حوالیغرب'
Kanalga Telegram’da o‘tish
«در پی راهی برای زنده ماندن.» -متن های که اسم نویسنده آخرش نیست رو خودم مینویسم. پس خواهشا،کپی نکنید و اگر که دوست داشتید فور بزنید.
Ko'proq ko'rsatish503
Obunachilar
-124 soatlar
-37 kun
-5630 kun
Postlar arxiv
503
Repost from حرفهای نگفته
این پیام + این پیام رو فوروارد کنید. منم یه پست از شما اینجا میفرستم و نظرم رو میگم.
503
Repost from عــزیزکرده بــدون نــعنا
این پست + این پیام رو فور کنید پینِ چنلتون رو فور بزنم
جوین باش برف
503
این نظریه منَ:
آدم های عاقل از تجربه های بقیه استفاده میکنن و خودشون رو تو چاه های که اونا انداختن نمیندازن.
گول ظاهر های قشنگی که آدم ها برای باطن های وحشتناک زندگی هاشون میسازن رو نمیخورن.
و چون میدونن مسیرشون با بقیه متفاوته از امتحان کردن کارایی احمقانهای که اونا انجام میدن امتناع میکنن.
503
قبلا آدمی بودم که زیاد رویا پردازی میکردم.
اما الان دیگه حتی ازش خوشم نمیاد، چیدن یکسری اتفاقات کنار همدیگه که مطمئن نیستی به واقعیت تبدیل میشه صرفا باعث ناامیدی خودت میشه.
چون داریم توی دوره ی زندگی میکنیم که خیلی از واقعیات هم به نتیجه ایی نمیرسن چه برسه به رویاها.
503
لحظه ای که کتاب جدیدی میخرم آدم خوشحالی تری میشم نسبت به تمامی مواقعی که حس شادی رو تجربه میکنم.
خوندن و ورق زدن نوشته های ذهن نویسنده و تجربه زندگی شخصیت های درون کتاب همیشه برام با ارزشه و چیزیه که هیچوقت ازش خسته نمیشم.🫧
503
Repost from عــزیزکرده بــدون نــعنا
این چاقو رو فرو میکنم تو قلبت....
فور کنید بر اساس وایبتون ادامش بدمجوین باش برف ، شب میزارم.
503
Repost from Little moments ⋆˚꩜
بهاری ترین چنل هارو برات اوردم(:
مطمئن باش هدیهشون بهت یه عالمه حس خوبه 🥹🌷🧚🏻♀️✨
🍃☁️ TAP TAP ☁️🍃
503
من جزء آدم های محسوب میشم که از نبودن همیشه با درد یاد میکنم، ولی گاهی پذیرش همین درد خودش معجزه میکنه.
503
به قبلا که نگاه میکنم میبینم بعضی از آدم ها باید میرفتن، باید میرفتن که من یاد بگیرم همه خوب نیستن،نباید با همه و رفتارهای مزخرفی که از خودشون نشون میدن کنار بیام، من نمیتونم افسرده بودن آدم هارو درمان کنم، من نباید چسپ زخم آدما باشم. باید میرفتن تا یاد میگرفتم با خودم چطوری رفتار کنم. باید میرفتن تا میفهمیدم دلیل نمیشه چون در توانم هست تا روزی که بخوام کنارشون باشم واقعا کنارشون باشم. باید میرفتن که نبودن، رها کردن و رفتن رو یاد بگیرم.
