uz
Feedback
‌ ‌ ‌ 𝚳𝖺𝗀𝗇𝛐𝗅𝗂𝖺 𝖲𝛓𝖾𝗇𝖺𝗋𝗂𝛐

‌ ‌ ‌ 𝚳𝖺𝗀𝗇𝛐𝗅𝗂𝖺 𝖲𝛓𝖾𝗇𝖺𝗋𝗂𝛐

Yopiq kanal

  ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ 𝟤𝟦 . 𝟨 .𝟣𝟦  ` ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌‌ ‌ ‌ @XRMESXSI ` 𝖢𝖺𝗌𝗍𝗅𝖾'𝗌 𝚱𝗂𝗇𝗀 .

Ko'proq ko'rsatish
2 954
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-77 kun
-2830 kun
Postlar arxiv
‌ ‌ ‌ PIXIE–天使 ‌ ﹛ #Hancha ﹜ ‌.𝖼𝗈𝗆 .ᐟ
+1
‌ ‌ ‌ PIXIE–天使 ‌ ﹛ #Hancha ﹜ ‌.𝖼𝗈𝗆 .ᐟ

از اینا سناریو بنویسم؟ 😂😂

و مشکلات ملموس تر؟؟؟ یکی اینو برام توضیح بده یعنی چی مشکلات ملموس تر والا من مشکلاتی که تو ذهنمه فعلا بی پولی و بی برقی و بی ابی ملته :))) ♡♡♡

زندگی روزمره و مشکلات ساده؟ زندگی رومزه اگه منظورتون غذا پختن با پارتنر و پارک رفتن و خرید رفتن و ... ایناست که والا همه این کارارو بلدن دیگه نیاز نیست من سناریو بنویسم

سلام وقتتون بخیر به نظر من سناریو ساده یعنی یه کم از این حالت‌های خاص و جنایی و اینجوری در بیاد یه کم به زندگی روزمره و عادی و نرمال نزدیکتر بشه یه کم مشکلاتی که ملموس‌تره توی زندگی عجین بشه Slice of life I think...

میشه لطفا بیایید بگید سناریو ساده چجوریه یعنی از نظرتون ساده بودن چجوریه تا بتونم بنویسمش @PixiepBot

فقط یکی گفت سناریو ساده بزارید

قربون همتون بشم بابت انرژیتون

تاحالا با سناریو هامون رول رفتید؟ خوشحال میشم بشنوم @PixiepBot

#IN , 𝖴𝗇𝖿𝗈𝗋𝗍𝗎𝗇𝖺𝗍𝖾𝗅𝗒٫ 𝖨 𝗇𝗈𝗍𝗂𝖼𝖾 𝗐𝖾𝗂𝗋𝖽 𝗏𝗂𝖻𝖾𝗌, 𝖻𝖺𝖽 𝖾𝗇𝖾𝗋𝗀𝗒 𝖺𝗇𝖽 𝗌𝗇𝖾𝖺𝗄𝗒 𝗌𝗁𝗂𝗍. #Pic

#Yeonjun , 𝖼𝖺𝗇 𝗐𝖾 𝗇𝗈𝗋𝗆𝖺𝗅𝗂𝗓𝖾 𝗂𝗀𝗇𝗈𝗋𝗂𝗇𝗀 𝗉𝗉𝗅 𝗎𝗇𝗍𝗂𝗅 𝗒𝗈𝗎'𝗋𝖾 𝗂𝗇 𝖺 𝗀𝗈𝗈𝖽 𝗆𝗈𝗈𝖽? #Pic

به پسر شناگرمون توت فرنگی؟

باتم به عنوان یه مهاجر که تازه وارد ایالت هاوایی شده بود دنبال کار میگشت ، و تنها حرفه اش شناگری ماهرش بود ، اون به عنوان غریق نجات تو ساحل هاناوما مشغول میشه ولی بیشتر دوست داشت تو آب باشه تا مراقب کسایی که تو آبن زمزمه افسانه وجود سندوقچه الماس تو عمق آب های ساحل هاناوما میون مردم هاوایی دست به دست میشد که باتم هم ازش بی خبر نبود و این یه داستان برای بچه ها بود ولی هیچ کس جز تاپ خبر نداشت که واقعیه تاپ مافیای بازار سیاه جواهرات با باندش به یکی از هتل های اون ساحل میاد و از اونجا متوجه مهارت بالای یکی از غریق نجات ها میشه اون باتم رو با پول زیادی استخدام میکنه تا بهش توی این کاووش کمک کنه ، باتم هم چون قرار بود بالاخره برگرده تو آب درخواستشو قبول میکنه هرچند باور داشت الماس ها دروغه شور و اشتیاق باتم توی آب مدام دل رئیس رو میلرزوند ، باتم براش شده بود مهره ارزشمندی که کار رو تموم میکنه ولی این چند ماه آموزش و آماده سازی انگار مِهر یه الماس با ارزشمتد تر تو دل رئیس افتاده بود بعد از اتمام عملیات باتم که حیرت زده به الماس نگاه میکرد برق چشماش به وضوح سینه تاپو شکافته بود اون الماس چندین ملیارد دلار قیمتش بود ولی تاپ تصمیم میگیره اونو تراش بده و یه حلقه برای معشوقه جدیدش درست کنه t.me/PixieHalllow 〞#Gay
‌፥ 🫧 ˖ #Romance ,#Mafia