حوالیغرب'
Kanalga Telegram’da o‘tish
«در پی راهی برای زنده ماندن.» -متن های که اسم نویسنده آخرش نیست رو خودم مینویسم. پس خواهشا،کپی نکنید و اگر که دوست داشتید فور بزنید.
Ko'proq ko'rsatish503
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-37 kun
-6230 kun
Postlar arxiv
503
چی میتوان گفت، مگر میشود اتفاقاتی که درون مرا میخورد و خورد میکند را برای شخص دیگری به وضوح تعریف کنم؟
اصلا امکانش را دارد؟
همانند آن است بگویی جزئیاتی که شخصی قبل از مرگش ثبت کرده است را دوباره بازگو کنید،ممکن است؟
503
یاد بگیرید وقتی کسی خودش را برایتان حذف کرد،
آن را موهبت در نظر بگیرید.
-مارک منسن؛عشق کافی نیست
503
اونقدر دوست دارم که اگه خودتو تو چاهم بندازی برام مهم نیست کار درستی نیست منم باهات میام:)🫂
503
واقعا موندم چطوری یسری آدما بهت میگن ول کن و آسون بگیر. خب مگه من دلم میخواد سخت بگیرم؟مگه من دوست دارم اذیت کنم خودمو؟ لابد سخته که داره سخت میگذره بهم وگرنه کی دوست داره به خودش سختی بده؟
503
واقعا موندم چطوری یسری آدما بهت میگن ول کن و آسون بگیر. خب مگه من دلم میخواد سخت بگیرم؟مگه من دوست دارم اذیت کنم خودمو؟ لابد سخته که داره سخت میگذره بهم وگرنه کی دوست داره به خودش سختی بده؟
503
ولی وقتی یه درونگرا بهتون میگه:
"تو برام فرق میکردی."یعنه ته ته حسش رو بهتون داده و شما حیفش کردین:)!
503
انگار بعد از یسری اتفاقا یچیزی از خودمون رو گم میکنیم.
نمیدونم چیه، نمیدونم کجا و کی ولی مطمئنم یچیزی از خودمون رو یجایی جا میذارم، توی گذشته.
آره منم بعد از اون اتفاقات یچیزی رو جا گذاشتم که هنوزم که هنوزه نبود اون چیز رو حس میکنم..!
503
اگه دارین درس میخونین یا کلا توی این مسیرین این چنل میتونه کنارتون باشه:)
برین پیشش خیلی نازه🫠♥️
