cookie

Sizning foydalanuvchi tajribangizni yaxshilash uchun cookie-lardan foydalanamiz. Barchasini qabul qiling», bosing, cookie-lardan foydalanilishiga rozilik bildirishingiz talab qilinadi.

avatar

کاغذی

Ko'proq ko'rsatish
Reklama postlari
385
Obunachilar
-224 soatlar
-157 kunlar
-6930 kunlar

Ma'lumot yuklanmoqda...

Obunachilar o'sish tezligi

Ma'lumot yuklanmoqda...

Photo unavailableShow in Telegram
آبی همیشه رنگ غمگینی بوده درست مثل شعر ها
Hammasini ko'rsatish...
ولی بلعکس از تغییر متنفرم
Hammasini ko'rsatish...
نمیدونم چطور اما من از به وجود آوردم عادت جدید خیلی خوشم میاد
Hammasini ko'rsatish...
Photo unavailableShow in Telegram
Photo unavailableShow in Telegram
سحر ها می‌خوابیدم و زود تر از همه ی افراد هم بیدار میشدم تمام فعالیت روزانه ام همین بود آخر سر هم برای برطرف کردن گشنگی که به جان معده ام افتاده بود ، روی صندلی چرخنده ی قهوه ای آشپزخانه، که مقداری از چرمش به مرور زمام پوسیده شده بود می‌نشستم و با قلپ قلپ نوشیدن شیر تازه ی خنک ، تیکه تیکه کردن نان تست و کشیدن شکلات تلخ صبحانه به روی آن ، و در آخر هم همینطور که به صورت پادساعتگرد صندلی را میچرخاندم ، به سرامیک های لخت و کارتن های چسب خورده که به روی ان نوشته بودند " شکستنی است ، مراقب باشید "زل میزدم و به اهنگ ضعیفی که اتاق بغلی خانه ، بدلیل اینکه فراموش کرده بودم گرامافون را خاموش کنم ، می آمد ، گوش میدادم سعی می‌کردم به چیزی فکر کنم به چیزی که بتواند مرا از این مخمصه در بیاورد اما هرچه فکر کردم ،فکری به ذهنم نرسید ! حتی به این فکر میکردم که چرا دارم فکر میکنم ! باز هم چیزی به فکرم نرسید سفیدی مطلق بود و این درد داشت دوست داشتم یکی روی پیشانی ام بنویسد ذهنش پر و و قلبش شکستنی است ، مراقب باشید و بعد مرا روزنانه پیچ در کارتن محکمی قرار بدهد و با بالن کوچکی به جزیره ی متروکه ایی بفرستد تا نفس بکشم تنها چیزی که به اندیشه ام خطور می‌کرد همین بود ، فرار ! دندان هایم نان هارا ریز ریز می‌کرد و گوش هایم در تلاش بود که بهتر صدای موسیقی را بشنود پس تیز میشد ، حتی چشمانم تار میشد ، چون برای مدت طولانی به قسمتی از خانه خاک خورده زل زده بودم من ضعیف نبودم ، اما قوی هم نبودم و فرار هم بهترین راه حل نبود می‌دانستم که اکنون این من ، دچار یک حزان بی بند بارو این مغمومی ، مهمان ناخوانده تمام تابستانم شده بود پس باید راه چاره ایی می اندیشیدم ، اما چطور ؟؟ من وقتی نداشتم
پدر ها مقصراند ، 1 ژوئن
Hammasini ko'rsatish...
Boshqa reja tanlang

Joriy rejangiz faqat 5 ta kanal uchun analitika imkoniyatini beradi. Ko'proq olish uchun, iltimos, boshqa reja tanlang.