Worshipping music.
Kanalga Telegram’da o‘tish
308
Obunachilar
+124 soatlar
+27 kun
+1430 kun
Postlar arxiv
Repost from ADHD
این متن دلیه برای یک نفر که دیگه بینمون نیست
آینور 5 ساله رو من امروز شناختمش ولی دردی که به جونم افتاد انگار کل این 5 سال درکنارش بودم.
آینور توی خانواده طلاق به دنیا اومد بچه ای که قرار بود تا 7 سالگی پدرش رو نبینه، ندیدن پدر خودت کسی که از گوشت و استخون خودته همینطوری برای مدت کوتاه سخته حتی اگه بدی های زیادی بهت کرده باشه چه برسه به 5 سال دوری و حتی ندیدن این پدر و دختر به مدت یک بار. آینور با مادری بزرگ شد که میتونم بگم این مادر جزو اون اقلیت مادر هاست که احترامش واجب نیست و بهشت زیر پاش نیست.
قرار بود 5 سال پیش این بچه سقط بشه و با اینکه با ماجرای سقط مخالفم شدید، این بچه شاید اگه به دنیا نمیومد خیلی بهتر بود تا 5 سال در عذاب و سختی زندگی کردن.
این دختر خوابیدن مادرش رو با مرد های مختلف دید، مست کردن مادرش رو دید، خودکشی نا موفق مادرش رو دید.امروز برای اولین بار آرزوی مرگ یک نفر رو کردم که کاش توی اون خودکشی این فرد میمرد.
آینور امروز که من این متنو مینویسم دیگه پیشمون نیست شاید یکی اون بالا بود که حواسش به این بچه باشه و این تنها راه نجات این بچه از این رنج و عذاب بود. پدر این ادم رو من نمیشناسم ولی حتی اگه آدم بدی بوده باشه هم دلم براش کباب شد که دخترش رو حتی یک بار هم ندید.
دختر نازنین آینور روحت شاد و در آرامش در هرجایی که هستی.
