uz
Feedback
خاکستری.

خاکستری.

Kanalga Telegram’da o‘tish

سکوت انباشته چنان رنگی باطل.

Ko'proq ko'rsatish
Eron240 219Toif belgilanmagan
200
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
Ma'lumot yo'q7 kun
Ma'lumot yo'q30 kun

Ma'lumot yuklanmoqda...

O'xshash kanallar
Ma'lumot yo'q
Muammo bormi? Iltimos, sahifani yangilang yoki bizning qo'llab-quvvatlash boshqaruvchimizga murojaat qiling>.
Kirish va chiqish esdaliklari
---
---
---
---
---
---
Obunachilarni jalb qilish
Avgust '26
Avgust '260
2 kanalda
Iyul '260
3 kanalda
Get PRO
Iyun '26
+1
0 kanalda
Get PRO
May '260
0 kanalda
Get PRO
Aprel '260
0 kanalda
Get PRO
Mart '260
0 kanalda
Get PRO
Fevral '260
7 kanalda
Get PRO
Yanvar '260
0 kanalda
Get PRO
Dekabr '250
3 kanalda
Get PRO
Noyabr '25
+89
4 kanalda
Get PRO
Oktabr '250
2 kanalda
Get PRO
Sentabr '250
0 kanalda
Get PRO
Avgust '250
0 kanalda
Get PRO
Iyul '250
0 kanalda
Get PRO
Iyun '250
2 kanalda
Get PRO
May '25
+74
0 kanalda
Get PRO
Aprel '250
0 kanalda
Get PRO
Mart '250
0 kanalda
Get PRO
Fevral '250
0 kanalda
Get PRO
Yanvar '25
+16
0 kanalda
Get PRO
Dekabr '240
0 kanalda
Get PRO
Noyabr '24
+78
0 kanalda
Kanal postlari
شاید رها کنم، بار و بندیلم را ببندم و راهی شوم، آدمی چه از خاک خویش می‌فهمد در درکِ پوسیدن؟ من هم همان آدمی‌ام، همان آدمی که در مرگ فقط گور را می‌فهمد؛ آخر هم مگر مرگ چه بود جز غیبتِ تماشا؟ و ما که از چَشم، جز کوری نصیبمان نشد؟ و تو روزی دچار به ترک می‌شوی، تو می‌روی وقتی که من هنوز نمی‌دانم چطور در خود فرو بروم... چگونه زنده بمانم در حسرت فهمِ زندگانی؟ آخر قرار است من باشم میان رفتن تو و ماندنِ خویش. من هم واژه ای نیمه تمام می‌مانم، چونان کلماتی که نیمه تمام رها کردم در وصف تنهاییِ زنده ماندن، که فقط از گور نوشتم و از گور نوشتم و گور نوشتم. عزیزجانم، جهان از دهانم افتاده است... مگر مرگ جرأت اقرار دارد؟ مگر کوری نای دیدن دارد؟ واژه مگر جنبه ی زیستن دارد؟
جهان از دهانم افتاده است.

2
در کل هدفم از گفتن همه ی اینا این بود که بگم همه چیز درباره ی هویت ماست، چرا که ما قبل هرچه بودن انسان هستیم و نیازی نداریم که دیگری به ما جایگاهی بده، شاید اگر به طرد کردن یکدیگر ادامه بدیم روزی همه ی انگشت ها سمت خودمون بچرخه و ما این بار کسی باشیم که طرد می‌شه.
68
3
4_5989859148752229315.m4a
98
4
sticker.webp
98
5
Old but gold.
91
6
+1
Matn yo'q...
91
7
November.
118
8
Matn yo'q...
371
9
فرمانروایی توتالیتر، توطئه‌اش را روی جمعیت یکنواختِ «هوادارانش» با این فرض اعمال می‌کند که توطئه‌ای از سوی همه جهان علیه کشور توتالیتر در جریان است. (هانا آرنت، توتالیتاریسم)
321
10
sticker.webp
291
11
Think Of Me Once In A While, Take Care Take Care.mp3
290
12
شاید ترک خانه صمیمانه تر به استقبال من بیاید، گلدان خشکیدهٔ من، نامی به خاطر ندارد، از من. اما هنوز، نور را می‌گیرد با دستان لرزانش. راه می‌افتم می‌گذارم سایه ام آخرین کسی باشد که ترکِ وطن می‌کند.
308
13
من نه سوگوار شب و من نه شادی کنان به مزار آن هاله ی نور می‌روم، ای کورزاده ی بی بال، من به اسارت کشیدم، من سنگ خفقان را به بالین خویش آوردم تا خود بتوانم خواب را از این چشم های بی تقصیر بگیرم.
600
14
من ای تماشاگر رقصنده ی باد که چونان خاکستر را به آتش می‌کشد، من چه دارم که این وزش چنین به لطافت می‌کُشد؟
420
15
در شکنجه گاه غفلت می‌نشینم چرا که آشیانه را به قفس کشیدم؛ من ای ناظر خاموش، به وسعت آنچه ساخته ام می‌نگرم، پی می‌برم چه زنجیری بر خویشتن کشیده ام، هاله ای از نفس را به اسارت گرفته ام، در پیکره ای که پیکر در تنش زار می‌زند.
397
16
Matn yo'q...
386
17
در نظام های دیکتاتوری همه چیز تا پانزده دقیقه قبل از سقوط عادی به نظر می‌رسد. (هانا آرنت)
455
18
sticker.webp
461
19
امروز با دریا خلوت کردم چنانچه کلامی میان ما نگذشت، خشم موج رها شده را به من فهماند. - ۲۷ م ۴۰۴
695
20
Matn yo'q...
617