مگوها🌱
Kanalga Telegram’da o‘tish
271
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-17 kun
+1430 kun
Postlar arxiv
271
گمان میکنم نه دوست کسی هستم و نه دشمن کسی و نه محبوب کسی. تقریبا هیچ نوع رابطهای با انسانها ندارم.
#مگوها
271
بعضی از مردم نمیآیند تا شما را آرام کنند،
بلکه میآیند تا مطمئن شوند که شما
رنج میبرید.
#شکسپیر
#مگوها
271
پاییز ؟
فقط آنجایش خوب است که میتوانم پای آتش های عصرگاهی پدربزرگم که منتظر رسیدن گله گوسفند است بنشینم و بگویم دود در چشمم رفته، میفهمی ؟ فقط دود است نه چیز دیگری
#مرتضی_حسینی
#مگوها
271
آیدین گفت : توی این مملکت پیش از اینکه به سی سالگی برسیم تباه میشویم. تو یک جور، من یک جور ، آیدا هم یک جور .
#سمفونی_مردگان
#عباس_معروفی
#مگوها
271
«میگویند هر کسی شبیه جایی میشود که به آن تعلق دارد. پس من شبیه وطنم شدهام: غمناک، خسته، رنجیده، مجروح و در اعماقِ ناامیدی، امیدوار»
#مگوها
271
دلش میخواست همچون پرندهای پر بکشد و برود و جای دیگری، بسیار دور، در فضایی پاک و منزّه دوباره جوان بشود.
#مادام_بوواری
#مگوها
271
به گمانم ذهنیتی که آدمها از خود برای هم به یادگار میگذارند، از همهچیز بیشتر اهمیت دارد. وگرنه همه آمدهاند که یک روز بروند.
#صمد_بهرنگی
#مگوها
271
نه، این انصاف نیست!
انصاف نیست دنیا آنقدر کوچک باشد
که آدمهای تکراری را روزی هزار بار ببینی...
و در عینحال آنقدر بزرگ باشد
که نتوانی آنکسی را که دلت میخواهد،
حتی یکبار ببینی...!
#مگوها
271
به درختهای خشک پیاده رو خیره شد : برف شاخهها را خم کرده بود و در بارش بعد حتما میشکستشان. آدمها هم مثل درختها بودند. یک برف سنگین همیشه بر شانههای آدم وجود داشت و سنگینیاش تا بهار دیگر حس میشد. بدیش این بود که آدمها فقط یک بار میمردند. و همین یک بار چه فاجعه دردناکی بود .
#سمفونی_مردگان
#عباس_معروفی
#مگوها
271
حالا که قوای جوانیم تحلیل رفته، تحمل خیلی چیزها را ندارم. تا در خانه را باز میکنم همه آن آدمهای زنده با همهمه و شلوغیشان پا به فرار میگذارند. سکوت وحشتناک دم در بغلم میکند از پلهها بالا میرود و روی تخت چوبی زهوار در رفته، لای لحاف چرک مرده میخواباند. و تا بیایم گرم شوم، نصف شب شده، با آن همه خستگی و خیال .
#سمفونی_مردگان
#عباس_معروفی
#مگوها
271
زمانی که نسبت به سرنوشتم صبور و
حتی بیتفاوت شده بودم، زندگانی هم
با من سازشِ بیشتری نشان میداد.
انسان با همه کشش و کوششها، به چیزهایی که
بیشتر در پیِ آنهاست، کمتر میرسد...
#هرمان_هسه
#مگوها
271
دنیا هرگز به خاطر کودکانی که هنوز به دنیا نیامدهاند ناراحت و اندوهگین نیست. غم و اندوه مختص کودکانی است که بدون آنکه کسی به اندازهی کافی آنها را دوست داشته باشند و از آنها محافظت کند، روی کرهی زمین قرار گرفتهاند.
#آلن_دوباتن
#مگوها
271
زندگی مانند دوچرخه است باید برای حفظ تعادل زندگی همیشه در حرکت باشی.
#هاروکی_موراکامی
#مگوها
271
نکند با نشان دادنِ اینکه تا چه حد به دوستیِ او محتاجم، اشتباه بزرگی کرده باشم؟
#فرد_اولمن
#مگوها
271
اغلب فکر میکنیم اینکه به یاد کسی هستیم، منتی است بر گردن آن شخص!
غافل از اینکه اگر به یاد کسی هستیم، این هنر اوست نه ما. به یاد ماندنی بودن بسیار مهم تر از به یاد بودن است.
#تنهایی_پر_هیاهو
#بهومیل_هرابال
#مگوها
271
شاید باور کنیم که در عشق به دنبال خوشحالی هستیم، اما چیزی که واقعا دنبالش هستیم، حس آشنایی است.
#آلن_دوباتن
#مگوها
271
آنقدَر دستدست کردی که
شدهای بین شهر دست به دست
مدح یا ذمّ توست اینکه به تو
میکند سجده آفتابپرست؟
#شهریار_بصیری
#مگوها
271
«سکوت، انتهای محبت به کسی است که از او
خشمی در خویشتن داریم امّا توان از دست
دادنش را نداریم.»
#رولو_می
#مگوها
271
بیا وقتمان را با این بحثهای بیهوده تلف نکنیم. تا فرصت هست کاری بکنیم! هر روز که به وجود ما احتیاج نیست در واقع شخصاً به وجود ما احتیاجی نیست. بقیه هم به یکسان با این قضیه خوب برخورد میکنند، اگر نگیم بهتر. این نالههای کمک که هنوز در گوش ما صدا میکند خطاب به همه بشریت است، ولی در این مکان و این لحظه خاص همه بشریت خواه ناخواه ما هستیم، پس بیا قبل از اینکه دیر بشه نهایت تلاش مان را بکنیم. بیا برای یکبار هم که شده به بهترین وجهی نماینده این نژاد متعفنی باشیم که تقدیر ظالمانه ما را بهش منتسب کرده!
#در_انتظار_گودو
#ساموئل_بکت
#مگوها
271
همه ما دیوانه به دنیا میآییم. بعضی ها همانطور باقی میمانند
#در_انتظار_گودو
#ساموئل_بکت
#مگوها
