uz
Feedback
谷 𝖸𝗎𝗄𝗂 𝗇𝗈 𝗒𝗈𝗋𝗎 .

谷 𝖸𝗎𝗄𝗂 𝗇𝗈 𝗒𝗈𝗋𝗎 .

Kanalga Telegram’da o‘tish

ㅤㅤ𓉳 ˚ 𝟬͟𝟬 ... 𝒮𝗇𝗈𝗐 𝗌𝗍𝖺𝗂𝗇𝖾𝖽 𝗐𝗂𝗍𝗁 #𝐁𝗅𝗈𝗈𝖽ㅤㅤ

Ko'proq ko'rsatish
Buy Ad
196
Obunachilar
+124 soatlar
+17 kun
-530 kun
Postlar arxiv
Repost from N/a
این پیام رو فوروارد کنین تا با توجه به وایبتون بگم که کدوم شخصیت از انیمه های: بلک باتلر، توکیو ریونجرز، توکیو غول، دث نوت، ک
این پیام رو فوروارد کنین تا با توجه به وایبتون بگم که کدوم شخصیت از انیمه های: بلک باتلر، توکیو ریونجرز، توکیو غول، دث نوت، کامیساما کیس هستین. 🌟لازم نیست جوین شین. 🌟 میتونین انیمه رو انتخاب کنین. 🌟در دیر ترین حالت فردا شب جوابتون رو میذارم.

Repost from N/a
⸱࣭ ִֶָ Forward this message and reply your birth month and favorite character, and I’ll make something like this for you! 𖧧
⸱࣭ ִֶָ Forward this message and reply your birth month and favorite character, and I’ll make something like this for you! 𖧧 ָ࣪
Limit: till I cross it.

ㅤ ㅤㅤ ˖𖥨 ࣪ ‌𝓑𝒓𝒊𝒏𝒈 𝑰𝑻 𝓞𝒏! ࣪˖
+1
ㅤ ㅤㅤ ˖𖥨 ࣪ ‌𝓑𝒓𝒊𝒏𝒈 𝑰𝑻 𝓞𝒏! ࣪˖

Repost from N/a
𓇬᮫ 𓂃 𝑭𝘰𝘳𝘸𝘢𝘳𝘥 𝘵𝘩𝘪𝘴 𝘮𝘦𝘴𝘴𝘢𝘨𝘦 𝘵𝘰 𝘺𝘰𝘶𝘳 𝘤𝘩𝘢𝘯𝘯𝘦𝘭 𝘴𝘰 𝘐 𝘤𝘢𝘯 𝘮𝘢𝘬𝘦 𝘴𝘰𝘮𝘦𝘵𝘩𝘪𝘯𝘨 𝘭𝘪𝘬�
𓇬᮫ 𓂃 𝑭𝘰𝘳𝘸𝘢𝘳𝘥 𝘵𝘩𝘪𝘴 𝘮𝘦𝘴𝘴𝘢𝘨𝘦 𝘵𝘰 𝘺𝘰𝘶𝘳 𝘤𝘩𝘢𝘯𝘯𝘦𝘭 𝘴𝘰 𝘐 𝘤𝘢𝘯 𝘮𝘢𝘬𝘦 𝘴𝘰𝘮𝘦𝘵𝘩𝘪𝘯𝘨 𝘭𝘪𝘬𝘦 𝘵𝘩𝘪𝘴 𝘧𝘰𝘳 𝘺𝘰𝘶 𝘸𝘪𝘵𝘩 𝙂𝙚𝙣𝙨𝙝𝙞𝙣 𝙄𝙢𝙥𝙖𝙘𝙩🌛 𝘤𝘩𝘢𝘳𝘢𝘤𝘵𝘦𝘳𝘴 ~

منم از این گویا

خوب میدونی چیا دوست دارم

وایتتیتیتحسحس

sticker.webp0.36 KB

Repost from N/a
‍ ㅤㅤㅤ─ ·˖݁ ᯽˖ گوی بارانی ˖᯽ ݁˖· ─
⟡ تاریخ کشف: سال ۱۹۳۱، در حراجی کوچکی در یکی از شهرهای ساحلی اسکاتلند پیدا شد. فروشنده ادعا می‌کرد این گوی سال‌ها پیش توسط مسافری ناشناس به خانواده‌اش سپرده شده، اما هیچ‌کس نتوانست سازنده یا نخستین صاحب آن را پیدا کند.
⟡ توضیحات و ویژگی‌ها: گوی شیشه‌ای کوچکی به اندازه‌ی یک سیب، با پایه‌ای از فلز نقره‌ای و سطحی همیشه خنک. درون آن دریاچه‌ای کوچک و آرام دیده می‌شود که زیر نور کم‌رنگ ماه قرار گرفته و مه نازکی همیشه سطح آبش را پوشانده است. موجودی در این جهان کوچک زندگی می‌کند؛ پیکری ظریف با شنانی روشن و چراغی کوچک در دست که بیشتر وقتش را در اطراف دریاچه می‌گذراند. گاهی کنار آب می‌نشیند، گاهی در میان علف‌ها قدم می‌زند و گاهی برای مدت طولانی به آسمان خیره می‌شود. هیچ‌کس نمی‌داند این موجود واقعاً زنده است یا بخشی از جادوی گوی، اما رفتار او همیشه با احساسات صاحب گوی تغییر می‌کند. هر زمان صاحب گوی دلتنگ کسی، جایی یا خاطره‌ای شود، آسمان کوچک داخل گوی ابری می‌شود و بارانی آرام روی دریاچه می‌بارد. موجود کوچک نیز چراغش را برمی‌دارد و زیر باران در اطراف دریاچه قدم می‌زند. اگر صاحب گوی آن را نزدیک خود نگه دارد و برای مدتی به صدای باران گوش دهد، کم‌کم صداهای دیگری میان قطره‌ها شنیده می‌شوند؛ صدای مکانی که برایش دلتنگ شده، خنده‌ی کسی که به یاد آورده، صدای قدم‌هایی آشنا یا حتی موسیقی‌ای که زمانی در همان خاطره شنیده است. در دلتنگی‌های عمیق‌تر، باران بوی همان مکان را نیز با خود می‌آورد.
⟡ افسانه: می‌گویند سال‌ها پیش، موجودی کوچک در کنار دریاچه‌ای دورافتاده زندگی می‌کرد که شب‌ها زیر نور ماه می‌درخشید. او نگهبان خاطرات کسانی بود که روزی کنار آن دریاچه می‌آمدند و پس از رفتن، بخشی از خاطراتشان را در آب جا می‌گذاشتند. یک شب، مسافری که مدت‌ها از خانه دور بود، کنار دریاچه نشست و از دلتنگی برای زندگی‌ای که پشت سر گذاشته بود گریه کرد. موجود کوچک صدای او را شنید و برای نخستین بار، باران را از آسمان دریاچه پایین آورد تا صدای گریه‌ی او در میان قطره‌ها گم شود. صبح روز بعد، مسافر رفت؛ اما نگهبان نمی‌خواست خاطره‌ی او را از دست بدهد. پس تکه‌ای از دریاچه را درون گوی شیشه‌ای کوچکی جای داد و همراه خاطره‌ی مسافر آن را به جهان بیرون فرستاد. از آن زمان، گفته می‌شود موجود کوچک درون هر گوی، منتظر کسی است که دلتنگ چیزی باشد. او خاطره را برنمی‌گرداند. فقط کمک می‌کند صاحبش برای چند لحظه دوباره آن را به یاد بیاورد.
⟡ یادداشت متصدی آرشیو: موجود درون گوی هیچ‌گاه به تماس مستقیم پاسخ نداده است. با این حال، در چند مورد ثبت شده که زمانی که صاحب گوی به‌شدت غمگین یا دلتنگ بوده، موجود کوچک تمام شب کنار شیشه نشسته و چراغش را روشن نگه داشته است. عجیب‌تر اینکه پس از خوابیدن صاحب گوی، باران معمولاً متوقف می‌شود. در یکی از قدیمی‌ترین یادداشت‌های آرشیو نوشته شده: «شاید او نگهبان خاطرات نیست. شاید فقط موجود کوچکی‌ست که نمی‌خواهد هیچ‌کس شب را در تنهایی بگذراند.»

مرسی عزیزممم

sticker.webp0.31 KB