uz
Feedback
Memories;NC

Memories;NC

Kanalga Telegram’da o‘tish

Ko'proq ko'rsatish
898
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-127 kun
-7530 kun
Obunachilarni jalb qilish
Aprel '25
Aprel '250
0 kanalda
Mart '25
+2
0 kanalda
Get PRO
Fevral '25
+1
0 kanalda
Get PRO
Yanvar '25
+7
0 kanalda
Get PRO
Dekabr '24
+3
1 kanalda
Get PRO
Noyabr '24
+7
1 kanalda
Get PRO
Oktabr '24
+5
0 kanalda
Get PRO
Sentabr '24
+4
0 kanalda
Get PRO
Avgust '24
+6
0 kanalda
Get PRO
Iyul '24
+11
0 kanalda
Get PRO
Iyun '24
+4
0 kanalda
Get PRO
May '24
+10
0 kanalda
Get PRO
Aprel '24
+3
0 kanalda
Get PRO
Mart '24
+3
0 kanalda
Get PRO
Fevral '24
+5
0 kanalda
Get PRO
Yanvar '24
+3
0 kanalda
Get PRO
Dekabr '23
+1 666
2 kanalda
Get PRO
Noyabr '23
+2 647
0 kanalda
Get PRO
Oktabr '23
+164
1 kanalda
Get PRO
Sentabr '23
+58
0 kanalda
Get PRO
Avgust '23
+465
3 kanalda
Get PRO
Iyul '23
+1 297
2 kanalda
Sana
Obunachilarni jalb qilish
Esdaliklar
Kanallar
13 Aprel0
12 Aprel0
11 Aprel0
10 Aprel0
09 Aprel0
08 Aprel0
07 Aprel0
06 Aprel0
05 Aprel0
04 Aprel0
03 Aprel0
02 Aprel0
01 Aprel0
Kanal postlari
Repost from N/a
من روح مرگ رو دیدم تو بدن زندگی.

2
Matn yo'q...
50
3
Matn yo'q...
1
4
تو که دل شکستنو بلد نبودی،از کی یاد گرفتی ها؟
52
5
بین صدای خنده‌هاش و نگاه‌هایی که دیگه مال من نبود، فهمیدم تموم شدیم. هرچی اشک ریختم، انگار یه دریا کم بود برای غرق شدن خاطراتمون. دلم می‌خواست برگرده، فقط یه لحظه، اما نه اون اومد، نه من تونستم ازش رد بشم. حالا روی تختم، تو سکوت، فقط با یه سؤال موندم: چرا؟
58
6
چیزای کوچیکی که تو فراموش میكردی، منو ذره ذره کُشت.
50
7
یه دورانی بود که صبح تا شب منتظر زنگ زدن یکی بودم و کل روزمو با شوق و استرس اینکه میخام صداشو بشنوم میگذروندم،تموم دلخوشیم و امیدم شده بود یه تماس از تلفن کارتی پادگان! ولی خب بعد از مدتی با فکرای اشتباهش همه چیز بهم خورد،کاشکی نمیخورد،کاشکی یکم بیشتر فکر میکرد و متوجه تفکر اشتباهش نسبت بهم میشد،‎تموم تلاشمو کردم تا خودمو بهش ثابت کنم ولی زورم به نخواستنش نرسید‎،گفتم بری هیچی ازم نمیمونه،باور نکرد،رفت،و من موندمو یه مشت خاطره.
61
8
با او راه می‌روی در مسیری که برای تو نیست! و ناگهان یک روز تنها باز می‌گردی...
51
9
نه از دشمن،نه از رفیقام،گِلِه نی.
نه از دشمن،نه از رفیقام،گِلِه نی.
52
10
اتاقم بهم ریختس؟ مغزمو ندیدی مامان.
51
11
کلماتی که از دل بر می‌آیند هرگز بیان نمی‌شوند، در گلو گیر می‌کنند و تنها در چشم‌ها خوانده می‌شوند.
55
12
اینا میگانت،میرن،میرسه به دادت کی؟
اینا میگانت،میرن،میرسه به دادت کی؟
67
13
هرکاری کنی دوبرابر میاد سمتت حالا چه خوب چه بد🧚🏼‍♀️
70
14
For a while,we tried not to make a profit ,but your mask feel ! یه مدت سعی کردیم سودی نداشته باشیم,نقاب همتون افتاد.
64
15
"لبخند میزد چون آسان تر از توضیح دادنِ غم هایش بود"
66
16
Why?
Why?
71
17
بیمار سرطانی: یه نخ سیگار میدی؟ دنزل: مگه تو سرطان نداری؟ بیمار سرطانی: چی میشه مگه. سرطانم سرطان میگیره؟
بیمار سرطانی: یه نخ سیگار میدی؟ دنزل: مگه تو سرطان نداری؟ بیمار سرطانی: چی میشه مگه. سرطانم سرطان میگیره؟
63
18
ایندفعه میرم، چون دیگه وقتمون تمومه. ایندفعه میرم، چون واضح بود تو حرفات منظورت.
67
19
نمیتونم مجبورت کنم که دوستم داشته باشی پسرِ خوب.
59
20
آن جا یک قهوه‌خانه بود. اما ننشستیم به نوشیدن دو تا استکان چای. چرا؟ دنیا خراب می‌شد اگر دقایقی آن جا می‌نشستیم و نفری یک استکان چای می‌خوردیم؟ عجله، همیشه عجله... کدام گوری می‌خواستم بروم؟ من به بهانه‌ی رسیدن به زندگی، همیشه زندگی را کشته‌ام.
65