•|بودَنَت|•
Kanalga Telegram’da o‘tish
789
Obunachilar
+124 soatlar
-77 kun
+7630 kun
Postlar arxiv
789
بزرگسالی اینجوریه که داری کارهاتو انجام میدی، یهو یادت میوفته:« زیر رگبار مصیبت بی کسی تنها کست بود».
789
دو دقیقه خودت رو مشغول نگه نمیداری و میبینی روحت تاتی تاتیکنان رفته توی هاله یه سری خاطره که نباید؛
حالا عین بچه های گلآلود و کبود، در یه روز بارونی برگشته خونه و نگاهت میکنه.
789
اون فکر میکنه داره با پسرای دیگه رقابت میکنه
ولی نمیدونه تنها رقیبش ترسم از دوباره آسیب دیدنه.
