𝗙𝗿𝗮𝗶𝘀𝗲,
Kanalga Telegram’da o‘tish
︶︶︶ ୨୧ ︶︶︶ p𝗋͜𝖾ttყ 𝓅ri𝗇c͡e𝚜𝚜 ۪ ⊹ 🫐 ̼ 𝜗𝜚۪ 𓄼 ࣪
Ko'proq ko'rsatish300
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-117 kun
-7030 kun
Postlar arxiv
قبلا حوصله بیشتری برای نوشتن و خالی کردن ذهنم داشتم. حوصله بیشتری برای وقت گذاشتن برای گوش دادن به سکوت اتاقم داشتم و الان، راستش فقط میخوام بخوابم!
انگار کلِ بدنم با لبه کاغذ بریده شده. میسوزم ، درد دارم ، کلافه ام اما چیزی معلوم نیست.
دلم نمیخواست از خواب برخیزم دلم نمیخواست از این دنیای بی فکر و بی دغدغه دل بکنم از بیداری و روبرو شدن با دنیای بی رحم واقعیات واهمه داشتم اما زورم به واقعیت نرسید و به هر ترتیبی که بود چشمانم باز شد.
"ببعی تو بازیگوشی
دیریریرین
مثل منی باهوشی
دیریریرین
موهات چقدر درهمه
دیشدادادان
پشم تنت چه نرمه
دیشدادادان"
