سکـوت برلین، نیمه شـب
Kanalga Telegram’da o‘tish
لـب های خیس، طعم گناه 🔚 @suniici
Ko'proq ko'rsatish218
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-57 kun
-2730 kun
Postlar arxiv
Repost from آخــرین ایسـتگاه؛ لنـدن
🌟 سـکانس آخـر؛
هوایِ اون شهـر همیشه بارونـی بود؛ هوایِ قلب نویسـنده لی هم همینطور... آخـرین جمله، آخـرین کلمه و آخـرین ایسـتگاه لنـدن بود؛ شهـر عاشـقانههایِ غمـگین. دیـر کرده بود، دیـر شده بود برای همه حـرفهای ناگفته برای شکسـتن سـکوت طولانی مدتش؛ میخواست به غریـبهای که قولـش رو شکسته بود و تو ایسـتگاه منتظرش نموند بگه؛
" نمیتونستیم فقط همینطوری که هستیم بمونیم؟ "
