«چشمهی رِیبان»
Kanalga Telegram’da o‘tish
درود غم هستم با مقداری ایران https://t.me/ilannkhanoom پرایوت @irrrrannbot ناشناس "چشمه ی رِیبان به معنای زیبایی های عشق از دست رفته است"
Ko'proq ko'rsatish1 222
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+317 kun
+9830 kun
Postlar arxiv
1 222
به نامِ مهسا، آن جانِ جاویدان
که شد در خاکِ ایران، خونِ باران
ز فقر و محنتِ مردم چه گویم؟
که ماندند از غمِ ایّام، حیران
ز «امن» گفتند و امنیّت ندیدیم،
نصیبِ خلق شد جز رنج و حرمان
گلستانِ وطن را گل چه بسیار
که پرپر شد به راهِ خاکِ ایران
_ایران رزم
1 222
«ستایشِ تو به لب داشتم و هجران نصیبم شد
که در محرابِ چشمانت، مرا جز گریستن راهی نماند»
_ ایران رزم
1 222
دلم میخواد بیومو عوض کنم و بگذارم " خاک تو سر همه اماما جز امام حسین چون سر نداره" ولی لعنت به گونی
1 222
دلم میخواد بیومو عوض کنم و بزارم " خاک تو سر همه اماما جز امام حسین چون سر نداره" ولی لعنت به گونی
1 222
دوباره میسازمت وطن، اگرچه با خشتِ جانِ خویش
ستون به سقفِ تو میزنم، اگرچه با استخوانِ خویش
1 222
#مهرداد_مشتاقی، متولد ۲۸ مرداد ۱۳۷۷ مهندس معماری بود، جوانی که برای خودش آیندهای ساخته بود و مثل خیلی از همسنوسالهایش رویاهایی داشت که هنوز فرصت زندگی کردنشان را پیدا نکرده بود. او از هواداران پر و پا قرص رئال مادرید بود و علاقهاش به این تیم حتی روی سنگ مزارش هم دیده میشود. مهرداد در ۱۹ دی ۱۴۰۴ مجروح شد و چهار روز بعد در بیمارستانی که خود مهندس اجرایی آن بود جان سپرد.نام مهرداد مشتاقی، یکی از نامهای ماندگار دیماه ۱۴۰۴ است.
1 222
#مهرداد_مشتاقی، متولد ۲۸ مرداد ۱۳۷۷ مهندس معماری بود، جوانی که برای خودش آیندهای ساخته بود و مثل خیلی از همسنوسالهایش رویاهایی داشت که هنوز فرصت زندگی کردنشان را پیدا نکرده بود. او از هواداران پر و پا قرص رئال مادرید بود و علاقهاش به این تیم حتی روی سنگ مزارش هم دیده میشود. مهرداد در ۱۹ دی ۱۴۰۴ مجروح شد و چهار روز بعد در بیمارستانی که خود مهندس اجرایی آن بود جان سپرد.نام مهرداد مشتاقی، یکی از نامهای ماندگار دیماه ۱۴۰۴ است.
1 222
آقایان،
چگونه از کنار این همه درد گذشتید؟
چگونه صدای این خاک را نشنیدید؟
روزی خواهد رسید
که دیگر پشت میزهایتان پناهی ندارید،
روزی که تاریخ
دفترهای بسته را باز کند
و نام تکتک شما را بخواند.
روزی خواهد رسید
که این وطن از شما بپرسد:
با خانهای که به شما سپرده بودیم
چه کردید؟
با مردمی که امیدشان به شما بود
چه کردید؟
با فردایی که باید برای فرزندانمان میساختید
چه کردید؟
آن روز،
نه عنوانی به کارتان خواهد آمد،
نه دیواری، نه قدرتی.
فقط یک سؤال میماند:
آقایان،
چگونه به این وطن رحم نکردید؟
1 222
آقایان،
چگونه از کنار این همه درد گذشتید؟
چگونه صدای این خاک را نشنیدید؟
روزی خواهد رسید
که دیگر پشت میزهایتان پناهی ندارید،
**روزی که تاریخ
دفترهای بسته را باز کند
و نام تکتک شما را بخواند**.
روزی خواهد رسید
که این وطن از شما بپرسد:
با خانهای که به شما سپرده بودیم
چه کردید؟
با مردمی که امیدشان به شما بود
چه کردید؟
با فردایی که باید برای فرزندانمان میساختید
چه کردید؟
آن روز،
نه عنوانی به کارتان خواهد آمد،
نه دیواری، نه قدرتی.
فقط یک سؤال میماند:
**آقایان،
چگونه به این وطن رحم نکردید؟**
