uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

‌ ‌‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌𓁻 ‌ ‌ ‌ ‌ ‌⁣⁣⁣⁣ ‌

‌ ‌‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌𓁻 ‌ ‌ ‌ ‌ ‌⁣⁣⁣⁣ ‌

Kanalga Telegram’da o‘tish

‌ ‌ ‌ ‌ 23 — @fir8a ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌‌‌ ‌Уважаемый @durov !! ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌⁣⁣⁣⁣ ⁣⁣⁣⁣ ‌⁣⁣⁣⁣ ⁣⁣⁣⁣ ‌ ‌⁣⁣⁣⁣ ⁣⁣⁣⁣⁣ ‌

Ko'proq ko'rsatish
382
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-157 kun
-8030 kun
Postlar arxiv
Do not be afraid of spending quality time by yourself. Find meaning or don’t find meaning but “steal” some time and give it freely and exclusively to your own self. Opt for privacy and solitude. That doesn’t make you antisocial or cause you to reject the rest of the world. But you need to breathe. And you need to be. Albert Camus

متین با اینکه خیلی وقته باهات صحبت نکردم ولی بدون که دوست دارم.

وقتی چشمانم را بستم در مرکز انبوهِ درختانی سخت بودم، درختانی که با قامتشان نور عظیم مهتاب را همانند ستارگان بر زمین منعکس می کردند. اما در این حال نمی دانم چرا همه جا را تار دیده بودم، لحظات همانند برق و باد از هم پیشی می گرفتند و هر یک به نوع خود مرا بیش و بیش آشفته کرده بود. در دام زمان محبوس و حیران میان درختان می دویدم، بی حس از دست و پاهایم در این جنگل تاریک بی آن که پیکرم خراشیده شود درختان را می گرفتم و در تاریکی به سوی قله ی کوه می دویدم چرا که شاید سعادت دیدن مهتاب را به دست آورم. هرچه بیشتر دویدم غبار بیشتری جلودارِ نور بود و درختان را تکیه گاهِ دستان و پیکرم که از حسش معذور بودم کردم، با گرفتن هر درخت بیشتر غبار چشمانم را می گرفت و رنگ آسمان خونین جلوه می کرد، ناگهان به خود آمدم و دیدم وجودم مخاطره آمیز است. همه چیز در آتش فرو رفته بود و آن درختانِ خودخواه از نور مهتاب هر لحظه در چشم بهم زدن خاکستر می شدند، گویی جنسِ آتش بودن زیبا بود. حال که چشمانم را گشودم دلم می خواهد در جنسِ آتش رنگ آسمان هارا خونین و زمین را با خورشید یکسان کنم.