𝐌𝐚𝐝𝐦𝐚𝐧
Kanalga Telegram’da o‘tish
چیزی نیست جز تُهی A man who sold the world https://telegram.me/BChatsBot?start=sc-ruO9SteJov Anything here Pv: @nerve_op
Ko'proq ko'rsatish250
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-27 kun
+430 kun
Postlar arxiv
250
میخوام باز لخت شم و پوستم رو ادغام کنم با پوست تنهی درختی، شاخهی درختی، بافت سنگی، برگ درختی، موج دریایی.
میخوام که تنم خیس بشه از قطرههای بارون، خاک نرم کف جنگل رو لمس کنه، صدای باد تو گوشم آواز بخونه و خورشید برهنه منو در آغوش بگیره.
میخوام فراموش کنم فاصلهای که آدمیزاد ساخته؛ فاصلهای که منو از زمینم جدا کرده، از ریشههام.
یه جایی، بین نفسهای طبیعت و تپشهای قلبم، میدونم که هنوز میتونم اون اتصال رو پیدا کنم.
برمیگردم به جایی که نه دیواری هست، نه سیمانی، نه مرزی. جایی که هر نفسم همصدا با جنگله، با موجها و با خاک
.
میخوام که برگردم به خواب آب،
به جایی که دل میزنه توی موج ناب.
میخوام که بوی خاک تازه شم،
تو آغوش باد، بیحرف و غازه شم.
پوستم بشه پوست تنهی درخت،
رگهام بشه پیچک زیرِ درخت.
صدای باد رو گوشم بمونه،
هزار تا آواز تو قلبم بخونه.
