𝚳𝖺𝗀𝗇𝛐𝗅𝗂𝖺 𝖲𝛓𝖾𝗇𝖺𝗋𝗂𝛐
Yopiq kanal
𝟤𝟦 . 𝟨 .𝟣𝟦 ` @XRMESXSI ` 𝖢𝖺𝗌𝗍𝗅𝖾'𝗌 𝚱𝗂𝗇𝗀 .
Ko'proq ko'rsatish2 954
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-77 kun
-2830 kun
Postlar arxiv
باتم معروف ترین ایدل کره بود که تقریبا هرکسی که این صنعتو دنبال میکرد حداقل یک بار اسمش شنیده بود و کاراشو دنبال کرده بود
یکی از دلایل معروفتیش وارد دراما شدن با یه ایدل دیگه بود که همجنس بودن و فن ها دنبال کردن این دراما و شیپ کردنشون رو دوست داشتن
اما هیچکس از پشت پرده و رابطه عاشقانه بین این دو ایدل خبر نداشت جز تاپ که مدیر برنامه چند ساله باتم بود تقریبا توی هر مراسم یا جشنی که باتم توش بود شرکت داشت
تاپ بخاطر علاقه شدید که به باتم داشت دست به کار عجیبی میزنه
تاپ از سکس اون دوتا فیلم میگیره و اون فیلم رو تبدیل به اهرم فشار برای باتم میکنه
اون در ازای پخش نکردن فیلم رابطه اجباری با اون پسر شروع میکنه و تحت فشارش میزارش
ㅤ ፥ t.me/PixieHalllow
باتم یکی از عضو های هئیت مدیره ی شرکت پدر تاپ بود که با اعلام بازشستگیش ریاست شرکت رو به پسرش داده بود
اعضای شرکت برای جشن رئیس جدیدشون به باری میرن و اونجا باتم کمی بیش از حد مینوشه و تاپ متوجه میشه که باقی کارکنان بار رو ترک کردن و خودش مجبور میشه باتم رو تا خونش همراهی کنه
حین رفتن به سمت خونه ، باتم دچار سوتفاهم میشه و فکر میکنه تاپ روش کراش زده و دنبالش افتاده بخاطر همین بهش گوشزد میکنه که هیچکس نمیتونه قلبش رو برای خودش کنه.
تاپ که با حرف باتم تمایل پیدا کرده بود تا خلاف حرف اون رو ثابت کنه از فردا تمام تلاششو روی به دست آوردن قلب باتم گذاشته بود و از یه جایی به بعد متوجه میشه که خودش قلبش رو از دست داده و تمام تلاش هاش با خواست قلبیش داشت انجام میشد.
ㅤ ፥ t.me/PixieHalllow
تاپ مامور مخفی اژانس بود و توی کارش رو دست نداشت اما تمام نقشه های اون با اومدن باتم ینی قاتل معروف اژانس رقیب بهم خورد، اونا تا پای مرگ با هم مبارزه میکردن و بعضی وقتا حتی دشمن مشترک هم داشتن.
ورق برمیگرده و دوتا سازمان ها تصمیم میگیرن توی ماموریت کشتن رئیس کلاب که پولاشونو کشیده بالا باهم همکاری کنن و تاپ و باتم هم توی این نقشه شرکت داشتن اما اونا باید نشون میدادن که یه زوج خیلی خوشحالن که مثل بقیه ی مردم اومدن توی کلاب تا از شبشون لذت ببرن اما در اصل برای بدست اوردن پول ها و کشتن رئیس کلاب اومده بودن،
وقتی توی اتاق نشسته بودن ، خدمتکار با دوتا جام شراب وارد میشا
باتم متوجه بوی عجیب شراب میشه اما تا اومد اینو به تاپ بگه دید اون شروع به خوردن کرده و داره کراواتشو باز میکنه وقتی برگشت تا باهاش حرف بزنه تاپ دستاشو گرفت و بهش نزدیک شد
+لعنتی... هوا توی این اتاق سرد شده.. باید با دمای بدنت گرم بشم لیدیㅤ ፥ t.me/PixieHalllow
