𝚳𝖺𝗀𝗇𝛐𝗅𝗂𝖺 𝖲𝛓𝖾𝗇𝖺𝗋𝗂𝛐
Yopiq kanal
𝟤𝟦 . 𝟨 .𝟣𝟦 ` @XRMESXSI ` 𝖢𝖺𝗌𝗍𝗅𝖾'𝗌 𝚱𝗂𝗇𝗀 .
Ko'proq ko'rsatish2 954
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-77 kun
-2830 kun
Postlar arxiv
تاپ¹ و تاپ² یه سال بود که بخاطر ازدواج پدر و مادرشون برادرخونده هم شده بودند.
تاپ¹ اصلا از خوانواده جدیدش خوشش نمیومد و تلاش میکرد تا با رفتاری که از خودش نشون میده اینو بهشون بگه، هیچجوره نمیتونست با برادرخوندش کنار بیاد.
تاپ² هم از این وضعیت خوشش نمیومد ولی تلقای تاپ¹ برای رفتن رو مخش براش جالب بود.
تو دبیرستان هم درگیری بین اون دوتا ادامه داشت. اما، بعد از مدتی انکار احساساتی که داشت بینشون بوجود میومد سخت شد.
یه روز ، تاپ² با اصرار دوستش برای تماشای بازی بسکتبال مدرسشون اومده بودن. اون و دوستش، هردو پیرهن هم شماره دوست پسر دوستش رو برای حمایت پوشیده بودند.
تاپ¹ که یکی از بازیکنا بود، نمیتونست از خیره شدن به تاپ² و لباسش دست برداره ،همه دوستاش رو کنار زد، دخترا رو که اومده بودن تا بهش تبریک بگن رو رد کرد،با خشونت یقه تاپ² رو گرفت و اونو با خودش به رختکن برد.
با دندونای چفت شده از حسادت آشکار غرید
دیگه هیچوقت نمیخوام اون لباس لعنتیو توی تنت ببینم."تاپ² که حسادت اونو کیوت میدید،انگشتاشو دور مچ تاپ¹ حلقه کرد و سرخوش اذیتش کرد
اوه، نمیخوای؟ پس چرا همین الان برام درش نمیاری؟" t.me/PixieeHallow 〞#Gay
፥ 🏀 ˖ #Romance ,#TopWTop
لینک گپ فقط برای کسایی که واقعا میخوان رول برن و واقعا دنبال پارتنر میگردن
https://t.me/+7mVsFoxi_p40MmZk
لینک گپ فقط برای کسایی که واقعا میخوان رول برن و واقعا دنبال پارتنر میگردن
https://t.me/+7mVsFoxi_p40MmZk
لینک گپ فقط برای کسایی که واقعا میخوان رول برن و واقعا دنبال پارتنر میگردن
https://t.me/+7mVsFoxi_p40MmZk
