Cafè Mossad
Kanalga Telegram’da o‘tish
🔻Cafè-mossad channel 🔸lead by پارلمان کافه موساد 🔺@Bloody_gate
Ko'proq ko'rsatishEron109 983Toif belgilanmagan
776
Obunachilar
-424 soatlar
-47 kunlar
+1430 kunlar
Postlar arxiv
776
Repost from N/a
پس از دیماه خونین و کشته شدن پنجاه هزار تن از دلیران نوادگان بزرگ مرد تاریخ شاه بابک خرمدین. بنده در تلگرام متنی نوشتم. متنی پر از خونخواهی و انتقام کور از مادرجندگان مسلمان. در ظاهر فقط یک متن ساده بود اما در پشت آن تمام انرژی انتقام و خشم انباشته شده به یک فریاد سیاسی فرهنگی عمیق تبدیل شد. فریادی که بعد از مدتی خود آدم را به خنده میاندازد از این همه حماقت و توهم بیهوده. نمیخواهم فراخوانی بدهم و کسی را تحریک کنم چون عواقب آن روشن است. روشنترین مثال همان دیماه خونین بود که پنجاه هزار تن از بهترین دلیران این سرزمین با گلولههای رژیم و سرکوب وحشیانه به خاک افتادند. مقصر شخص رضا پهلوی نبود. خودم هم فکر میکردم اگر مردم متحد شوند و خیابانها شلوغ شود میشود کاری کرد اما نه. تاوان این اگاهی تلخ از دست دادن پنجاه هزار انسان شریف و نجیب بود. باید به این عدد اندیشید. پنجاه هزار. پنجاه هزار تن که قربانی توهم اتحاد شدند اما راز موفقیت سازماندهی بود نه اتحاد!. حالا تمام امید ظاهری این ملت به نمایندگانی شده که در خارج زندگی میکنند. توییت میزنند. مصاحبه میکنند و وعده ایران آزاد میدهند. با این جمهوری مادرجندگان حرامزاده نمیشود به صورت دموکراتیک برخورد کرد. باید به رادیکالترین شیوههای ممکن حمله کرد. ایران سوریه نیست و فرهنگ آن بسیار متفاوت است اما باید شیوهای از مبارزه را اجرا کرد که این سرزمین را از چنگال ارتجاع سرخ و سیاه نجات دهد. رژیم با غارت نفت و گاز مردم با اعدامهای دستهجمعی با زندانهای پر از شکنجه و با حمایت مالی از تروریستهای منطقه ای مثل حوثیها خودش را زنده نگه داشته و هر روز قویتر میشود. مایه ننگ و شرمساری مطلق است که در سرزمین بابک خرمدین صدای طبل و فریاد زینب و حسین گوش فلک را کر کرده. بنده دیگر آن ملیگرای قدیم سادهلوح نیستم. از ته قلبم فریاد میزنم که از این سرزمین نفرت دارم. سرزمینی که به اوارهای کامل از چپاول خوکهای اسلامیست بدل شده. نمایندگان به ظاهر ایرانپرست در طول پنجاه سال قتل و غارت و جنایت حتی نتوانستهاند یک کمانچه داخل تهران بیاورند. حالا دغدغه اصلی مردم این است که اسلحههایشان را دزدیدند. بعد از جنگ چهلروزه این حرامزادگان شیعه قویتر و پرروتر و احتمالا منسجمتر شدهاند. کلانتریهای نابودشده را بازسازی میکنند تا با یک موج حمله ساده از بین نروند. دستاورد این نبرد فقط کشته شدن پنجاه هزار تن از فرزندان بابک بود. در عین حال که این مادرجندهها هر روز قویتر میشوند نمایندگان خارجنشین از تغییر رژیم دموکراتیک و اصلاحات حرف میزنند. نمیدانم آیا با توییت و مصاحبه میشود مقابل بچهشیعه کلاش چفیهبهسر که اسلحه به دست دارد و آرزویش کشتن نسل بابک است ایستاد. خیلی وقتها با خودم میگویم آیا اصلا ایران از چنگال این سیاهکاریها آزاد میشود یا اینکه ایران بعد از بابک دیگر مرده است. این سرزمین با فساد اقتصادی وحشتناک با تورم و فقر مطلق با سانسور و فیلترینگ و با بسیج و سپاه پاسداران که میلیاردها دلار از جیب مردم دزدیده برای سرکوب هزینه میکند به گورستانی از امید تبدیل شده. اما هنوز ذرهای امید دارم که روزی بتوانیم این سرزمین را حداقل نصفه و نیمه از چنگال این خوکها آزاد کنیم. این سرزمین باید با زور اسلحه با جنگیدن با چنگ و دندان و با خون و آتش آزاد شود. درمورد امریکا هم بگویم هیچ وقت خیانتی به مردم نکرد چون اصلا پیمانی با آنها نبسته بود. آنها فقط منافع کشورشان را اهمیت میدهند و حق هم دارند. نکته عذابآور این است که شور و هیجان انتقامی که داشتیم بیراهه مصرف شد. بی هیچ دستاوردی. فقط حرف حرف و حرف. این سرزمین فعلا در چنگال خائنین و مادرجندگان اسلامیست تا روزی که اسلحه به دست بگیریم. در اخر نوشته ام را با دو بیت شعر به پایان میرسانم.
گرچه فتادهام دور فرسنگها ز میهن هرگز نبردم از یاد رسمِ وفای بابک
امروز روز پیکار هنگام نو شدنهاست از جای خود بپاخیز ایران به پای بابک★ Bloody gate
Endi mavjud! Telegram Tadqiqoti 2025 — yilning asosiy insaytlari 
