𝚳𝖺𝗀𝗇𝛐𝗅𝗂𝖺 𝖲𝛓𝖾𝗇𝖺𝗋𝗂𝛐
Yopiq kanal
𝟤𝟦 . 𝟨 .𝟣𝟦 ` @XRMESXSI ` 𝖢𝖺𝗌𝗍𝗅𝖾'𝗌 𝚱𝗂𝗇𝗀 .
Ko'proq ko'rsatish2 954
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-77 kun
-2830 kun
Postlar arxiv
https://t.me/xhbnni/11502
اینجا تاااااازه شروع کرده بارون زدن اونم شدید
جالب اینه کل پاییز زمستون با تیشرت بیرون بودم
Repost from ִⲥ𝗁𝖾𝗋𝗂𝖾 ƭ𑫓𝖾𝗆𝖾 💌
قرعه کشی بزرگ ویپ باکس 😘 : @vap0dxx
مهلت دارید این پیام رو تا شنبه ساعت ۱۱ شب فور کنید توی چنل هاتون ( ۵۰ نفر عضو داشته باشن ) و به پنج نفر به قید قرعه برنده جایزه میشن 😀
چنل های بالای یک کا شانسشون ۳ برابره
جایزه نفر اول : پاد لاست ویپ هندونه توت فرنگی سیب ۷۵۰۰ پاف
جایزه نفر دوم : پاد بلوبری بابل تی فانتزی
جایزه نفر سوم : پاد میوه های تابستانه کریستال
جایزه نفر چهارم : پاد بکو آدامس یخ
جایزه نفر پنجم : ارسال رایگان در خرید بعدی
Repost from ִⲥ𝗁𝖾𝗋𝗂𝖾 ƭ𑫓𝖾𝗆𝖾 💌
قرعه کشی بزرگ ویپ باکس 😘 : @vap0dxx
مهلت دارید این پیام رو تا شنبه ساعت ۱۱ شب فور کنید توی چنل هاتون ( ۵۰ نفر عضو داشته باشن ) و به پنج نفر به قید قرعه برنده جایزه میشن 😀
چنل های بالای یک کا شانسشون ۳ برابره
جایزه نفر اول : پاد لاست ویپ هندونه توت فرنگی سیب ۷۵۰۰ پاف
جایزه نفر دوم : پاد بلوبری بابل تی فانتزی
جایزه نفر سوم : پاد میوه های تابستانه کریستال
جایزه نفر چهارم : پاد بکو آدامس یخ
جایزه نفر پنجم : ارسال رایگان در خرید بعدی
تاپ و باتم عمو زاده های هم حساب میشدن و به علت رسوم قدیمیقدیمیشون تو یه خونه زندگی میکردن، تاپ متوجه ی این شده بود که باتم اکثر اوقاتش رو داخل کتابخونه ای که کسی ازش استفاده نمیکرد میگذراند و به همین علت حس کنجکاوی درش شکل میگیره و باعث میشه وقتی بات خونه تیست به کتابخونه بره ؛ اون اونجا یسری دفتر پیدا میکنه که با کمی دقت متوجه نیشه اونها رمان هایی هستن که باتم نوشته.تاپ هر شب یکی از رمان های باتم رو برمیداشت و میخوندشون و وقتی میدید تو همه ی رمان هاش معشوقه ی زن با بوسیدن کل تنش اون رو مال خودش میکنه میفهمه این حرکت مورد علاقه ی باتمه و تصمیم میگیره براش این حرکت رو تو واقعیت تداعی کنه ؛ اون با کشوندن باتم به بهونه ی الکی ای به کلبه ی کوچیک داخل باغ خونه بهش میگه که مدتیه که رمان هاشو میخونه و در همین هین حرکت مورد علاقه ی باتم رو اجرا میکنه که با شنیدن زمزمه ی باتم کنار گوشش تعجب و لذتش چندین برابر میشه.
- حالا اگه بفهمی تمام اون داستان ها رو وقتی که همچین لحظه ای رو تصور میکردم نوشتم چی میخوای بگی؟ㅤ ፥ t.me/PixieHalllow
Repost from ﹒𝗆𝗎𝗌𝗂𝖼 𝖾𝗑𝗉𝗅𝗈𝗋𝖾𝗋 ⋆
︙#IdeasSave ⤿ ▫️
︙Personal familyㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤ𝃜 𝐓𝖺𝗉 𝐓𝖺𝗉 ︶ִֶָ⏝︶ִֶָ⏝˖ ࣪ ୨ ୧ ࣪ ˖⏝ִֶָ︶⏝ִֶָ︶ ⪩○⪨ ꮏᰓꭵ𐔓 t.me/DisneyNickName
باتم یه یوتیوبر بود که تم ویدئو هاش رنگای خاصی داشت و همین بیشتر ممبر هارو جذب میکرد و بعد از مدت کوتاهی ویدئو هاش وایرال شد و مشهور شد
اون به ظاهر رفتار خوب و دوستانه ای داشت و سعی میکرد جلوی دوربین خیلی مردم دار باشه ولی در اصل پول رو بیشتر دوست داشت و از آدما متنفر بود
اون توی عموم با ماسک ظاهر میشد تا کسی نتونه بشناسش و همسایه جدیدش یعنی تاپ که یه طراح لباس بود زیاد با باتم برخورد میکرد و رفتار زننده اش رو تحمل میکرد
باتم هرروز با تاپ دعوا داشت ولی با وجود اخلاق بدش بیشتر طول روز پیش هم بودن
باتم سر فیلمبرداری جدیدش وقتی میبینه تاپ مسئول بخش طراحی لباسه و از اونجایی که میدونست تاپ تاحالا اونو بدون ماسک ندیده و چهره کاملشو نمیشناسه سعی میکنه بهش نزدیک شه و با رفتار دوستانه و الکی مردمیش به خاطر همکاریشون تشکر کنه ولی چیزی که غافلگیرش میکنه رفتار تاپ بود
تاپ اونو توی اتاق گریم گیر میندازه و بعد از بوسیدن اجباری لباش بهش میگه میدونه کیه و اگه درخواست پارتنر شدنشو رد کنه اونم توی نت پخش میکنه که شخصیت اصلی باتم یه مردم آزار بی ادبه ، باتم برای حفظ ظاهرش مجبور میشه پیشنهاد تاپو قبول کنه
ㅤ ፥ t.me/PixieHalllow
https://t.me/c/2206033842/11478
آخه فیکشن هم نیست که بخواد بخونتش و بگه از گی و پسر بدش بیاد میخواد خودش اجراش کنه و میتونه شخصیت هاشو تغییر بده
قبل این که من بیام کیرول ، میدیم که طرفدار زیاد داشت
من حدودا سه سال پیش وارد کیرول شدم و قبل از اون بخوایم حساب کنیم
