uz
Feedback
‌ ‌ ‌ 𝚳𝖺𝗀𝗇𝛐𝗅𝗂𝖺 𝖲𝛓𝖾𝗇𝖺𝗋𝗂𝛐

‌ ‌ ‌ 𝚳𝖺𝗀𝗇𝛐𝗅𝗂𝖺 𝖲𝛓𝖾𝗇𝖺𝗋𝗂𝛐

Yopiq kanal

  ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ 𝟤𝟦 . 𝟨 .𝟣𝟦  ` ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌‌ ‌ ‌ @XRMESXSI ` 𝖢𝖺𝗌𝗍𝗅𝖾'𝗌 𝚱𝗂𝗇𝗀 .

Ko'proq ko'rsatish
2 954
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-77 kun
-2830 kun
Postlar arxiv
‌ ‌ ‌ PIXIE–天使 ‌ ﹛ #Iliad ﹜ ‌.𝖼𝗈𝗆 .ᐟ
+1
‌ ‌ ‌ PIXIE–天使 ‌ ﹛ #Iliad ﹜ ‌.𝖼𝗈𝗆 .ᐟ

📬 یک نجوا برای 𝗎-𝗁𝖺 ارسال شد

📬 یک نجوا برای 𝗎-𝗁𝖺 ارسال شد

یادآوری سازی از انیمیشن محبوب کیپاپ هانترز

Couch! Couch! Couch! Couch! Couch! Couch! Couch!

#Jungkook , 𝖨 𝗐𝖺𝗇𝗍 𝗍𝗁𝖺𝗍 𝗆𝗂𝖽𝗇𝗂𝗀𝗁𝗍 𝗍𝖺𝗅𝗄 𝗍𝗁𝖺𝗍 𝖿𝖾𝖾𝗅𝗌 𝗅𝗂𝗄𝖾 𝗁𝖾𝖺𝗅𝗂𝗇𝗀, 𝗇𝗈𝗍 𝖻𝗋𝖾𝖺𝗄𝗂𝗇𝗀. 𝖫𝗂𝗄𝖾 𝗌𝗈𝗆𝖾𝗍𝗁𝗂𝗇𝗀 𝗂𝗇𝗌𝗂𝖽𝖾 𝗒𝗈𝗎 𝖿𝗂𝗇𝖺𝗅𝗅𝗒 𝖾𝗑𝗁𝖺𝗅𝖾𝖽. #Pic

#Lisa , 𝖡𝗋𝗈𝗐𝗇 𝗍𝗁𝗂𝗇𝗀𝗌 𝗋 𝗏𝖾𝗋𝗒 𝖻𝖾𝖺𝗎𝗍𝗂𝖿𝗎𝗅, 𝗅𝗂𝗄𝖾 𝖼𝗈𝖿𝖿𝖾𝖾 𝖺𝗇𝖽 𝗌𝗈𝗆𝖾𝗈𝗇𝖾’𝗌 𝖾𝗒𝖾𝗌 #Pic

سبد توت فرنگی میدید بهش؟

هر کسی که میتونست ، نزدیک اون کوهستان برای خودش یه مکان دنجی فراهم میکرد تا بفهمه حرف مردم حقیقت داره یا شایعه ست. مردم ، اعتقاد داشتن که تو چهاردهم هر ماه ، جو اون کوهستان سنگین و ترسناک میشه و هر کس ، با کابوسش مواجه میشه و شبح کوهستان ، به شکل ترس افراد تغییر شکل میده . اما تا اون لحظه ، هیچکس با این موجود رو به رو نشده بود. باتم ، یکی از افرادی که تو یکی از کلبه های کنار این کوهستان زندگی میکرد ، هر شب برای پیاده روی چند ساعتیو وسط فانوس هایی که تا بالای کوه ادامه داشتن میگذروند. چهاردهم اون ماه ، روز متفاوتی بود ؛ باتم با خوشگل ترین پسری رو به رو شد که توی عمرش از نزدیک دیده بود و بعد از کمی مکالمه ، باتم اون رو به خونه ش دعوت میکنه تا کنار هم چایی بخورن و این تبدیل به عادتشون میشه ؛ هر چهاردهم ، باتم و اون پسر با هم چای و کوکی میخوردن و ساعت ها گرم صحبت میشدن. غافل از اینکه بزرگترین ترس باتمِ بی اعتقاد ، عاشق شدن بود و تاپ ، همون شبح کوهستان که حالا داشت با باتم وقت میگذروند... t.me/PixieHalllow 〞#Gay
‌፥🪩 ˖ #Romance ,#Darn

‌ ‌ ‌ PIXIE–天使 ‌ ﹛ #Hancha ﹜ ‌.𝖼𝗈𝗆 .ᐟ
+1
‌ ‌ ‌ PIXIE–天使 ‌ ﹛ #Hancha ﹜ ‌.𝖼𝗈𝗆 .ᐟ