uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

‌ ‌ ‌ 𝚳𝖺𝗀𝗇𝛐𝗅𝗂𝖺 𝖲𝛓𝖾𝗇𝖺𝗋𝗂𝛐

‌ ‌ ‌ 𝚳𝖺𝗀𝗇𝛐𝗅𝗂𝖺 𝖲𝛓𝖾𝗇𝖺𝗋𝗂𝛐

Yopiq kanal

  ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ 𝟤𝟦 . 𝟨 .𝟣𝟦  ` ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌‌ ‌ ‌ @XRMESXSI ` 𝖢𝖺𝗌𝗍𝗅𝖾'𝗌 𝚱𝗂𝗇𝗀 .

Ko'proq ko'rsatish
2 954
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-77 kun
-2830 kun
Postlar arxiv
+دیوونه شدی؟ نمیبینی داری چیکار میکنی؟ به نظرت مسخره کردن من خنده داره؟ از این که من حرص میخوردم و فلیکس میخندید بیشتر عصبی میشدم و دلم میخواست بزنمش - هعی هیون آروم باش اونا فقط چند تا بچه ان چرا سختش میکنی؟ - بچه؟؟ اوه خدای من بچه،؟ من یه ایدل معروفم بعد مسخره به اصطلاح چند تا ب..... حرفم با نشستن لبای فلیکس رو لبام تو دهنم میماسه و نصفه میمونه ، با بهت بهش نگاه میکنم و نفس های سنگین میکشم + الان؟‌ - هروقت عصبی ای با بوسه آروم میشی مگه نه پرنس . دست به کمر وایمیستم و لحظه ای چشامو میبندم تا بتونم تمرکز کنم + فلیکس! - جونم پرنس انگشتامو دور گردنش میگیرم فشار میدم و با دیدن برق چشمای فلیکس لبخند میزنم + بدجایی شروعش کردی جوجه رنگی - خ..خب تو میتونی تمومش کنی .‌.. مگ..ه نه؟
هیون قرار بود به خاطر بازی تو یه فیلم اکشن پیش فلیکس که تکواندو کاره ، یک ماه آموزش ببینه ولی هردفعه از سمت فلیکس زمین گیر میشد و باعث میشد کارآموز هاش به هیون بخندن و این هیون رو عصبی میکرد
ㅤ ፥ t.me/PixieHalllow ˖

┆︙Pixie Hallow 」〞 #Gay ┆#FriendShip ◆ #Romance ♪ ╰─┈┈➤ Myself
+1
┆︙Pixie Hallow 」〞 #Gay ┆#FriendShip ◆ #Romance ♪ ╰─┈┈➤ Myself

صدای انفجار منور ها و موشک ها که میومد سونگمین بیشتر ذوق میکرد ، برق تو چشماشو میدیدم و باعث میشد لبخند روی لبام بیاره لحظه ای نگاهمو از چهره اش میگیرم و به اسمون که با نورافشانی روشن میشد نگاه میکنم - خیلی قشنگههه .. نگاه نگاه یکیش قرمزههه سرمو میندازم پایین و اروم زمزمه میکنم + پاپی کوچولومون شبیه بچه ها شده - چی؟ چی گفتی؟ دستمو روی رون پاش میزارم و خم میشم سمتش و بی اختیار لبامو روی لبای نرمش میزارم و کوتاه میبوسمش ولی هولم میده عقب و با تعجب نگام میکنه - م..مینهو داری چیکار میکنی؟ مست شدی؟ + اره همین الان ، مست لبای تو نگاهمون به هم گره میخوره و فقط صدای انفجار آتیش بازی میومد میتونستم دودلی رو توی چهرش ببینم ولی بالاخره تصمیمشو گرفت ، کمربندشو باز کرد خودشو روی پاهام کشید و بدنشو بین دستام قرار داد - خ..خب شاید بشه امشب که هیچ کس اینجا نیست ..‌ میخندم و به گونه های سرخش نگاه میکنم + اجازه هست؟ وقتی با سکوت نگام میکنه و سرتکون میدم فرصتو از دست نمیدم و لبامو بین لبای کوچیکش گیر میندازم و مشغول بوسیدنش میشم اون شب سونگمین جای اتاق خودش پیش من و توی بغل من خوابش برد
مینهو به خاطر قدردانی از سونگمین که تو کاور دنس کمکش کرده بود اونو به دیت برد و آخر شب کنار پل هان آتیش بازی رو تماشا کردن ولی مینهو نمیتونست دربرابر کیوت بودن اون پاپی کوچولو دووم بیاره
ㅤ ፥ t.me/PixieHalllow ˖

┆︙Pixie Hallow 」〞 #Gay ┆#FriendShip ◆ #Romance ♪ ╰─┈┈➤ Myself
+1
┆︙Pixie Hallow 」〞 #Gay ┆#FriendShip ◆ #Romance ♪ ╰─┈┈➤ Myself

خب کافیه بی تی اس استری کیدز گات سون مونستا ایکس توباتو اکسو ایتزی دریم کچر بلک پینک اینارو قراره سناریو با اسم کلاش بنویسیم . هرکدوم نوشتم روش خط میزنم

همش کاپل بی تی اس شد .... غیر بی تی اس بگید حالا

گروه و کاپلشو انتخاب کنید @PixieUnknownBot

خیلی محدود ..‌ در حد 5 . 6 تا سناریو

میخوام از گروه های کیپاپی و شخصیت هاشون سناریو بنویسم . با اسم ( مثلا جای باتم و تاپ ، اسم ایدل ها باشه )

بچه ها یه ایده جدید دارم برای سناریو ولی خیلی محدوده

یه سناریو استریتتت

چجوری لولویی گوگولی بنویسم که عاشق هم شن ...