uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

|زِشین|

|زِشین|

Kanalga Telegram’da o‘tish

در جستجوی نور✨

Ko'proq ko'rsatish
193
Obunachilar
-124 soatlar
-77 kun
-1830 kun
Postlar arxiv
🖤✨

ولی من..

من نمیتونم حرف بزنم، و این حرف نزدن کل زندگیم رو مختل کرده. نمیدونم تو خودت چرا دردم و نمیفهمی و درمون نمیشی. ولی اینو میدونم همینجوری پیش رفتن به جاهای خوبی نمی‌رسه.

اینکه دوس نداری با هیچ‌کس جز خودت وقت بگذرونه اسمش چیه؟

و سکوتی که معنا شد:
و سکوتی که معنا شد:

همیشه منتظر بودم یکی پیدا شه منو نجات بده. نجاتم بده از این خانواده که دارم، ولی ندارم. نجاتم بده از آدمایی که دورمن، ولی دشمنن. نجاتم بده از موفقیت های ظاهریم که دلی نیست. از همه و همه‌ی اینا نجاتم بده و روی خوش زندگیو نشونم بده. غافل از اینکه اون یه نفر خودمم.

همیشه منتظر بودم یکی پیدا شه منو نجات بده. نجاتم بده از این خانواده که دارم، ولی ندارم. نجاتم بده از آدمایی که دورمن، ولی دشمنن. نجاتم بده از موفقیت های ظاهریم که دلی نیست. از همه و همه‌ی اینا نجاتم بده و روی خوش زندگیو نشونم بده. غاقل از اینکه اون یه نفر خودمم.

همیشه منتظر بودم یکی پیدا شه منو نجات بده. نجاتم بده از این خانواده که دارم، ولی ندارم. نجاتم بده از آدمایی که دورمن، ولی دشمنن. نجاتم بده از موفقیت های ظاهریم که دلی نیست. از همه و همه‌ی اینا نجاتم بده و روی خوش زندگیو نشونم بده. غاقل از اینکه اون یه نفر خودمم.

آدم از یه جایی به بعد ساکت میشه، هیچی نمیگه و حرفاشو میریزه تو خودش.

عزیزِمن؛ حداقلش انرژیِ سر و کله زدن با کالاف پلیرا رو داری، ولی من توان لازم برای کارای روزمره‌مم ندارم¡

photo content
+1

امشب از اون شباس که الکی دوس دارم گریه کنم، ناراحت باشم. انگار مغزم میگه خب امشب دیگه باید ناراحت باشی فقط.

زندگی کوتاهه، پس با یه دختر مو مشکی بگذرونش.

Tamara - Yad.mp38.20 MB

من کیفمو گم‌ کردم، بزرگ ترشو گرفتم. یکی از دوستامو از دست دادم، واقعی ترشو پیدا کردم. هرگز چیزی رو از دست نمی‌دید. مگر اینکه بهترش در انتظارتون باشه.

من همون فراری از تنهایی‌ام که هر روز خودشو تنهاتر میکنه.

photo content
+1

photo content
+1

photo content
+1

میدونی، تهش نمیدونم چی میشه و این ابهام داره جونمو میخوره. اینکه هر بحث و دعوایی پیش میاد نگران این باشی که نکنه بذاره بره.. کاش اینجوری نبود و میدونستم هرچی بشه آخر روز، شب تو بغل هم میخابیم و قرار نیست هیچ چیزی بینمون و خراب کنه. اونموقع دختر خوشحال‌تری بودم.