

فردی هستم کنجکاو، با علمی اندک از علوم شرعی که گاها مشاهدات و مطالعات خود را از این روزنه به اشتراک می‌گذارم.

Ko'proq ko'rsatish
398
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-17 kun
-130 kun

Ma'lumotlar yuklanmoqda

O'xshash kanallar
Ma'lumot yo'q
Muammo bormi? Iltimos, sahifani yangilang yoki bizning qo'llab-quvvatlash boshqaruvchimizga murojaat qiling>.
Kirish va chiqish esdaliklari
---
---
---
---
---
---
Obunachilarni jalb qilish
Okt '26
Oktabr '26
+30
2 kanalda
Sentabr '260
1 kanalda
Get PRO
Avgust '260
4 kanalda
Get PRO
Iyul '260
1 kanalda
Get PRO
Iyun '260
2 kanalda
Get PRO
May '260
0 kanalda
Get PRO
Aprel '26
+3
0 kanalda
Get PRO
Mart '260
0 kanalda
Get PRO
Fevral '26
+20
3 kanalda
Get PRO
Yanvar '26
+12
0 kanalda
Get PRO
Dekabr '25
+237
3 kanalda
Get PRO
Noyabr '250
4 kanalda
Get PRO
Oktabr '25
+173
5 kanalda
Sana
Obunachilarni jalb qilish
Esdaliklar
Kanallar
14 Oktabr0
13 Oktabr0
Kanal postlari
ابن‌تيميه می‌فرمایند:
فَالنُّفُوسُ أَحْوَجُ إلَى مَعْرِفَةِ مَا جَاءَ بِهِ وَاتِّبَاعِهِ مِنْهَا إلَى الطَّعَامِ وَالشَّرَابِ فَإِنَّ هَذَا إذَا فَاتَ حَصَلَ الْمَوْتُ فِي الدُّنْيَا
مجموع‌ الفتاوی ترجمه: پس نَفْس‌ها به شناخت آنچه پیامبر ﷺ آورده و پیروی از آن، نیازمندترند تا به خوردن و آشامیدن؛ زیرا اگر این (خوراک و نوشیدنی) از دست برود، مرگ در دنیا حاصل می‌شود، و اگر آن (شناخت و پیروی از رسالت) از دست برود عذاب حاصل می‌شود.

2
○ رابطه ذهبی با سبکی سبکی در حالی با این ادبیات به ذهبی حمله میکند که خود وی در مورد رابطه ذهبی با وی می‌گوید: وَكنت أَنا كثير الْمُلَازمَة للذهبي أمضي إِلَيْهِ فِي كل يَوْم مرَّتَيْنِ بكرَة وَالْعصر وَأما الْمزي فَمَا كنت أمضي إِلَيْهِ غير مرَّتَيْنِ فِي الْأُسْبُوع وَكَانَ سَبَب ذَلِك أَن الذَّهَبِيّ كَانَ كثير الملاطفة لي والمحبة فِي بِحَيْثُ يعرف من عرف حَال مَعَه أَنه لم يكن يحب أحدا كمحبته فِي وَكنت أَنا شَابًّا فَيَقَع ذَلِك مني موقعا عَظِيما وَأما الْمزي فَكَانَ رجلا عبوسا مهيبا طبقات الشافعيه، ج ١٠، ص ٣٩٨ ترجمه: من بسیار ملازم ذهبی بودم و هر روز دو بار، صبح و عصر، نزد او می‌رفتم؛ اما نزد مِزّی، جز دو بار در هفته نمی‌رفتم. علتش این بود که ذهبی با من بسیار مهربان بود و محبت فراوانی به من داشت؛ به‌گونه‌ای که هر کس از رابطه من با او آگاه بود، می‌دانست که او هیچ‌کس را به‌اندازه من دوست نمی‌داشت. من نیز جوان بودم و این محبت تأثیر بسیار زیادی بر من می‌گذاشت. اما مزّی مردی عبوس و باهیبت بود.
103
3
○ ذهبی و ابوالحسن اشعری امام ذهبی در تاریخ الاسلام در حین ترجمه ابوالحسن الاشعری گفته است: ... ومن أراد أن يتبحر في معرفة الأشعري فليطالع كتاب تبيين كذب المفتري تأليف أبي القاسم ابن عساكر اللهم توفنا على السنة وأدخلنا الجنة، واجعل أنفسنا بك مطمئنة، نحب فيك أولياءك ونبغض فيك أعداءك، ونستغفر للعصاة من عبادك، ونعمل بمحكم كتابك ونؤمن بمتشابهه، ونصفك بما وصفت به نفسك، ونصدق بما جاء به رسولك، إنك سميع الدعاء، آمين. تاریخ الاسلام، ج ۷، ص ۴۹۷ [لینک] ترجمه: «هر که بخواهد در شناخت ابوالحسن اشعری به عمق برسد، کتاب «تبیین کذب المفتری» ابوالقاسم ابن عساکر را مطالعه کند. خدایا، ما را بر سنّت بمیران و به بهشت داخل کن، و جان‌های ما را به یاد خودت آرام و مطمئن گردان. به‌خاطر تو دوستان تو را دوست می‌داریم و دشمنان تو را دشمن می‌داریم، و برای بندگان گناهکارت آمرزش می‌طلبیم. به آیات محکم کتابت عمل می‌کنیم و به متشابهات آن ایمان می‌آوریم. تو را به همان صفاتی وصف می‌کنیم که خود را بدان وصف کرده‌ای، و آنچه را پیامبرت آورده است تصدیق می‌کنیم. بی‌گمان تو شنوندهٔ دعایی. آمین.» این عبارت و دعای امام ذهبی نشان می‌دهد که ذهبی معتقد بوده است که ابوالحسن اشعری منحرف و گمراه بوده‌است، لکن خفقانی که توسط اشاعره بر جامعه‌اش حاکم بوده است به وی اجازه نداده که صریح نظر خود را بیان کند، منظور ذهبی از «برای بندگان گناهکارت آمرزش می‌طلبیم» ابوالحسن اشعری است، و وقتی می‌گوید «تو را به همان صفاتی وصف کنیم که خود بدان وصف کرده‌ای» منظورش این است که ابوالحسن اشعری چنین نکرده است و سایر مواردی که در دعای ذهبی وجود دارد بر همین اساس است. عبدالوهاب سبکی (سبکی پسر) که شاگرد ذهبی بوده است مقصود ذهبی را درک کرده است برای همین در کتاب خودش گفته است: هنگامی که شرح‌حال این شیخ(ابوالحسن اشعری) را ــ که شیخ اهل سنت و پیشوای این طایفه است ــ در کتاب تاریخی استادمان ذهبی بررسی کنی و ببینی که چگونه آن را تکه‌تکه کرده و در بیان جایگاه او سرگردان مانده که چه کند؛ و از سوی دیگر، نتوانسته است از او آشکارا عیب‌جویی کند، زیرا از شمشیر اهل حق می‌ترسیده، و نیز به سبب کینه‌ای که سرشت درونی‌اش بر آن شکل گرفته نتوانسته است سکوت پیشه کند؛ تا آنجا که در ستایش او به‌شدت اختصار ورزیده و هرقدر خواسته، از آن کاسته است؛ سپس در پایان شرح‌حال گفته است: «هر که بخواهد در شناخت ابوالحسن اشعری به عمق برسد، کتاب «تبیین کذب المفتری» ابوالقاسم ابن عساکر را مطالعه کند. خدایا، ما را بر سنّت بمیران و به بهشت داخل کن، و جان‌های ما را با یاد خودت آرام گردان....(همان مطلبی که بالا نقل کردیم)» سپس سبکی می‌گوید: در این هنگام، باید از این ذهبی به شگفت آمد و دریافت که این مسکین به چه چیزی اشاره می‌کند! وای بر او، و باز هم وای بر او! من بارها گفته‌ام که ذهبی استاد من است و من در علم حدیث نزد او دانش آموخته‌ام؛ بااین‌حال، حق سزاوارتر است که از آن پیروی شود و بیان حق واجب است. بنابراین، می‌گویم: اما اینکه خواننده را به کتاب تبيين كذب المفتري ارجاع داده‌ای و در ستایش این شیخ کوتاهی کرده‌ای، چگونه چنین کاری را برای خود روا داشتی، درحالی‌که هرگاه شرح‌حال یکی از مجسّمه را نوشته‌ای که خدا را به آفریدگانش تشبیه می‌کند، شرح‌حال او را به‌طور کامل آورده‌ای؟ تا آنجا که کتابت مشتمل بر شرح‌حال گروهی از حنبلیان متأخر و کم‌اهمیتی است که اعتنایی به آنان نمی‌شود، اما شرح‌حال هر کدام از آنان را در چندین صفحه نوشته‌ای! آیا از نوشتن شرح‌حالی درخورِ این شیخ ناتوان بودی؟ آیا نمی‌توانستی شرح‌حال او را همان‌گونه بنویسی که شرح‌حال کسانی را نوشته‌ای که او به اندازهٔ هزاران طبقه از آنان برتر است؟ چه عرض‌ورزی و هوای نفسی می‌تواند از این بالاتر باشد؟ به خدا سوگند می‌خورم که انگیزه‌ای جز این نداری که دوست نداری نام او به نیکی بر سر زبان‌ها بیفتد و نمی‌توانی در سرزمین‌ مسلمانان نیز آنچه را از عیب‌جویی‌اش را در دل‌داری و پنهان کرده‌ای، آشکارا بیان کنی؛ زیرا اگر آن را آشکار می‌کردی، شمشیرهای خدا به سراغت می‌آمدند. سپس سبکی ادامه می‌دهد: و اما دعایی که کردی، آیا اینجا جای آن بود ای مسکین!؟ و اما با گفتن «و دشمنان تو را دشمن می‌داریم» به این اشاره می‌کنی که شیخ از دشمنان خداست و تو او را دشمن می‌داری، به‌زودی با او در پیشگاه خدای متعال خواهی ایستاد، روزی که او می‌آید و پیشاپیش او گروه‌هایی از علما از مذاهب چهارگانه و صالحان از صوفیه و حافظان نقّاد و کاردان از محدثان هستند، و تو می‌آیی در حالی که در تاریکی تجسیم ـ که مدعی هستی از آن بیزاری، حال آنکه از بزرگ‌ترین دعوت‌کنندگان به آنی ـ سرگردان و تلوتلوخوران هستی... طبقات الشافعيه، ج ٣، ص٣٥٢ [لینک]
110
4
#تفسیر وَأَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ وَحَرَّمَ الرِّبَا خداوند داد و ستد و معامله را حلال کرده است و ربا را حرام کرده است ۲۷۵ بقره این آیه دلیل بر این است که اصل در معامله بر حلال بودن است تا اینکه دلیلی بر حرمت آن ظاهر شود. شیخ عبدالعزیز الطریفی میفرمایند: اصل در معاملات، حلال بودن است: این دیدگاهِ جمهور علماست. ابن حزم تصریح کرده است که اصل در معاملات، حرمت است. او در کتاب الإحكام می‌گوید: «إنَّ الأصل في العقود والعهود والشروط التحريم، حتَّى يَرِدَ التحليل» ترجمه: «اصل در عقد‌، معاملات و شروط، تحریم است، تا زمانی که دلیلی بر حلال بودن آن وارد شود.» این دیدگاه، برخلاف نظر داود ظاهری و گروهی از ظاهریه است. التفسیر و البیان لاحکام القران، ج ۱، ص ۵۴۳
172
5
انتقاد، اگر از سر خیرخواهی و برادری باشد، قرار نیست میان ما دیوار بسازد؛ بلکه باید پلی باشد برای نزدیک‌تر شدن ما به یکدیگر. قرار نیست نقد، بهانه‌ای برای تخریب، تحقیر و طرد باشد؛ باید فرصتی باشد برای دیدن آنچه شاید خودمان ندیده‌ایم. ممکن است من در تحلیل خود خطا کرده باشم و دیگری نکته‌ای را دیده باشد که من ندیده‌ام. ممکن است بخشی از تصمیمات درست بوده و بخشی نیازمند اصلاح. ممکن است نه تمام آنچه در ابتدا با شور و شوق پذیرفتیم درست بوده باشد و نه تمام آنچه منتقدان هشدار دادند. رأی صائب، معمولاً از دل همین گفت‌وگوی صادقانه و نقد منصفانه متولد می‌شود؛ نه از سکوت، نه از تعصب و نه از اصرار بر اینکه تنها یک طرفِ ماجرا حق مطلق است. ما اگر قرار است از این تجربه‌ها چیزی بیاموزیم، باید بتوانیم بدون توهین و اتهام، از یکدیگر سؤال کنیم؛ بدون سوءظن، یکدیگر را نقد کنیم؛ و بدون تحقیر و تخریب، خطاهای یکدیگر را یادآوری کنیم. نقد باید به ما کمک کند اشتباهات گذشته را تکرار نکنیم؛ نه اینکه خودِ ما را از یکدیگر دورتر سازد. چه بسا امروز، بیش از آنکه به پیروزی در بحث‌ها نیاز داشته باشیم، به شجاعتِ بازنگری نیازمندیم. به اینکه اگر واقعیت برخلاف تحلیل ما پیش رفت، بتوانیم بگوییم: «اشتباه کردم.» و اگر نقدی درست بود، بتوانیم به جای حمله به منتقد، از آن استفاده کنیم. به اینکه اگر برادری در تحلیل خود دچار خطا شد، او را از دایره اخوت بیرون نکنیم؛ بلکه دستش را بگیریم تا در کنار هم، تحلیل دقیق‌تر و رأی صائب‌تری پیدا کنیم. ما بیش از هر چیز، به یکدیگر نیاز داریم؛ نه به جبهه‌های تازه‌ای از خصومت. غزه شاید به ما نشان داده باشد که هزینه اشتباهات، گاهی فقط یک تحلیل غلط یا یک تصمیم نادرست نیست؛ گاهی انسان‌ها، خانه‌ها و نسل‌ها بهای آن را می‌پردازند. پس بیایید نقد کنیم؛ جدی، صریح و بی‌تعارف! اما نقدمان، برادرمان را به دشمنمان تبدیل نکند. بیایید اختلاف‌نظر داشته باشیم، اما اخوت را از دست ندهیم. بیایید از یکدیگر سؤال کنیم، اما نیت‌خوانی نکنیم. بیایید خطاها را ببینیم، اما انسانِ خطاکار را نابود نکنیم. و مهم‌تر از همه، بیایید از این سه سال، به جای کینه‌های بیشتر، فهمِ بیشتر به دست آوریم؛ به جای فاصله‌های عمیق‌تر، قرب و اخوت بیشتری بسازیم؛ و به جای تکرار اشتباهات، به رأی صائب‌تر و تصمیم‌های پخته‌تر برسیم. شاید این، کمترین درسی باشد که می‌توانیم از سه سال درد و رنج و حسرت بگیریم. ● رۆچنە | روزنه
397
6
● لحظه‌ای شوق، ساعاتی سرور و شادی و سه سال درد و رنج و حسرت! ✍ هیچ سایه با حمله رزمندگان حماس به سرزمین‌های اشغالی، در دل بسیاری از مسلمانان شوق و امیدی تازه ایجاد شد. اما اندک افرادی هم بودند که با چشم تردید، ترس و نگرانی به این واقعه نگاه می‌کردند؛ چراکه این افراد، واقع‌بینی را بر حماسه ترجیح می‌دادند و از قدرت محدود مبارزان فلسطینی و توان وسیع نظامی اسرائیل اطلاع داشتند. من از دسته دوم بودم؛ خوشحال از ترس اشغالگران و شادی اهل غزه، اما نگران از تبعات این واقعه. باز هم همان سناریو! ۱۱ سپتامبر در زمان دولت جمهوری‌خواه و جنگ‌طلب بوش، و ۷ اکتبر مصادف با افراطی‌ترین دولت تاریخ اسرائیل. با این حال، به مجاهدان حسن‌ظن داشتم. با خود می‌گفتم: نه! همه‌چیز به همین‌جا ختم نمی‌شود. برای کرانه باختری برنامه‌ای دارند؛ با نیروهای محور مقاومت هماهنگ هستند؛ این تنها یک فاز از عملیات است و حتماً فازهای دیگری نیز برنامه‌ریزی شده است. کارشناسان پیش‌بینی می‌کردند این جنگ سه ماه طول بکشد. نتانیاهو گفت پیش‌بینی می‌کنیم این عملیات یک سال طول بکشد. حماس گفت در تونل‌های خود برای سه سال جنگ تن‌به‌تن، تسلیحات و تدارکات ذخیره کرده است. و امروز، سه سال از آن روز گذشته است. غزه به تلی از خاکستر تبدیل شده؛ بیش از هفتاد هزار نفر شهید شده‌اند؛ حماس به‌شدت تضعیف شده و بسیاری از رهبرانش ترور شده‌اند؛ نتانیاهو سرمست از ویرانی غزه و در جست‌وجوی ماجراجویی‌های بیشتر در منطقه است؛ و اسرائیل در افکار عمومی جهان، منفورتر از هر زمان دیگری شده است. اما امت اسلام چه؟ امت اسلام، مثل همیشه، متفرق و مشغول صرف انرژی در اختلافات اجتهادی و تاکتیکی! عده‌ای به طرفداران پر و پا قرص حماس تبدیل شدند و هرگونه اعتراض یا نقد نسبت به عملکرد این گروه را مترادف خیانت، ارتزاق، صهیونیسم و... تفسیر کردند. عده‌ای دیگر، حماس را عامل اصلی خون‌های ریخته‌شده دانستند و با پررنگ‌کردن خطاهای این جماعت در مسائل اعتقادی و عملی، حتی تا مرز قضاوت درباره نیت این مبارزان پیش رفتند. باز هم دو جبهه سیاه و سفید و صفر و صدی شکل گرفت. باز هم کارناوال تخریب، اتهام و تهمت به راه افتاد. و باز هم اثری از نصح، اعذار، انصاف و اخوت به چشم نمی‌خورد. سه سال گذشت. غزه به تلی از خاکستر تبدیل شد. خون‌ها ریخته شدند. خانواده‌ها داغدار شدند. و ما بار دیگر، به جای آنکه از یکدیگر بیاموزیم، درگیر این شدیم که چه کسی از ابتدا درست می‌گفت و چه کسی اشتباه می‌کرد. بله! سخت و دردناک بود. بله! خون گریستیم و برای شهدا علو درجات مسألت کردیم. بله! درد مردم غزه، درد همه ماست. اما با تَرَک‌ها و فاصله‌هایی که بعد از این واقعه، بیش‌تر و عمیق‌تر شد، چه کنیم؟ آیا قرار است هر حادثه‌ای ما را بیشتر از گذشته به دو اردوگاه تقسیم کند؟ آیا قرار است نقدِ یکدیگر را دشمنی تلقی کنیم و هر پرسش و تردیدی را خیانت بدانیم؟ آیا قرار نیست از این سه سال، چیزی بیش از خشم و حسرت بیاموزیم؟ ادامه مطلب 👇👇👇
375
7
مقاله ای با عنوان: لحظه‌ای شوق، ساعاتی سرور و شادی و سه سال درد و رنج و حسرت! به زودی ...
200
8
نسخه خطی قرآن مربوط به قرن اول (نسخه توبینگن) نسخه‌ای از قرآن در دانشگاه توبینگن آلمان نگهداری می‌شود که بر روی پوست گوسفند نوشته شده‌است، طبق آزمایش کربنی که در سه نمونه برای بررسی سن آن انجام شده است نشان داده است که با اطمینان ۹۵/۴ پوست در بین سال‌های ۶۴۹ تا ۶۷۵ میلادی تهیه شده است که به عبارتی ۱۶ تا ۴۲ سال پس از وفات رسول‌اللهﷺ این پوست‌ها تهیه شده است. مصحف از آیه ...ذَٰلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا(۳۵ اسراء) وَلَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ ۚ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولَٰئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا (36 اسراء) شروع می‌شود و تا سوره یاسین را در بر می‌گیرد. لازم است ذکر شود تحقیق زمان ذبح یا مرگ حیوان را نشان می‌دهد و باید برای کتابت آن زمانی لحاظ شود که عدد ۱۶ تا ۴۲ در حد چند سال ممکن است جابه‌جا شود که اگر تمام این قضایا را لحاظ کنیم می‌توان با اطمینان گفت این مصحف ۵۰ سال با وفات رسول الله فاصله دارد. لینک خبر در دانشگاه توبینگن نسخه خطی قرآن به صورت آنلاین
244
9
خواندن قسمت بیشتری از شعر بالا توسط خود شاعر در وصف رسول‌الله ﷺ
خواندن قسمت بیشتری از شعر بالا توسط خود شاعر در وصف رسول‌الله ﷺ
248
10
#شعر يا أيّها المكتوبُ في أعماقنا أنت الكتابُ و كلّنا قُرّاءُ .... يا أمَّ معبدَ ليتَ قلبي خيمةٌ لتدوسَه بنعالها النّزلاءُ شا
#شعر يا أيّها المكتوبُ في أعماقنا أنت الكتابُ و كلّنا قُرّاءُ .... يا أمَّ معبدَ ليتَ قلبي خيمةٌ لتدوسَه بنعالها النّزلاءُ شاعر: انس الدغیم (شاعر سوری) ترجمه: ای کسی که در اعماق وجود ما نوشته شده‌ای، تو کتابی و همهٔ ما خوانندگان توییم ... ای اُمّ معبد! کاش قلب من خیمه‌ای بود، تا مهمانان با کفش‌های خود بر آن گام نهند(۱). ۱ـ اشاره به جریان هجرت پیامبر ﷺ و حضرت ابوبکر صدیق رضی‌الله‌عنه که در حین سفر بر خیمهٔ اُمّ مَعبد وارد شدند و از او درخواست غذا یا نوشیدنی کردند. اُمّ مَعبد تنها یک گوسفند لاغر داشت که شیر نمی‌داد؛ رسول‌الله ﷺ دستی بر پستان آن کشید و پستانش پر از شیر شد.
261
11
سپاه رزگاری چگونه درست شد و ارتباط آن با صدام (کیفیت بالا)
سپاه رزگاری چگونه درست شد و ارتباط آن با صدام (کیفیت بالا)
235
12
سپاه رزگاری چگونه درست شد و ارتباط آن با صدام زبان: کوردی #تاریخ #تاریخ_شفاهی 🔈 حسین خلیقی (مخالف حزب رزگاری و عضو حزب دموکر
سپاه رزگاری چگونه درست شد و ارتباط آن با صدام زبان: کوردی #تاریخ #تاریخ_شفاهی 🔈 حسین خلیقی (مخالف حزب رزگاری و عضو حزب دموکرات) منبع: قسمت سوم گفتگو، دقیقه ۱۵ سپاه رزگاری گروه مسلحی بود که سال ۱۳۵۸ توسط پسران و برادرزاده‌های شیخ عثمان بیاره (مرشد طریقت نقشبندی) و با کمک صدام حسین تاسیس شد و در مناطق اورامان ایران فعالیت داشتند. 📍ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 📍ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ پست‌های مرتبط: 1- کاک احمد مفتی‌زاده(مخالف دینی رزگاری): اکثر سران حزب رزگاری از مزدوران ساواک بودند. 2- جلال‌طالبانی(مخالف سکولار): فرستادن نامه برای شیخ عثمان و گلایه کردن از دریافت اسلحه از صدام 3- ماموستا محمد یوسف رهنمون(عضو رزگاری): اشاره چندباره به ارتباط با صدام و بیان ادامه دار بودن ارتباط تا پایان کار صدام
222
13
صدقه دادن به کافر شیخ عبدالعزیز الطریفی در این مورد می‌فرمایند: علما درباره صدقه‌ای غیر از زکات به کافر، بدون قصد تألیف قلب، اختلاف کرده‌اند. دیدگاه راجح این است که چنین کاری جایز نیست، مگر با قصد تألیف قلب او؛ چه به صورت صدقه مالی باشد و چه اطعام، به‌ویژه اگر آن کافر همسایه باشد؛ زیرا وقتی تألیف قلب در زکات جایز است، در صدقه مستحب به طریق اولی جایز خواهد بود. التفسیر و البیان لاحکام القران، ج ۱، ص ۵۲۷
212
14
#تفسیر ﴿وَإِن تُخْفُوهَا وَتُؤْتُوهَا الْفُقَرَاءَ فَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ﴾ «و اگر آن را پنهان کنید و به فقیران بدهید، برای شما بهتر است»... ابن‌قیم در این مورد می‌فرمایند: ... در قیدی که خداوند متعال برای پنهان کردن صدقه آورده است تأمل کن: پنهان کردن را به «دادن آن به فقیران» اختصاص داده و نفرموده است: «وإن تخفوها فهو خير لكم» زیرا برخی از صدقات را نمی‌توان پنهان کرد؛ مانند تجهیز سپاه، ساختن پل، جاری کردن نهر و مانند آن. اما در مورد دادن صدقه به فقیر، پنهان کردن آن فوایدی دارد؛ از جمله حفظ حال و آبروی فقیر، قرار ندادن وی در معرض شرمندگی در میان مردم؛ و نیز اینکه مردم او را صاحب «دست پایین» نبینند و او را محتاج نپندارند، تا از معامله و دادوستد با او روی برنگردانند. اینها فوایدی افزون بر اصل احسان صدقه است؛ علاوه بر این پنهان کردن صدقه، اخلاص را در پی دارد و انسان را از ریا و خواستِ ستایش مردم دور می‌سازد. بدائع التفسیر، ج ۱، ص ۲۸۰
236
15
زکات نفت و گاز و معادن #تفسیر يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَنفِقُوا مِن طَيِّبَاتِ مَا كَسَبْتُمْ وَمِمَّا أَخْرَجْنَا لَكُم مِّنَ الْأَرْضِ ۲۶۷ بقره شیخ عبدالعزیز الطریفی در مورد قسمت «مما اخرجنا لکم من الارض» می‌فرمایند: گفته شده است که معادن، نفت و گاز نیز، از آن جهت که مردم از آنها بهره می‌برند و از زمین استخراج می‌شوند، به دلیل عموم آیه مشمول زکات هستند؛ این دیدگاه، ظاهر مذهب حنفیه است؛ زیرا آنان قائل به اخذ به عموم نصوص هستند. قاعده نزد آنان این است که دلالت لفظ عام بر همه افراد و اجزای آن، قطعی است؛ در حالی که جمهور، دلالت عام بر تمام افرادش را ظنی می‌دانند. و این دیدگاه [نظر جمهور] ارجح است، مگر آنکه قرائنی درباره یکی از افراد عام وجود داشته باشد، یا دلیل مستقلی اقامه شود، یا عملی [از سلف] وجود داشته باشد که استناد به یک فرد یا چند فرد از افراد عام را تقویت کند. زکات نفت و فراوده‌ها آن معاصرانی که به زکات نفت و گاز قائل شده‌اند، درباره نصابِ وجوب زکات و مقدار زکات آن اختلاف کرده و چند دیدگاه ارائه داده‌اند: برخی آن را بر رکاز (دفینه) قیاس کرده و گفته‌اند که در آن خُمس (یک‌پنجم) واجب است. برخی آن را بر غلات و میوه‌ قیاس کرده‌اند. و برخی دیگر آن را بر طلا و نقره (نقدین) قیاس کرده‌اند. اما اگر نفت، پترول و گاز مال عمومی مسلمانان باشد و درآمد حاصل از آن به بیت‌المال برسد، زکات در آن واجب نیست. ولی آیا اگر مال خصوصی یک فرد باشد و نفت یا گاز از زمینی که متعلق به اوست استخراج شود، زکات در آن واجب است؟ این مسئله تابع همان اختلاف پیشین است.(همان اختلاف احناف و جمهور که قبلاً گفت) کسی که به وجوب زکات در نفت قائل شده است، باید میان آنچه با هزینه و زحمت استخراج می‌شود و آنچه بر سطح زمین جاری می‌شود یا نزدیک به سطح زمین قرار دارد تفاوت بگذارد و این دو را یکسان قرار ندهد. بلکه باید با قیاس بر غلات و میوه‌ه، آنها را دو حالت دانست: آنچه استخراج آن با هزینه و زحمت همراه است، نباید زکات آن از ربع عُشر (۲/۵ درصد) بیشتر باشد؛ و آنچه بدون هزینه و زحمت به دست می‌آید، زکات آن عُشر (۱۰ درصد) است. زیرا در روایت صحیح ابن عمر، از پیامبر ﷺ روایت کرده است: ««فِيمَا سَقَتِ السَّمَاءُ وَالْعُيُونُ أَوْ كَانَ عَثَرِيًّا: الْعُشْرُ، وَمَا سُقِيَ بِالنَّضْحِ: نِصْفُ الْعُشْرِ»» «در محصولی که آسمان [باران] یا چشمه‌ها آن را آبیاری کنند، یا به‌صورت طبیعی از آب زمین بهره‌مند شود، یک‌ دهم [۱۰ درصد زکات] است؛ و آنچه با آب‌کشی و هزینه آبیاری شود، نصف یک‌دهم [۵ درصد] است.» ضعف قیاس نفت بر رکاز قیاس نفت بر رکاز ضعیف است؛ زیرا در رکاز خُمس واجب است، در حالی که رکاز غالباً بدون هزینه و زحمت به دست می‌آید. رکاز، اموالی از دوران جاهلیت است که در زمین مدفون شده و ساخته و پرداخته دست‌های آنان بوده است. بنابراین، معمولاً برای استخراج آن هزینه‌ای بابت حفر زمین یا تراشیدن سنگ وجود ندارد. حتی اگر رکاز از طریق حفر زمین پیدا شود، در حقیقت به‌صورت تبعی و اتفاقی به دست آمده است، نه اینکه شخص زمین را با هدف یافتن رکاز و با صرف هزینه و تحمل زحمت حفر کرده باشد. برای مثال، کسی چاهی را به قصد دستیابی به آب حفر کند، یا برای ساخت‌وساز سنگی را جابه‌جا کند، و سپس به‌طور اتفاقی در میان آن، طلای مربوط به دوران جاهلیت پیدا کند. چنین شخصی برای خودِ رکاز، متحمل زحمت و هزینه‌ای نشده است؛ ازاین‌رو، حکم شرعی آن خُمس قرار داده شده است. بنابراین، نمی‌توان آنچه مردم از معادن، از طریق استخراج سنگ‌ها و حفر زمین به دست می‌آورند، بر رکاز قیاس کرد؛ زیرا در معدن، سنگ‌ها استخراج می‌شوند و سپس ذوب می‌گردند تا مواد ارزشمند موجود در زمین، مانند طلا، نقره، مس و مانند آنها، از آنها به دست آید. این کار نیازمند هزینه و زحمت است؛ بنابراین حکم رکاز را ندارد و تا زمانی که به نصاب نرسد و یک سال بر آن نگذرد، زکات در آن واجب نیست.[در حالی که در رکاز زمان یک سال یا حول لازم نیست] التفسیر و البیان لاحکام القران، ج۱، ص ۵۲۴
240
16
#تفسیر أَنفِقُوا مِن طَيِّبَاتِ مَا كَسَبْتُمْ (۲۶۷ بقره) «از اموال پاکیزه‌ای که به دست آورده‌اید، انفاق کنید.» شیخ عبدالعزیز الطریفی در مورد این قسمت از آیه می‌فرمایند: از این آیه استفاده می‌شود که مال حرام، تا زمانی که از آن توبه نشده باشد، زکات ندارد؛ زیرا خداوند پاک است و جز پاکیزه را نمی‌پذیرد، چنان‌که در حدیث آمده است. اما اگر صاحب مال از آن توبه کند، مانند کسی که پس از گرفتن مالِ ربوی از ربا توبه می‌کند، آن مال را زکات می‌دهد؛ زیرا توبهٔ صادقانه، پلیدی و خباثتِ مال را از آن برطرف می‌کند. التفسیر و البیان لاحکام القران، ج ۱، ص ۵۲۲
190
17
#تفسیر وَلَاتَيَمَّمُوا الْخَبِيثَ مِنْهُ تُنفِقُونَ (۲۶۷ بقره) ترجمه: از مال نامرغوب و ناپاکِ آن، برای انفاق قصد نکنید. ابن قیم در مورد فعل «لاتیمموا» می‌فرمایند: نهی خداوند از قصد و تعمدِ چنین کاری، دربردارندهٔ نوعی عذر برای کسی است که بدون قصد و تعمد چنین مالی را پرداخت می‌کند؛ بلکه این امر اتفاقی بوده است؛ مثلاً همان مال در آن هنگام در دسترس او بوده، یا تمام دارایی او از همان نوع بوده است. چنین کسی «خبیث و نامرغوب» را قصد نکرده است؛ بلکه قصدش این بوده که بخشی از آنچه خداوند به او بخشیده است، انفاق کند. همان مصدر
202
18
#تفسیر يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَنفِقُوا مِن طَيِّبَاتِ مَا كَسَبْتُمْ وَمِمَّا أَخْرَجْنَا لَكُم مِّنَ الْأَرْضِ وَلَا تَيَمَّمُوا الْخَبِيثَ مِنْهُ تُنفِقُونَ وَلَسْتُم بِآخِذِيهِ إِلَّا أَن تُغْمِضُوا فِيهِ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ حَمِيدٌ بقره آیه ۲۶۷ ابن‌قیم در مورد ضمیر در «کَسَبتُم» می‌فرمایند: خداوند سبحان، «کسب» را به بندگان نسبت داده با اینکه الله خود آفرینندهٔ افعال ایشان است — چرا که آن فعل، فعلی است که حقیقتاً بر خودِ بنده قائم است. و «اخراج» را به خودش نسبت داده، زیرا این، نه فعلِ بندگان است و نه در قدرت و توان ایشان. پس آنچه را در قدرت بندگان است [یعنی کسب] به خودشان نسبت داد، و آنچه را که ساختهٔ اوست و بندگان هیچ قدرتی بر آن ندارند [یعنی خلق و ایجاد]، به خودش نسبت داد. و در ضمن همین [تفکیک]، ردّی است بر کسی که این دو نوع را با هم یکسان گرفتە‌اند و بدین‌ترتیب قدرت و فعل و تأثیرِ بنده را به‌طور کامل از او سلب کرد. بدائع التفسیر، ج۱، ص ۲۰۴
200
19
توضیحات: از حدود دو هفته قبل حکم شترمرغ از دیدگاه امام شافعی مورد بحث قرار گرفت که ابتدا با سوالی شروع شد که از محمد بن شمس الدین در مورد حکم شترمرغ سوال کرده بودن که گفته بود نزد امام شافعی به علت پلیدی حرام است ولی دلیلی برای حرام بودنش وجود ندارد. حسن الحسینی در رد وی کلیپی با عنوان دفاع از امام شافعی ضبط کرده بود که او هم به اختلاف نسخه‌ها اشاره کرده بود ولی کلام محمد عمر الکاف که متخصص نسخه‌های خطی مخصوصا نسخه‌های شوافع است در این زمینه ارزش بیشتری دارد.
220
20
نسخه‌های خطی الام+2
نسخه‌های خطی الام
253