uz
Feedback
بازمانده‌‌ای از یکم دسامبر

بازمانده‌‌ای از یکم دسامبر

Kanalga Telegram’da o‘tish

فراموش کرده بود که انسان در نهایت به همه چیز عادت میکند"

Ko'proq ko'rsatish
149
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-37 kun
-730 kun
Postlar arxiv
امیدِ چشمانم؛ تو را می‌بینم و گمان می‌کنم تکه‌ای از مرا در میان خاطراتت به آغوشِ فراموشی سپرده‌ای..
مرا؛ آن احساسِ شیرینِ دوست داشتنت را همان احساسی که چشم‌هایمان را امیدوار و آغوشِ‌مان را امن‌‌تر از پیش کرد، همان احساسی که قلم از شرح‌اش ناتوان‌است و آدمی در مقابلش شکنند‌ه‌ترین خاکیِ هستی می‌شود عزیزِ مهربانم. آن احساسِ غریبانه‌ی دلتنگی‌هایمان را به یاد داری؟! همان اندوهِ نبود موهایت در لابه‌لای دستانم؛ از آن احساس‌ها که سینه‌ات را می‌فشارد و چشمانت را رنجور می‌سازد اما برایش چاره تنها لبخند تلخی است که در پشت آن چهره‌ی مهربانِ غم‌دیده‌ات پنهان شده‌است. آن احساسِ رها کردنِ دوست‌داشتن‌هایمان را از آن احساس‌هایی است که آدمی گمان می‌کند در انتهایِ مسیر زندگانی‌اش ایستاده است، او می‌داند تمامِ مسیر را به شوقِ این آمده که در این انتها امیدی را در آغوش بگیرد اما اکنون؟! تنها از او چشمان بی پناه و دستانِ لرزانی مانده‌است که خبر از بدعهدیِ آن امیدِ قدیمی می‌دهند..

امیدِ چشمانم؛ تو را می‌بینم و گمان می‌کنم تکه‌ای از مرا در میان خاطراتت به آغوشِ فراموشی سپرده‌ای..
مرا؛ آن احساسِ شیرینِ دوست داشتنت را همان احساسی که چشم‌هایمان را امیدوار و آغوشِ‌مان را امن‌‌تر از پیش کرد، همان احساسی که قلم از شرح‌اش ناتوان‌است و آدمی در مقابلش شکنند‌ه‌ترین خاکیِ هستی می‌شود عزیزِ مهربانم. آن احساسِ غریبانه‌ی دلتنگی‌هایمان را به یاد داری؟! همان اندوهِ نبود موهایت در لابه‌لای دستانم؛ از آن احساس‌ها که سینه‌ات را می‌فشارد و چشمانت را رنجور می‌سازد اما برایش چاره تنها لبخند تلخی است که در پشت آن چهره‌ی مهربانِ غم‌دیده‌ات پنهان شده‌است. آن احساسِ رها کردنِ دوست‌داشتن‌هایمان را از آن احساس‌هایی است که آدمی گمان می‌کند در انتهایِ مسیر زندگانی‌اش ایستاده است، او می‌داند تمامِ مسیر را به شوقِ این آمده که در این انتها امیدی را در آغوش بگیرد اما اکنون؟! تنها از او چشمان بی پناه و دستانِ لرزانی مانده‌است که خبر از بدعهدیِ آن امیدِ قدیمی می‌دهند..

شبتون بخیر چون هیچکس نباید بدون شب بخیر بخوابه..🪄

یک چیزی رو کلی بگم واقعا وقت‌هایی که برام آهنگ می‌فرستید خیلی خوشحال میشم مرسی ازتون🪄🪄

این وسط ماه رو توی آسمون ببینید امشب خیلی نازنازی شده

بعضی هاتون واقعا✨✨✨✨✨.

خیلی وقته نظرتون رو درمورد اینجا نپرسیدم. اگر انتقادی پیشنهادی بود خوشحال میشم بشنوم

یه ۲۰ دقیقه صحبت کنیم🪄

حالتون چطوره؟!

سلاام شبتون بخیر

داریوش-یادمه‌چشمای‌تو..mp35.86 MB

درمورد نوشتن این و خوب بودنش مردد هستم

بین‌حرف‌هاش گفت«تو ایرانِ منی» گفتم «یعنی چی؟!» گفت«یعنی چشمات اردیبهشتِ شیرازه و موهات جنگل‌های شمال، نگاهت گرمایِ جنوبه و لبخندت خشکیدگیِ امیدوار زاینده‌رود، صدات اذانِ حرمِ حضرت رضاست و روحت به شلوغیِ خیابون‌های تهران، شجاعتت عین مردم کردستانه و گونه های سرخت انارِ ساوه‌است، غمت زلزله‌ی بم و بوی‌تنت گلابِ کاشانه.. تو برایِ من یادآور ذره‌ذره‌ی این خاک هستی؛ غم‌دیده اما پرستیدنی و صبور.»

آن بارِ گران رفت و دگر یارِ شما نیست دل کندنم این بار به اصرارِ شما نیست من رود پریشان و تو دریای غروری.. دیگر به سرم خواهش دیدارِ شما نیست