𝚳𝖺𝗀𝗇𝛐𝗅𝗂𝖺 𝖲𝛓𝖾𝗇𝖺𝗋𝗂𝛐
Yopiq kanal
𝟤𝟦 . 𝟨 .𝟣𝟦 ` @XRMESXSI ` 𝖢𝖺𝗌𝗍𝗅𝖾'𝗌 𝚱𝗂𝗇𝗀 .
Ko'proq ko'rsatish2 954
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-77 kun
-2830 kun
Postlar arxiv
باتم بعد از چند بار رد شدن تو آزمون های استخدامی دولت ، کارش شده بود هرشب به بار رفتن و تا حد مرگ مست کردن و براش مهم نبود با کی میخوابه ، تاپ¹ مرد سن بالایی که چند بار لوند بازی و شهوت و از طرفی باهوشی اون پسر رو توی مخ زدن دیده بود تصمیم گرفت اونو توی شرکت خصوصی خودش استخدام کنه ، به شرطی که هرشب دراختیارش باشه
باتم که دیگه براش مهم نبود به کی سرویس میده شرایطو قبول میکنه تا شبا همخواب اون پیرمرد باشه و در عوض توی شرکتش به عنوان کارآموز کارشو شروع کنه
باتم بعد از ورود به شرکت ، با رئیس تیم اجرایی به مشکل میخوره ، تاپ² رئیس تیم اجرایی و پسر ارشد اون پیرمرد ، از تخس بازی های باتم خوشش نمیومد ولی چون سفارش شده از سمت پدرش بود مجبور بود تحملش کنه
بعد از مدتی جدال بین این دونفر برای تاپ² تبدیل به سرگرمی شد و از پدرش خواست تا اونو از هم خواب بودنش عوض کنه و در اختیار تاپ² قرار بده ولی پدرش این شرایط رو رد میکنه درحالی که احساساتی بین باتم و تاپ² شکل گرفته
تاپ² که نتونسته بود معشوقشو از دست یه پیرمرد دائمالشق نجات بده هربار که تو شرکت چشمش به باتم میوفتاد نگاهشو با عصبانیت میدزدید و باتم هم از این که هربار مجبور بود جلوی چشمای تاپ² با بدن نیمه برهنه وارد اتاق پدرش بشه خجالت زده میشد
تا این که بالاخره پیرمرد تصمیم میگیره تا توی یکی از رابطه هاش پسرشم شریک کنه ، تاپ² نمیخواست همراه با پدرش باتم رو ب.فاک بده ولی فرصت خوبی بود تا وقتی توی باهم توی یک اتاقن از شر پدرش خلاص بشه و باتم رو بدست بیاره
/ #Threesome ◆ #Drama ♪ / #Gay
ㅤ ፥ t.me/PixieeHallow ˖ [🔞]
