WooSan's fic
Kanalga Telegram’da o‘tish
http://t.me/HidenChat_Bot?start=7365428442 https://t.me/HarfinoBot?start=5811ff95237a47e فیکشن ، وانشات ، سناریو ایتیزی 🌈☔
Ko'proq ko'rsatish259
Obunachilar
-124 soatlar
+167 kun
+3030 kun
Ma'lumotlar yuklanmoqda
O'xshash kanallar
Ma'lumot yo'q
Muammo bormi? Iltimos, sahifani yangilang yoki bizning qo'llab-quvvatlash boshqaruvchimizga murojaat qiling>.
Taglar buluti
Kirish va chiqish esdaliklari
---
---
---
---
---
---
Obunachilarni jalb qilish
Oktabr '26Okt '26
Oktabr '26
+39
3 kanalda
Sentabr '26
+49
1 kanalda
Get PRO
Avgust '26
+70
2 kanalda
Get PRO
Iyul '26
+51
2 kanalda
Get PRO
Iyun '26
+8
1 kanalda
Get PRO
May '26
+1
0 kanalda
Get PRO
Aprel '260
0 kanalda
Get PRO
Mart '260
0 kanalda
Get PRO
Fevral '26
+5
1 kanalda
Get PRO
Yanvar '26
+4
0 kanalda
Get PRO
Dekabr '25
+93
1 kanalda
| Sana | Obunachilarni jalb qilish | Esdaliklar | Kanallar | |
| 25 Oktabr | 0 | |||
| 24 Oktabr | 0 | |||
| 23 Oktabr | +9 | |||
| 22 Oktabr | +11 | |||
| 21 Oktabr | 0 | |||
| 20 Oktabr | +1 | |||
| 19 Oktabr | 0 | |||
| 18 Oktabr | 0 | |||
| 17 Oktabr | +1 | |||
| 16 Oktabr | 0 | |||
| 15 Oktabr | +1 | |||
| 14 Oktabr | +2 | |||
| 13 Oktabr | +1 | |||
| 12 Oktabr | 0 | |||
| 11 Oktabr | 0 | |||
| 10 Oktabr | 0 | |||
| 09 Oktabr | +1 | |||
| 08 Oktabr | +3 | |||
| 07 Oktabr | +2 | |||
| 06 Oktabr | +5 | |||
| 05 Oktabr | 0 | |||
| 04 Oktabr | 0 | |||
| 03 Oktabr | 0 | |||
| 02 Oktabr | +1 | |||
| 01 Oktabr | +1 |
Kanal postlari
| 2 | یک روزی سناریوشو مینویسم دور هم گریه کنیم 😭😭 | 59 |
| 3 | خب یکم درمورد فیکشن جدید بگم. یه وانشات اخیرا نوشته بودم که خیلی ازش استقبال کردید و حس کردم خوشتون اومده. بنابراین ازش بعنوان یه ایده برای فیکشن شدن استفاده کردم.
اگه دوست دارید که فیکشن رو بخونید این سناریو رو پارت صفر در نظر بگیرید
با توجه به نظرسنجی هم پنجشنبه ها آپلود میشه. باز اگه نظری سوالی پیشنهادی یا هر مسئلهای بود در خدمتم چه اینجا چه تو پیوی و چه ناشناس❤️🍓
ماچ به شما
پیشاپیش امیدوارم که دوست بدارید و حمایت کنید🥰 | 74 |
| 4 | 🐈⬛️ : صبحونه یا من؟
🐈 : تو بعنوان صبحونه 🤓
𓂃𓈒 Dialogue °˖ ࿔ | 69 |
| 5 | بچهها لطفا همه جواب بدید. فیکشن جدید رو راحتید سهشنبهها آپلود بشه یا پنجشنبه ها؟ | 91 |
| 6 | ❃ این داستان: گروک لاشی
𓂃𓈒 Woosan Short AU °˖ ࿔ | 342 |
| 7 | مچ دست پسرک رو توی چنگش فشرد.
« دوباره پیش اون بودی؟ »
با لحن خطرناکی از بین دندونهای بهم فشردهش غرید.
وویونگ خیره نگاهش میکرد. ازش نمیترسید... میدونست خشم سان فقط یه نقابه. یه نقاب روی بزرگترین ترسش... رگ گردنش متورم شده بود و تندتند نفس میکشید.
خالکوبی روی ساعدش درست زیر انگشتهای سان بود. همون خالکوبی که یک بار گفته بود «زشتترین طرح دنیاست» و شب زمانی که فکر میکرد وویونگ خوابه با نوک انگشت لمسش کرده بود.
« ولم کن. »
وویونگ بدون اینکه ردی از خشم توی صداش باشه گفت و اخم کرد. دست سان شل شد اما امکان نداشت رهاش کنه.
« اگه ولت کنم... »
چشمهاشو بست و بالاخره اعتراف کرد:
« دوباره میری »
لبخند کوچیک وویونگ دقیقا همون چیزی بود که دیوونهش میکرد.
« پس اعتراف کن بیشتر از دو تا دوستیم »
سان در حالیکه تلاش میکرد جلوی خندهش رو بگیره، صورتش رو نزدیک تر برد و به لبهای پسر زل زد.
« نه ما فقط دو تا دوستیم » | 92 |
| 8 | Hmmmm | 138 |
| 9 | به همین مناسبت بریم دوباره Cowboy بخونیم🙊 | 150 |
| 10 | تازه میخوام یه جا تبلیغ بگیرم زیادتر بشیم که با تعداد بیشتر با هم کامنت نذارید 😂😂😂 | 37 |
| 11 | یکم درد و دل کنم باهاتون؟
من خیلی از تاکید به اینکه نظر و ریکت ازتون بخوام، خوشم نمیاد. در حقیقت هیچ نویسندهای خوشش نمیاد.
تعدادمون توی چنل کمه، میپذیرم ولی با توجه به ویو و ریکت واقعا انتظار فیدبک داشتن چیز عجیبی نیست. همیشه هم گفتم با آغوش باز پذیرای انتقاداتتون هستم 🫶🏻 خواهش میکنم اگه کارها رو میخونید با یه ریکت یا یه کامنت دیدگاهتونو نسبت به اونچه که خوندید بگید.
منظورم از دیدگاه هم صرفا گفتن خسته نباشید یا گذاشتن یه کامنت زوری و سرسری نیست. کلیت نظرتون نسبت به اون کاره که نویسنده بدونه چیزی که نوشته باب میل خواننده و مخاطبش هست یا نه و بتونه نظراتتون رو توی نوشته های بعدیش در نظر بگیره 🍓
در انتها قربونتون برم ممنونم که پیشم هستید | 64 |
| 12 | بالغ بر ۱۸ نفر به این سناریو رای داده بودن
اونوقت کامنتی کت دریافت میکنم:... ☹️ | 65 |
| 13 | یزیدا ۱۸ نفر به این سناریو رای دادید
حداقل یه ناشناس بدید بگید خوب نبود خب ☹️ | 1 |
| 14 | بهش بی محلی نکنیدا
بخونیدش 😞 | 23 |
| 15 | Name : #NumberThirty
Couple : WooSan
Genre : Dark Fantasy, Tragedy
ִֶָ ࣪ ˖ علاقه سان به پسر کم سن و سال توی رفتارش پیدا بود. توی لحن نرمی که در برابر هیچکس دیگه وجود نداشت. تا جایی که نقشههای دریاییش، همه رازهای محمولهش و تنها کلید کابینش رو به پسرک سپرده بود. مردانش پشت سرش میخندیدن و کاپیتان میفهمید و اهمیتی نمیداد. ˖ ִֶָ ࣪
♡برای خوندن اینجا کلیک کنید♡ | 513 |
| 16 | 🥹🥹🥹🥹 | 406 |
| 17 | چند روز پیش یکی تو ناشناس گفته بود این سناریوهارو ادامه نمیدی؟ که باید بگم هفته بود سناریوی دزد دریایی داریم☺️
اینو خیلی وقته نوشتم ولی اعتماد بنفس آپلود کردنش رو نداشتم حالا یه اصلاحاتی میکنم و بعد تقدیم شما ❤️ | 39 |
| 18 |
𔘓 After Story 𔘓
#HateYou | 429 |
| 19 | اینهمه نگهش داشتم آخرشم نشد چک کنم
اگه ایرادی داشت بهم بگید برطرفش کنم ❤️ | 2 |
| 20 |
𔘓 After Story 𔘓
#HateYou | 5 |
