uz
Feedback
‌ ‌ ‌ 𝚳𝖺𝗀𝗇𝛐𝗅𝗂𝖺 𝖲𝛓𝖾𝗇𝖺𝗋𝗂𝛐

‌ ‌ ‌ 𝚳𝖺𝗀𝗇𝛐𝗅𝗂𝖺 𝖲𝛓𝖾𝗇𝖺𝗋𝗂𝛐

Yopiq kanal

  ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ 𝟤𝟦 . 𝟨 .𝟣𝟦  ` ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌‌ ‌ ‌ @XRMESXSI ` 𝖢𝖺𝗌𝗍𝗅𝖾'𝗌 𝚱𝗂𝗇𝗀 .

Ko'proq ko'rsatish
2 954
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-77 kun
-2830 kun
Postlar arxiv
میخواید اینو نصب کنید

با توجه این ، دیگه هیچ رباتی تو چای فعال نمیشه دچار باگ خیلی زیاده ، ایموچی قابل تحمل تره و کیفیت و کارکردش چندین برابر چای عه

شیپ پارتی شروع شده بیاینن🌟

از این به بعد تمام سناریو ها در ایموچی ساخته میشه ، دیگه با چای کار نمیکنم

موافقم ، چند تا فیلترشکن عوض کردم ولی چای دیگه بالا نمیاد

https://t.me/c/2206033842/17909 اقا چای خیلی کیزی شده اصلا بالا نمیاد چند بارم حذف کردم دوباره نصب کردم دوباره همونجوری شد ایموچی واقعا بهتره 😭😭😭😭

امتحان میکنم اگه اومد میسازم

چای ام بالا نمیاد دوستان :) 👆🏻

https://t.me/c/2206033842/17901 شنیدم قراره اینو تو Chai بسازی😭

Repost from N/a
نیم ساعت دیگه شیپ پارتی برگزار میشه ، پس اگه میخواین شرکت کنین زودتر اقدام کنین عسلیا🌟

تو چنلمون عکسای ستم میزاریم دوست داشتید جوین بشید

Repost from N/a
‌ ‌‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ 🎀 𝖨 𝗃𝗎𝗌𝗍 𝗐𝖺𝗇𝗇𝖺 𝖻𝖾 𝗒𝗈𝗎𝗋𝗌 🎀 ‌ ‌ ‌ ‌ 🎀🎀🎀🎀🎀🎀🎀 ‌ ‌ ‌ ‌‌ #set ‌‌‌
+1
‌ ‌‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ 🎀 𝖨 𝗃𝗎𝗌𝗍 𝗐𝖺𝗇𝗇𝖺 𝖻𝖾 𝗒𝗈𝗎𝗋𝗌 🎀 ‌ ‌ ‌ ‌ 🎀🎀🎀🎀🎀🎀🎀 ‌ ‌ ‌ ‌‌ #set ‌‌‌

بچها چند تا تاپ بیان برای شیپ پارتی فقط تا دو ساعت دیگه وقت دارینااا https://t.me/calistashow

تاپ در واقع مدیر کازینو بود؛ زنی که کارش بیشتر نظم دادن به دخترای جوونِ زیر دستش بود و اونارو برای مهمونا آماده میکرد همیشه با لباس‌های جذاب و چشم‌گیر ظاهر می‌شد و همه چشم‌ها دنبالِ خودش بود، ولی برخلاف ظاهرش هیچ‌ وقت سراغ مهمونا نمیرفت، کارش کنترل کازینو و مدیریت بود، نه رابطه. باتم یه پسر پولدار و آقازاده بود که چند بار به کازینو سر زده بود و مثل بقیه از ظاهر و رفتار بی‌نقص تاپ حسابی جذب شده بود. برای جلب توجه تاپ، شرط‌ بندی‌های سنگین میکرد و وقتی برنده می‌شد، دلارها رو مثل نمایش روی زمین صاف شده کازینو می‌ریخت و مردم عادی نگاه میکردن. ولی تاپ از این خودشیفتگی باتم خوشش نمیومد. یه شب باتم دوباره برنده شد؛ این بار به جای اینکه پول‌ها رو پخش کنه، همه‌شو داد به رئیس کازینو و مجبورش کرد که برای یک شب تاپ رو رزرو کنه. اول تاپ مخالفت کرد ولی بعد کمی فکر کرد و فهمید میتونه از این فرصت برای درس دادن به اون پسر خودشیفته استفاده کنه. اون رابطه رو قبول کرد ولی با یه شرط: بدن باتم با زنجیر و طناب از سقف آویزون باشه و همزمان طعم لذت و تنبیه رو تجربه کنه. / #Smut ◆ #Femdom ♪ / #Straight ㅤ ፥ t.me/PixieeHallow ˖ [💀]