Scātteręd čloûds
Kanalga Telegram’da o‘tish
235
Obunachilar
-724 soatlar
-467 kun
+5230 kun
Postlar arxiv
هر بار در شالیزارها دویدم و درناهای گردندراز با تکان بالهایشان انگار به من سلام میدادند؛ هر بار از صخرهها بالا رفتم و نسیم مرا به جلو میخواند؛ هر بار به دریا نگاه کردم و نور آفتاب روی دریا شبیه لبخند بود، عشق را احساس کردم.
