uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling 👈

‌ ‌ ‌ 𝚳𝖺𝗀𝗇𝛐𝗅𝗂𝖺 𝖲𝛓𝖾𝗇𝖺𝗋𝗂𝛐

‌ ‌ ‌ 𝚳𝖺𝗀𝗇𝛐𝗅𝗂𝖺 𝖲𝛓𝖾𝗇𝖺𝗋𝗂𝛐

Yopiq kanal

  ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ 𝟤𝟦 . 𝟨 .𝟣𝟦  ` ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌‌ ‌ ‌ @XRMESXSI ` 𝖢𝖺𝗌𝗍𝗅𝖾'𝗌 𝚱𝗂𝗇𝗀 .

Ko'proq ko'rsatish
2 954
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-77 kun
-2830 kun
Postlar arxiv
┆︙Pixie Hallow 」〞 #Gay ┆#Romance ◆ #Hiatorical ◆ ╰─┈┈➤ #Guki
+1
┆︙Pixie Hallow 」〞 #Gay ┆#Romance ◆ #Hiatorical ◆ ╰─┈┈➤ #Guki

لینک رباتمو میزارم باید ایدی بدید

فردا شیپ پارتی میزارم

تاپ فردی بود که از بدو تولد خاطرات زندگی قبلیش رو به یاد داشت و بخاطر همین حسش به معشوقش تو زندگی قبلی ، همچنان ادامه داشت، برای همین پیش کسی که تو این زمینه اطلاعات خوبی داشت میره و بعد از گفتن جریان اون فرد بهش میگه احتمال زیاد معشوقش هم دوباره متولد شده و اون خودش به تنهایی باید پیداش کنه و کاری از دستش برنمیاد. تاپ سال‌های زیادی رو داخل کشور های مختلف سفر میکنه و دنبال معشوقه ی خودش میگرده؛ تاپ برای آخرین روز اقامتش داخل یکی از کشور ها به یتیم خونه ای میره و اونجا با دیدن باتم حسی درونش میگه که اون خودشه. تاپ بعد از کمی سوال متوجه میشه باتم به تازگی هیجده سالش شده و قراره از اونجا بره؛ اون برای دوباره گم نکردن باتم سریع دست به کار میشه و به عنوان فردی که قصد کمک داره باتم رو به خونش دعوت میکنه، باتم که جای دیگه ای نداشت قبول میکنه و همراه تاپ به خونش میره. تاپ این رو بهترین موقعیت برای بدست آوردن دوباره ی باتم میبینه و متوجه میشه که تمام علایقش تو زندگی قبلی رو همچنان داره و تنها تفاوتش اینه که چیزی به یاد نداره؛ تاپ با استفاده از اطلاعاتش کم کم قلب باتم رو به دست میاره و اون رو دوباره تبدیل به معشوقه اش میکنه ㅤ ፥ t.me/PixieHalllow

┆︙Pixie Hallow 」〞 #Gay ┆#Romance ◆ #Fantasy ◆ ╰─┈┈➤ #Iliad
+1
┆︙Pixie Hallow 」〞 #Gay ┆#Romance ◆ #Fantasy ◆ ╰─┈┈➤ #Iliad

اسمات نباشن که نمیشهه

اون ممبری که گفت اسمات ننویس: ما داریم اینجا زحمت میکشیم

باتم و برادرش دوقلو های همسانی بودن که باهم کار میکردن و دزدی میکردن اونا مهماندار های هتل گرون قیمتی بودن و از مهمان های پولدار پذیرایی میکردن باتم کار های تدارکاتی مثل رصد کردن موقعیت و گرم کردن سر مهمون رو انجام میداد و برادرش کار نهایی یعنی دزدی اجناس و زیرورالات رو تموم میکرد تاپ یه سرهنگ کارشکته بود که هیچی از چشمش دور نمیموند ، باتم از لوند بازی برای گرم کردن سر تاپ استفاده کرد ولی وقتی تاپ بهشون رو دست میزنه و اونارو حین دزدی دستگیر میکنه ، از باتم میخواد تا واقعا برهنه بشه و کارشو تمام و کمال انجام بده و این درحالی بود که برادرش هم میبایست از دی.ک.ش برای گشاد کردن حفره باتم استفاده کنه تاپ اونقدری از رابطه دوتا برادر راضی شده بود که خودش هم بهشون ملحق میشه و در ازای تحویل ندادنشون به مراجع قضایی ، بدن اونارو تثاحب میکنه ㅤ ፥ t.me/PixieHalllow

┆︙Pixie Hallow 」〞 #Gay ┆#Threesome ◆ #Smut ◆ ╰─┈┈➤ MySelf
+1
┆︙Pixie Hallow 」〞 #Gay ┆#Threesome ◆ #Smut ◆ ╰─┈┈➤ MySelf

┆︙Pixie Hallow 」〞 #Gay ┆#Drama ◆ #Smut ◆ ╰─┈┈➤ MySelf
+1
┆︙Pixie Hallow 」〞 #Gay ┆#Drama ◆ #Smut ◆ ╰─┈┈➤ MySelf

سناریو تریسام بزارم