-سَمفــونـیمُـردِگـان
Kanalga Telegram’da o‘tish
189
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-17 kun
-12130 kun
Postlar arxiv
با وضعیت اسف بار درون آینه رو مینگرم، چقدر از روز های دیگر عجیب تر شده ام
درواقع احساسی که به خودم دارم را نمیتوانم بیان کنم، هروز ارزو داشتم که رویین بودم و سالم
اما هربار که جلوی آینه میایستم با خود میگویم مگر میشود شخصی به این اندازه هاله های غم و ناامیدی را در کنار خودش داشته باشد
هرگز درون چشم هایت ناامیدی حاصل از جنگ را دیده ای؟
ای کاش مرگ را دیده بودم و هرگز انقدر ناامید و خشمگین به خود خیره نمیشدم
خشمگینم همانطور که تو با خشم در را کوبیدی و دگر برنگشتی، همانطور که پدرم با خشم سرم فریاد زد و صدایم را برید تا صدای خودش دنیایم را فرا گیرد همانطور که تمام دنیا با خشم مرا پس زدند خشمگینم
خشمگینم از تمام روزهایی که زیرپای دیگران له شدم خشمگینم
هرگز با خشم رشد کرده ای؟
تصمیم دارم فراموش کنم و شاد باشم اما درونم فردی فریاد میکشد که رهایش کنم تا زنده بمانم.
با وضعیت اسف بار درون آینه رو مینگرم، چقدر از روز های دیگر عجیب تر شده ام
درواقع احساسی که به خودم دارم را نمیتوانم بیان کنم، هروز ارزو داشتم که رویین بودم و سالم
اما هربار که جلوی آینه میایستم با خود میگویم مگر میشود شخصی به این اندازه هاله های غم و ناامیدی را در کنار خودش داشته باشد
هرگز درون چشم هایت ناامیدی حاصل از جنگ را دیده ای؟
ای کاش مرگ را دیده بودم و هرگز انقدر ناامید و خشمگین به خود خیره نمیشدم
خشمگینم همانطور که تو با خشم در را کوبیدی و دگر برنگشتی، همانطور که پدرم با خشم سرم فریاد زد و صدایم را برید تا صدای خودش دنیایم را فرا گیرد همانطور که تمام دنیا با خشم مرا پس زدند خشمگینم
خشمگینم از تمام روزهایی که زیرپای دیگران له شدم خشمگینم
هرگز با خشم رشد کرده ای؟
تصمیم دارم فراموش کنم و شاد باشم اما درونم فردی فریاد میکشد که رهایش کنم تا زنده بمانم.
