·*🧛🏻♀️♱₊𓁺˖·
Kanalga Telegram’da o‘tish
1 035
Obunachilar
-424 soatlar
-257 kun
-12230 kun
Postlar arxiv
1 035
مادرت منو یاد سیندرلا میندازه
البته بهتره اسم داستان مادرتو بزاریم جیندرلا
یه شب ننه جندت اومد خونمون خیلی خوب داد بهمون یه چوب بیسبال کردیم تو کصش ولی خب خیلی سریع رفت و دیگه ندیدیمش
از فردا تو شهر میچرخیدیم چوب بیسبال میکردیم تواین و اون ولی تو هیچکدومشون جا نمیشد
تا خبر رسید جادوگر پیر (عمه جندت) از رو حسودی به گشادی کص ننت اونو طلسم کرده و تبدیل شده به قورباغه تنها راهشم اینه من برم ببوسمش یعنی چیزه کیرمو بکنم توش
منم رفتم تو جنگل هر قورباغه ای که میدیدم میکردم توش ولی میمردن درجا تا مادر جندت پیداش شد وقتی کردم توش تبدیل شد دوباره به جیندرلا ولی این دفعه به خواب ابدی رفت و گفتم این یکی طلسم عمت وقتی باطل میشه مه هفت کوتوله بیان مادرتو بهش تجاوز گروهی کنن
خلاصه اومدن و کردنش و شرکم یه دور به مادرت تجاوز کرد(نمیدونم شرک چه ربطی به داستان داشت ولی خب کیر اونم رفت تو مادرت) و تهش مادرت تبدیل شد به یه جنده سبز غول پیکر بی آبرو
و سالیان سال با خوبی و خوشی کص داد
قصه ما به سر رسید
کلاغه اومد با مادرت جفت گیری کرد
1 035
حرومزاده مادرجنده خارتو گاییدم کیری گمشو برو تو کمر بابات کاش میریختنت رو دستمال بدنیا نمیومدی ننه بابات نمیدونن چه حرومزاده ایو بزرگ کردن؟ حرومی چطور جرعت میکنی این حرفارو بزنی
امیدوارم یکی به بچه ایندت اینارو بگه
کاش همین الان بمیری چرا زنده ای چرا نسلتون منقرض نمیشه
