uz
Feedback
 𝚳𝖺𝗇ꤞ𝖺𝗍𝖺

 𝚳𝖺𝗇ꤞ𝖺𝗍𝖺

Kanalga Telegram’da o‘tish

من از جایی می‌آیم که ماه بر جسدِ آب خوابیده است و واژگان برای پناه، به نامه های گمشده ام هجرت کرده‌ اند. - @mangata_vthbot

Ko'proq ko'rsatish
1 234
Obunachilar
+224 soatlar
+307 kunlar
+11630 kunlar
Postlar arxiv
جواب این چلنج رو هم ممنون میشم چک کنید که فردا دیل بزنم.

فولدر آپدیت شده چنل رو هم بعد از این پست داخل چنل قرار میدم.

جواب این چلنج هم قرار گرفت، چک کنید عزیزان امیدوارم پسندتون باشه.

فولدر آپدیت شده چنل رو هم بعد از این پست داخل چنل قرار میدم.

جواب این چلنج هم قرار گرفت، چک کنید عزیزان امیدوارم پسندتون باشه.

اگر پسندتون بود در کنار نظرتون شما هم بنویسید
که اگر قرار بود بعد از عبارت نقطه سر خط، شما تعریف بشید چه تعریفی از خودتون داشتید؟!

شنوای نظرات ارزشمندتون عقیق های سیاه.
- پروموت صورت میگیره و چنل جدید ببینم جوین میشم.

بـه تماشـای غربـت آخࢪیـن خانـه.mp35.83 MB

آنچـه از تـو در حوالـیِ مـا مانـد ؛
دیگر خطوط در امتداد حرف هایم منتظرم نمی مانند. نه چون جملات، الفبای تعریف مرا فراموش کرده اند؛ برعکس، بلکه من به قدری در این غیابِ طولانی ته نشین شده ام که تنها یك کالبد بی رنگ نسبت به تمامی رنگ های گذشته ام باقی مانده است؛ به گونه ای که تنها آبیِ جا مانده در من با آخرین خطوط حرف هایت برای خداحافظیمان تمام شد، همانجا که دلتنگی هایم نزدیک تر از تو به من، به من بازگشتند. نقطه، سر خط؛ از نو برایت می نویسم، اینجا یک نفر دلتنگ ادامه دادنت است اما نه به تنهایی، میخواست تو سهم ثانیه به ثانیه عمرش باشی تا تمام آن لحظه ها را با شمایل زیبای لبخندت زندگی کند و طعم زیستن را از دیار چشمان تو به خاطر بسپارد. اما تنها چیزی که به یادگار ماند پایانِ یک فلسفه دوست داشتنی بین من و تو بود؛ حالا باید تو را میان ابیات و نامه هایم بیایم، درست بین استعارات و خطوط نامنظم یادداشت هایم. آیا برایت سوال شده است که من کجای این تار و پودِ خسته نوشته شده ام؟ بگذار همینقدر کوتاه بگویم؛ دقیقا در همان جایی که میگویند: نقطه، سر خط.
 ‌  ‌ ‌  ‌ ‌ ‌    ‌در امتـدادِ آخریـن طیف آبـی ،،  ۲۵ اکتبر ۱۹۷۷