𝙡𝙪𝙣𝙖𝙧
Kanalga Telegram’da o‘tish
یـہ روح گمشـدهم کـہ هیچکس دنبالش نیومـد… پسخودموتو𝙡𝙪𝙣𝙖𝙧جا گذاشتم، شبیـہ قهوهے سردے کـہ یـہ عمر رو میز مونـد؛ تلخ، تنها، بیصـدا… فـقط نوشتم، چوט دیگـہ خستهم از صـدا زدن ! سولے | 𝙡𝙪𝙣𝙖𝙧
Ko'proq ko'rsatish187
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
Ma'lumot yo'q7 kun
-2230 kun
Postlar arxiv
187
Repost from N/a
اگه خوب بودن به نفسیه که میره میاد و قلبیه که تک و پوک میزنه و مغزیه که پدر صاحب ماروگاییده با افکارش
187
میگه که من دنبال مرگ نیستم ولی اگه وقتی از خیابون رد میشم ببینم یه ماشین با سرعت میاد خودمو عقب نمیکشم !
187
اینقدر بدم میاد وقتی یکی میاد از احساسات واقعیش یا حس لحظه ایش رو به اشتراک میزاره توی چنلش
و ادمین های چنل میاد نظر میدن ک"گوه نخور،این چ کاریه،چی شده و فلان"
خب داداش
حس لحظه ایشه
قطعا واقعی نیست
این چ چس بازیاییه
