uz
Feedback
اتاق ‌شماره 6

اتاق ‌شماره 6

Kanalga Telegram’da o‘tish

خیلی tea هستم.💆🏻‍♀️ http://t.me/HidenChat_Bot?start=7014140093

Ko'proq ko'rsatish
2 430
Obunachilar
-1424 soatlar
-247 kunlar
+18130 kunlar
Postlar arxiv
Repost from ·Alaska, Alaska·
جدی امیدوارم یک روزی همه‌ی اون چیزی بشم که دلم می‌خواد، یا حداقل نصفش.

عاشق آسمون امروز بودم.🥹🥹💓
+1
عاشق آسمون امروز بودم.🥹🥹💓

افتخار دادم بهتون

😂😂😂😂

خوشگل گرگانی اومده سارییییییی

پارک ملل چیکار میکنی تو خوشگله

Taylor-Swift-Cruel-Summer-128.mp32.97 MB

صبح تمام فنای تیلور بخیر.🤝

Girlhood.🪞🩰⭐️💓
+1
Girlhood.🪞🩰⭐️💓

تموم، امیدوارم دوسشون داشته باشید.🩵✨🧚🏼‍♀️

@kaleshaghebahish1 ⋆˚📖 اگر شخصیت یک رمان بودی... 🕯 اسم شخصیت: آترین 📚 ژانر داستان: درام اجتماعی ✒️ اولین جمله‌ی کتاب: «از روزی که منتظر ماندن را کنار گذاشت، زندگی بالاخره شروع شد.» 🌙 چه اتفاقی برای شخصیت داستان می‌افتاد؟ یک صبح معمولی، تمام فهرست آرزوهایی را که سال‌ها به آمدنِ آدم‌ها یا بهتر شدنِ شرایط گره زده بود، از نو می‌نوشت؛ اما این بار کنار هیچ‌کدام ننوشت «بعداً». همان تصمیم کوچک، آرام‌آرام او را به زندگی‌ای رساند که دیگر برای تأیید هیچ‌کس ساخته نشده بود.

@stary_and_moon ⋆˚📖 اگر شخصیت یک رمان بودی... 🕯 اسم شخصیت: مِلورین 📚 ژانر داستان: عاشقانه / علمی‌تخیلی لطیف ✒️ اولین جمله‌ی کتاب: «بعضی آدم‌ها شبیه شفق قطبی‌اند؛ فقط اگر سرت را به آسمان بگیری، پیدایشان می‌کنی.» 🌙 چه اتفاقی برای شخصیت داستان می‌افتاد؟ شبی که برای تماشای بارش شهابی از شهر دور شده بود، دختری را ملاقات می‌کرد که هر بار در زندگی‌اش ظاهر می‌شد، اتفاق‌های عجیبی رخ می‌داد؛ انگار بعضی آدم‌ها قرار نیست برای همیشه بمانند، فقط می‌آیند تا مسیر آسمانِ زندگی‌ات را عوض کنند.

شکوفه بادام ⋆˚📖 اگر شخصیت یک رمان بودی... 🕯 اسم شخصیت: آماندا 📚 ژانر داستان: درام هنری ✒️ اولین جمله‌ی کتاب: «بعضی آدم‌ها دوربین دست می‌گیرند تا دنیا را ثبت کنند؛ او قاب می‌ساخت تا دنیا را دوباره خلق کند.» 🌙 چه اتفاقی برای شخصیت داستان می‌افتاد؟ در یکی از سفرهای عکاسی‌اش، میان درختان شکوفه‌زده‌ی بادام، دفتر طراحی قدیمیِ یک گرافیست گمنام را پیدا می‌کرد؛ دفتری پر از طرح‌هایی که هیچ‌وقت دیده نشده بودند. او تصمیم می‌گرفت آن آثار را زنده کند و در این مسیر، سبک هنری خودش را هم پیدا می‌کرد؛ تا جایی که دیگر آدم‌ها، دنیا را از پشت قاب‌های او می‌شناختند.

Home heat ⋆˚📖 اگر شخصیت یک رمان بودی... 🕯 اسم شخصیت: آرسِلیا 📚 ژانر داستان: ماجراجویی / بلوغ ✒️ اولین جمله‌ی کتاب: «دخترِ جنگل‌ها بود؛ از آن‌هایی که راهشان را با ستاره‌ها پیدا می‌کنند، نه با تابلوهای کنار جاده.» 🌙 چه اتفاقی برای شخصیت داستان می‌افتاد؟ به‌عنوان راهنمای یک منطقه‌ی حفاظت‌شده، مأمور پیدا کردن یک پلنگ نادر می‌شد که سال‌ها کسی ردش را ندیده بود. همه فکر می‌کردند این فقط یک مأموریت است، اما آن جست‌وجو کم‌کم به سفری برای پیدا کردن خودِ واقعی‌اش تبدیل می‌شد. شب آخر، کنار آتش، با هدفونش آهنگی را پخش می‌کرد که همیشه در سخت‌ترین روزها نجاتش داده بود و همان لحظه می‌فهمید بعضی خانه‌ها، یک مکان نیستند؛ حسی‌اند که آدم با خودش حمل می‌کند.

@daakhanoom ⋆˚📖 اگر شخصیت یک رمان بودی... 🕯 اسم شخصیت: شَکیبا 📚 ژانر داستان: رمان زندگی (Slice of Life) ✒️ اولین جمله‌ی کتاب: «آدم‌ها خیال می‌کردند برای پیدا کردن خودشان باید دور بروند؛ او فهمید گاهی کافی‌ست دوباره از اولِ خودش شروع کند.» 🌙 چه اتفاقی برای شخصیت داستان می‌افتاد؟ در آستانه‌ی سی‌سالگی، شغل و مسیری را که سال‌ها در آن بود رها می‌کرد و برای دنبال کردن چیزی که همیشه قلبش می‌خواست، از نو درس خواندن را آغاز می‌کرد. در همان مسیر، کافه‌ای کوچک و صمیمی راه می‌انداخت؛ جایی که آدم‌ها به بهانه‌ی یک فنجان چای می‌آمدند، اما با قصه‌ای تازه، کتابی در دست و امیدی بیشتر از آنجا می‌رفتند.

@khabrinist ⋆˚📖 اگر شخصیت یک رمان بودی... 🕯 اسم شخصیت: نُوآ 📚 ژانر داستان: درام معاصر ✒️ اولین جمله‌ی کتاب: «بعضی آدم‌ها حرفی برای گفتن ندارند؛ فقط یک آهنگ کافی‌ست تا تمام ناگفته‌هایشان شنیده شود.» 🌙 چه اتفاقی برای شخصیت داستان می‌افتاد؟ یک پلی‌لیست ناشناس برایش فرستاده می‌شد که هر آهنگش دقیقاً با یکی از روزهای زندگی‌اش هم‌خوانی داشت؛ او تصمیم می‌گرفت صاحب آن پلی‌لیست را پیدا کند، بی‌خبر از اینکه این جست‌وجو قرار است مسیر زندگی‌اش را عوض کند.

@paa6945 ⋆˚📖 اگر شخصیت یک رمان بودی... 🕯 اسم شخصیت: اِلورا 📚 ژانر داستان: معمایی گوتیک ✒️ اولین جمله‌ی کتاب: «بعضی شهرها بعد از نیمه‌شب، خاطراتشان را از زیر مه بیرون می‌آورند.» 🌙 چه اتفاقی برای شخصیت داستان می‌افتاد؟ بعد از نقل‌مکان به شهری آرام و قدیمی، متوجه می‌شد آدم‌های آن شهر هر سال، در یک شب مشخص، خاطره‌ی یک نفر را به‌طور کامل فراموش می‌کنند. او تنها کسی بود که هنوز همه‌چیز را به یاد داشت و تصمیم گرفت راز این فراموشی را کشف کند.

@reyhoneho ⋆˚📖 اگر شخصیت یک رمان بودی... 🕯 اسم شخصیت: ریحانا 📚 ژانر داستان: رئالیسم ادبی ✒️ اولین جمله‌ی کتاب: «آدم گاهی نه با یک اتفاق بزرگ، بلکه با دیدن دوباره‌ی جزئیاتِ دنیا از نو متولد می‌شود.» 🌙 چه اتفاقی برای شخصیت داستان می‌افتاد؟ بعد از یک دوره‌ی طولانی خستگی و بی‌انگیزگی، تصمیم می‌گرفت هر شب فقط یک اتفاق کوچکِ خوبِ همان روز را یادداشت کند؛ ماه‌ها بعد، وقتی دفترش را از اول می‌خواند، می‌فهمید زندگی هیچ‌وقت از او روی برنگردانده بود، فقط نگاهش مدتی از زندگی دور شده بود.

@stolenmelodyss ⋆˚📖 اگر شخصیت یک رمان بودی... 🕯 اسم شخصیت: مِهرا 📚 ژانر داستان: اسلایس آو لایف (Slice of Life) ✒️ اولین جمله‌ی کتاب: «خوشبختی هیچ‌وقت دیر نرسید؛ فقط آن‌قدر کوچک بود که بیشتر آدم‌ها از کنارش رد می‌شدند.» 🌙 چه اتفاقی برای شخصیت داستان می‌افتاد؟ یک چالش برای خودش می‌گذاشت؛ هر روز فقط از چیزی عکس بگیرد که کمتر کسی به آن توجه می‌کند. یک سال بعد، همان قاب‌های ساده تبدیل به نمایشگاهی می‌شدند که به آدم‌ها یادآوری می‌کرد زندگی، بیشتر از آنکه در اتفاق‌های بزرگ باشد، در جزئیات نفس می‌کشد.

@rhythmoflife1 ⋆˚📖 اگر شخصیت یک رمان بودی... 🕯 اسم شخصیت: رِیان 📚 ژانر داستان: اسلایس آو لایف (Slice of Life) ✒️ اولین جمله‌ی کتاب: «آدم‌ها فکر می‌کردند زندگی از روزهای خاص ساخته می‌شود؛ او اما خوشبختی را میان عادت‌های کوچک هر روز پیدا می‌کرد.» 🌙 چه اتفاقی برای شخصیت داستان می‌افتاد؟ تصمیم می‌گرفت یک دفترچه برای ثبت لحظه‌های ساده‌ی هر روزش داشته باشد؛ چند ماه بعد، وقتی آن را ورق می‌زد، می‌فهمید بی‌آنکه متوجه باشد، از میان همان روزهای معمولی، زندگی‌ای ساخته که همیشه آرزویش را داشت.