[بغلم کُن]
Kanalga Telegram’da o‘tish
- ماه منی به مختصر" http://t.me/HidenChat_Bot?start=5299625544
Ko'proq ko'rsatish410
Obunachilar
-424 soatlar
-127 kun
-4930 kun
Postlar arxiv
410
داشتم تایپ میکردم " وقتی حرف میزنی نگات میکنه"
و به تو فکر کردم
هرکلمهای که از دهنم در میومد
برمیگشت نگام میکرد
مهم نبود چی میگفتم
مدام برمیگشت نگام میکرد
یا وقتی یه چیزی میگفت
نگام میکرد ببینه شنیدم؟
توجه کردم؟
یا حرفش لبخند رو لبام اورد؟
410
فکر کنم پارسال همین موقع ها بود..
خیلی ذهنم درگیر بود بین دوراهی که هیچ سه راهی گیر کرده بودم، حقیقتا اولین بار بود همچین حسایی رو تجربه میکردم، همش با خودم میگفتم دختر چه مرگتهه؟ اینم مثل قبلیا یه حس زودگذره تموم میشه میره، بعد از اون ضربه ای که خورده بودم جدی جدی باورم و به دوست داشتن و عشق هرچیزی از دست داده بودم. ولی با این وجود یه چیزی توی وجودم باعث میشد برای یه بار دیگم که شده باورش کنم. نمیدونم چرا همش یه حسی بهم میگفت این بار فرق میکنه:))) سخت کسی میتونه اینو درک کنه..
دیدم نمیتونم جلوی حسی که دارم و بگیرم. هرکاری کنم نمیشه، هرگوهی بخوام بخورم بهش فکر نکنم نمیشهه، بابا نمیشد، واقعا نمیشد.
دو زانو تو اتاق نشسته بودم، با دستام سرمو محکم گرفته بودم، با خودم تکرار میکردم، ولش کن، بیخیالش شو، تمومش کن، تمومش کن..
چشمم به گوشیم که جلوم پرت کرده بودم افتاد، نمیدونم چرا، چیشد اصنن که اون پیامو بهش دادم. انقدر ذهنم درگیر بود که فقط میخواستم یجوری ازین فکرای توی سرم خلاص شم.
خلاصه پیام دادم.
بهش گفتم از کجا بفهمیم یکی دوسمون داره؟
برای اینکه ضایع نباشه گفتم برای خودم نمیپرسم فقط کنجکاومم(میدونم بیشتر ضایع بازی دراوردم😭)
درجواب سوالم گفت
بهت توجه میکنه (تو دلم گفتم خب کنسله این که اصلا به من توجه نمیکنه TT )
بعدش گفت
سعی میکنه هی ازت سوال بپرسه تا بیشتر راجبت بدونه(بازم تو دلم گفتم دیدی گفتم دوسم نداره اصن راجبم سوال نمیکنه TT)
در ادامه گفت
وقتی حرف میزنی نگات میکنه
وقتی میخنده اولین کسیو که نگا میکنه تویی
ازت دفاع میکنه
در واقع زیاد مسخرت میکنه
زیادم تخریبت میکنه ولی اگه یکی دیگه اذیتت کنه سگ میشه..
گفت و گفت و گفت که به آخرین جملش رسیدیمم این یکیی واقعیی بودد زیاد مسخرم میکرد ولی درکنارش نمیزاشت کسی اذیتم کنه دفاع میکرد واقعا.
خلاصه من دلمو به همین جمله آخرش خوش کردم گفتم بازم امیدی هست که دوسم داشته باشه..
نمیدونم چیشد یهو این اومد تو ذهنمو بهش گفتم
خودت اینجوری میفهمی یکی دوست داره؟!
گفت نه من نگاه چشماشون میکنم
بعدش گفت
میگن چشما درون آدمارو نشون میدن
وقتی طرف نگام میکنه چشاش میخنده و برق میزنه
یا با یه غم خاصی نگام میکنه
میفهمم به به عاشق شده
خیلی یهویی بعد از این حرفاش با کلی استرس ازش پرسیدم
من چجوری نگاهت میکنم؟
_ سکوت کرد و گفت بهتره بیخیال این قضیه بشیم...
