Dead Inside
Kanalga Telegram’da o‘tish
سقوط در اقیانوسِ سایه سیاه. . Selenopphile . Nyctophilia t.me/HidenChat_Bot?start=7361290927
Ko'proq ko'rsatish261
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
Ma'lumot yo'q7 kun
Ma'lumot yo'q30 kun
Postlar arxiv
261
Repost from [چنل معرفی کِرلی]
😘 برای دیده شدن چالش و پست های چنلتون میتونید از چنل کِرلی استفاده کنید 🌒
@chanel_gostardeh
261
به امید آنکه بارانِ چشمانش خاطرات خاک خورده میانِ کوچه و خیابانهای قلبش را پاک کند، میگریست.
261
به امید آنکه بارانِ چشمانش خاطره های خاک خورده میانِ کوچه و خیابان های قلبش را پاک کند، میگریست.
261
Repost from [چنل معرفی کِرلی]
🪼برای دیده شدن چالش و پست های چنلتون میتونید از چنل کِرلی استفاده کنید🪼
@chanel_gostardeh
261
همه عمر برندارم سر از این خمار مستی
که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی
تو نه مثل آفتابی که حضور و غیبت افتد
دگران روند و آیند و تو همچنان که هستی
- سعدی
261
Repost from [چنل معرفی کِرلی]
🪼برای دیده شدن چالش و پست های چنلتون میتونید از چنل کِرلی استفاده کنید🪼
@chanel_gostardeh
261
Repost from [چنل معرفی کِرلی]
🪼برای دیده شدن چالش و پست های چنلتون میتونید از چنل کِرلی استفاده کنید🪼
@chanel_gostardeh
261
Repost from [چنل معرفی کِرلی]
🪼برای دیده شدن چالش و پست های چنلتون میتونید از چنل کِرلی استفاده کنید🪼
@chanel_gostardeh
261
ابر سایه میاندازد که مرا دلتنگتر کند؛
باران میبارد که عهدش را به چشمانم وفا کند؛
پاییز میرسد که دوباره مرا مبتلا کند..
261
اگر تا آخر عمرتون باید به اختیار خودتون با یه درد دست و پنجه نرم میکردید، چه دردی رو انتخاب میکردید؟
http://t.me/HidenChat_Bot?start=293805670
261
Repost from [چنل معرفی کِرلی]
🪼برای دیده شدن چالش و پست های چنلتون میتونید از چنل کِرلی استفاده کنید🪼
@chanel_gostardeh
261
Repost from [چنل معرفی کِرلی]
🪼برای دیده شدن چالش و پست های چنلتون میتونید از چنل کِرلی استفاده کنید🪼
@chanel_gostardeh
261
کاش برای مستی چشمان،
بادهای گیراتر از لبانش یافت میشد.
کاش برای بیقراری جان،
ذکری دلارامتر از نامش یافت میشد.
261
Repost from [چنل معرفی کِرلی]
🪼برای دیده شدن چالش و پست های چنلتون میتونید از چنل کِرلی استفاده کنید🪼
@chanel_gostardeh
261
از که و در پی چه میگریخت؟
تمام جهانش محبوسِ کلبهی چوبیای بود که درهایش با فولاد قاب و پنجرههایش با قفلهای آهنی مهمور شده بود.
کلیدِ قفلهارا کجا میبایست پنهان کند تا هیچگاه ملتفتش نشود
"خود بلای خویش است، از خود کجا بگریزد؟"
261
سکوتِ گوش خراشی حاکم بود،
نمیدانست تنها جوهرِ قلمش خشکیده یا
گوهرِ وجودش نیز منجمد شده بود..
