uz
Feedback
Riyan's Arcadia

Riyan's Arcadia

Kanalga Telegram’da o‘tish

دیلی: @Riyaniol ناشناس: @Riyanie_bot

Ko'proq ko'rsatish
349
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-17 kun
-830 kun

Ma'lumot yuklanmoqda...

Obunachilarni jalb qilish
Okt '26
Oktabr '260
0 kanalda
Sentabr '26
+10
2 kanalda
Get PRO
Avgust '26
+15
0 kanalda
Get PRO
Iyul '26
+6
1 kanalda
Get PRO
Iyun '26
+46
5 kanalda
Get PRO
May '26
+1
0 kanalda
Get PRO
Aprel '260
0 kanalda
Get PRO
Mart '260
0 kanalda
Get PRO
Fevral '26
+3
0 kanalda
Get PRO
Yanvar '26
+2
0 kanalda
Get PRO
Dekabr '25
+4
0 kanalda
Get PRO
Noyabr '25
+48
0 kanalda
Get PRO
Oktabr '25
+3
1 kanalda
Get PRO
Sentabr '25
+41
2 kanalda
Get PRO
Avgust '25
+52
17 kanalda
Get PRO
Iyul '25
+72
26 kanalda
Get PRO
Iyun '25
+36
17 kanalda
Get PRO
May '25
+104
22 kanalda
Get PRO
Aprel '25
+132
13 kanalda
Get PRO
Mart '250
19 kanalda
Get PRO
Fevral '25
+169
20 kanalda
Get PRO
Yanvar '250
14 kanalda
Get PRO
Dekabr '24
+19
1 kanalda
Sana
Obunachilarni jalb qilish
Esdaliklar
Kanallar
04 Oktabr0
03 Oktabr0
02 Oktabr0
01 Oktabr0
Kanal postlari
عشقولیا هستین امشب آپ کنم؟

2
چقدر هاتن❤️‍🔥
27
3
واقعاً فکر کردی احساسات دیگران برای من مهمه؟ لبخند روی لب‌های برجسته سهون نشت. خون از گوشه‌ی چشمش پایین میومد و بعد روی زمین خشک می‌افتاد؛ زخمی که جونمیون، همسر عزیزش،چند ثانیه قبل با همون چاقویی که خودش بهش پیش کش کرده بود چشم راستش رو ازش گرفته بود. انگشت بی‌روح و بلندش رو بالا اورد و قسمتی از خون خودش رو لمس کرد؛گرم بود و باعث میشد احساس سوزش کنه. با صدایی خیلی اروم و بی‌اعتنا لب زد واقعا ناراحت کننده‌‌ست، هنوز هم خونت رو بیشتر از خون بقیه دوست دارم. چشم سالمش روی جونمیون ثابت موند، هنوز نگاهش دنبال همسر بداخلاقش بود. جونمیون حتی پلک هم نزد. تو از خون معشوقت تغذیه می‌کنی، سهون.پس من کسیم که تورو تمام این سال‌ها زنده نگهداشتم مکث کوتاهی کرد و دوباره با چشم های وحشی به سهون خیره شد ؛ اما انگار همسر عزیزش هیچ ترسی از این ماجرا نداشت ... دقیقا همونطور که انتظار داشت . من آدم‌ها رو برای خودم قربانی می‌کنم عزیزم ولی تو که آدم نیستی ... تو جزوی از اموال منی.. لبخند محوی گوشه‌ی لب جونمیون نشست، از این اخلاق سهون خوشش میومد، گاهی حتی بهش افتخار میکرد؟ تو فکر میکنی از من پست‌فطرت تری؟ برای چندلحظه ؛سکوت بلندی بین سهون و جونمیون حاکم شد ، سکوتی از جنس مزه تلخ سم مار. و بالاخره سهون خندید و سکوت رو شکست؛ خوب میدونست اگر به همسرش بگه ازش وحشی تره احتمال جدایی‌شون زیاد بود؛پس فقط گوشه لبش رو گاز گرفت و اروم زمزمه کرد نه، نه بیبی ... من و تو هردو جزو شیاطین هستیم نمیتونم تو رو از خودم مهربون تر ببینم وقتی همین الان با چاقویی که خودم بهت هدیه دادم صورتم رو به این خوشگلی نقاشی کردی
23
4
+4
Matn yo'q...
25
5
ام وی SONG FOR YOU چانیول منتشر شد 🍻 LINK
26
6
ووت بدین عمو ببینه🤓
63
7
ᴍᴀʀᴠᴀɴᴇ ~ مرداب فریبنده ¹³ Cₒᵤₚₗₑₛ: Chanbaek , Sekaihun Gₑₙᵣₑ: Dark Romance, Mafia, Criminal, Smut Wᵣᵢₜₑᵣ: Riyan #Chanbaek #S
ᴍᴀʀᴠᴀɴᴇ ~ مرداب فریبنده ¹³ Cₒᵤₚₗₑₛ: Chanbaek , Sekaihun Gₑₙᵣₑ: Dark Romance, Mafia, Criminal, Smut Wᵣᵢₜₑᵣ: Riyan #Chanbaek #Sekai #Marvane قتل‌های سریالی منطقه 12 سئول، دشوارترین و خطرناکترین پرونده ممکن، حالا به دست افسر اوه سهون افتاده. پرونده‌ای که نه هویت مقتول‌ها مشخصه و نه اثری از قاتل هست. و سهون هرگز فکر نمی‌کرد هر قدمی که به جلو برداره بیشتر و بیشتر توی این باتلاق فرو می‌ره...
593
8
یه همت کنین
64
9
3تاا مونده
63
10
اگه ری اکشنای بوس اینجا بیشتر از 15 شه امشب آپ میکنم
66
11
اوه نمیدونم از کجا اومدین ولی خوش اومدین👈🏻👉🏻
81
12
میشه یکوچولو دیگه صبر کنین تا آپ کنم و لفت ندین؟
89
13
فگر کنم بکهیونه دوتا بزنه تو دهنش😂ولیییی ارزش امتحان کردنو داره. مرسی خوشگلم
110
14
چانیول /پلیس (ماروین) سوال: با توجه به شغلت اگه بخوای به بکهیون پیشنهاد وان‌نایت بدی چی میگی؟ _آدما معمولا توی بازجویی خیلی ز
چانیول /پلیس (ماروین) سوال: با توجه به شغلت اگه بخوای به بکهیون پیشنهاد وان‌نایت بدی چی میگی؟ _آدما معمولا توی بازجویی خیلی زود خودشون رو لو میدن...اما انگار تو تنها کسی هستی که دلم می‌خواد ذره ذره و با لمس کردن تمام تنش بشناسمش @riyanarcadia 🍓
87
15
چقدر خوشگله😍🥺
12
16
بوته‌های رز قرمز تمام باغ رو پوشونده بودند و عطرشون تا دورترین اتاق‌های عمارت می‌پیچید. اما بین اون همه رز سرخ، تنها یک رز سفید وجود داشت؛ رزی که لوهان بیشتر از همه مراقبش بود. لوهان یک سال پیش، ضربه‌ی شدیدی به سرش خورده بود. وقتی به هوش امد، تمام خاطراتش ناپدید شده بودند.حتی اسم و چهره خودش رو ... تمام گذشته‌اش... خانواده‌اش... آدم‌هایی که دوستشون داشت... همه‌چیز.حتی هویت‌ش اما گاهی، بین خواب و بیداری، تصویرهایی مبهم سراغش می‌امد یک پسر بلندقد. ایستاده وسط گلزارهای وحشی، زیر اسمون خاکستری. لوهان هیچ‌وقت به اون قسمت باغ نمی‌رفت. حتی نمی‌دونست چرا باید به اون قسمت از باغ که هیچ کس ازشون نگه داری نمیکنه بره. تمام چیزی که دوست داشت همین باغ، رزهای مرتب و اروم خودش بود. پس چرا اون پسر رو توی خواب و کابوس‌هاش می‌دید؟ چرا همیشه توی کابوس‌هاش بین گل‌های وحشی ظاهر می‌شد؟ چرا اونجا؟... و مهم‌تر از همه... چرا هر بار که تصویرش توی ذهن لوهان شکل می‌گرفت، قلبش طوری می‌تپید که انگار او رو می‌شناخت؟ شاید بعضی احساسات انقدر عمیق باشن که حتی اگر تمام خاطراتشون پاک بشن احساسات باقی میمونه.
10
17
+8
Matn yo'q...
10
18
ماروین(دوتا کاپل اصلی داره که یکیش چانبکه) چانیولش پلیسه
103
19
🎉چالش برای نویسنده‌ها ❌پیش‌ شرط چالش: کاپل قصه‌ چانبک باشه یک: این پیام رو فوروارد کنید به دیلی‌هاتون دو: یکی از قصه‌هاتون ر
🎉چالش برای نویسنده‌ها ❌پیش‌ شرط چالش: کاپل قصه‌ چانبک باشه یک: این پیام رو فوروارد کنید به دیلی‌هاتون دو: یکی از قصه‌هاتون رو انتخاب کنید و بهم بگین شغل چانیول قصه چیه؟ 💼 سه: بعدش من بهتون میگم اگه چانیول قصه‌ی شما با توجه به شغلش بخواد به بکهیون پیشنهاد وان‌نایت بده با چه جمله‌ای شروع میکنه؟🔞 🦥 ظرفیت: کیلی‌کیلی کم
78
20
عشق من🥺🥺🥺
107