CodeCrafters
Kanalga Telegram’da o‘tish
Software Engineer and IT Group: https://t.me/code_crafters_chat Github: https://github.com/CodeCrafters-ir Site: https://codecrafters.ir
Ko'proq ko'rsatish710
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-37 kun
-830 kun
Postlar arxiv
710
طرف رفته با گوگل ترنسلیت مستندات پایتون رو ترجمه کرده و میخواد خودش رو اینجوری به بنیاد پایتون معرفی کنه که اسمش جزو افرادی باشه که نامش در پایتون هست
بعد من یکساله دارم بهتون میگم بیایید گروهی اینکار رو انجام بدید واسه خودتون خوبه، بعد شب و روز میایید پیوی و گروه غر میزنید که چرا شما مثه بقیه نمیتونید موفق بشید یا حداقل به یه شغل مناسب برسید
فرقش اینه به داشتن جنم هستش، اینکه اون بچه جنمش رو داشته ولی شما نه، یه جمله جالب هست که میگه خود کرده را تدبیر نیست
گروه تشکیل دادم براتون
وبسایتش رو ساختیم براتون
هزینه سرور و ... کردیم براتون
تهش چیشد دوتا مستند ترجمه نکردید
که پس فردا تو رزومتون بزنید اینجانب اسمم رو سرچ کنید تو سایت پایتون میبینید
بعضی وقتها حمایت کردن و کمک کردن بهتون اشتباه هستش واقعا من با همین بچه میبستم الان سایتش هم بالا اومده بود با همه موضوعاتش
710
یمدت طولانی میشه ذهنم درگیر یک مسئله شده بود
اینکه ماهیت زمان چیست
اینکه اجسام درکی از زمان ندارند دلیلش چی بود
و از بین موجودات زنده تنها انسان بیشتر از مابقی زمان رو درک و لمس میکنه
تفاوت عمده تنها در یک موضوع بود، انسان دارای تفکر بزرگ و عمیقی هستش
که اگه این تفکر رو ازش بگیری به همون اندازه سایر جانداران زمان رو لمس میکنه و در هنگام مرگش زمان برای همیشه از بین میره
موضوع جالبی شده بود برام که اگه درک ما بواسطه فکر رخ میده، من اگه به گذشته فکر کنم، تو این حالت دقیقا کجام؟؟ اکنون یا گذشته
یک چیز دیگه هم کامل برام مشخص بود، روان انسان برون گرفته از تفکراتش هست حتی منشا پردازش احساساتش هم در افکارش هستش، چه ماهیت هویتی و چه ماهیت وجودی (کم و بیش) انسان به افکارش مرتبط هست
به یه جمله مشترک بین حرفهای نیچه و شوپنهاور رسیدم
مادامی که در گذشته خود گیر افتاده باشیم، در لحظه نمیتوانیم زندگی کنیم، انسان تنها در دوران کودکی که گذشتهای نداشته توانسته در لحظه زندگی کنداین نشون میده که با افزایش عمر انسان زندگی در لحظه نابود میشه، این شاید ریشه غم و درد انسان باشه، که گذشته شما شامل چه تجربیاتی بوده باشه، این ریشه تمام حالتهای روان نژندی هستش یاد یه جمله از یونگ افتادم
انچه به آن آگاه و هشیار نشویم، سرنوشت ما در زندگی میشودبه عمق بیان و جمله یونگ دقت کنید یا ناخودآگاه خودتون رو به خودآگاه میآورید یا مجبورید که خودتون رو متقاعد کنید که این سرنوشت من هستش، یا نگاه به درون خودتون رو شروع میکنید و لایههای عمیق خودتون رو کشف میکنید، یا به همین زندگی کوفتی تن میدید و بجای پذیرش مرگ، تسلیم مرگ خواهید شد و این اصل زیستن رو ازتون میگیره بطور کامل چه با دلبستگی چه بدون دلبستگی درک من از دو جمله بالا این موضوع شد زندگی رنجمان میدهد تا رشد را بشناسیم اگر به این شناخت نرسیم، آن رنج رو برامون تکرار میکنه، آگاهانه رفتار کردن منجر میشود که ناخودآگاهتون، سرنوشت زندگیتون نشه #free @code_crafters
710
بچهها من اخیرا فعالیت تو کانال و گروهها کم شده، پیوی هم پیام میدید سعی میکنم بهتون جواب بدم ولی واقعا حال روحی مناسبی ندارم
داستان برمیگرده به چند وقت پیش
شرکتی بابت مصاحبه دعوت شدم
تصمیم گرفتم پیاده برم
و معمولا هندزفری میزارم و موزیک گوش میدم تو مسیرهام
یجای مسیر یا تابلو دیدم که روش نوشته بود «خودکار و چسب زخم» با ماژیک گوشه خیابون رو نگاه کردم
پیرمردی رو تو بدترین شرایط ممکن دیدم تو سرما که زجر میکشید، تصویر تو ذهنم مونده و مدام و مدام داره تکرار میشه و از یک حس اندوهگین تبدیل شده به یک رنج عمیق روانی برام، خوابهای نامفهوم میبینم و بجایی رسیدم که واقعا میام خونه نه میتونه خونه رو مرتبط کنم نه غذای درست و حسابی رو تدارک ببینم، باور کنید وضعیت خونه بقدری دچار به همریختگی شده که وحشتناک هستش و حتی به وضع خونه هم رسیدگی نمیکنم
امیدوارم بتونم از این افسردگی و حالتی که برام رخ داده در بیام و همون دوست سابقتون بشم که با انرژی برنامههامون رو پیش ببریم
بابت کوتاهیم ازتون عذر میخوام
و ممنونم که درکم میکنید تو این شرایط 🌹🌹🌹
710
شعرهای کوردی یا عاشقانه هست یا حماسی، مگه اینکه خلافش ثابت بشه😅😅😅
این شعر عاشقانه هستش که تبدیل به آواز شده، معنیش رو براتون مینویسم تا به عمق احساس شاعر نسبت به معشوقش پی ببرید:
نمیدانم چگونه در تو آمیخته شوم (با تو یکی شوم/به تو برسم)
گر تو بهشتی بهم بگو
تا برای تمام خدایان تعظیم کنم
گر جهنم هستی بهم بگو
تا زمین را پر از گناه کنم
نمیدانم چگونه در تو آمیخته شوم
گر سرزمین غضب شدهای بگو
تا پوستم را برایت پرچم کنم
گر همچو من آوارهای
برایم مرزهایی بکش
تا برایت وطن شوم
#free
@code_crafters
710
چندتا از بچهها پیوی پیام دادن و راجب یه موضوع صحبت کردن
اینکه بیکاری اذیتشون میکنه، منجر به تنبلی و کاهش اعتماد بنفس درونشون شده و ...
بچهها درکتون میکنم و این مسئله کاملا طبیعی هستش
بهش میگیم روان نژندی حاصل از بیکاری، ریشه استرس درونی داره و هر چقدر این مسئله تداوم داشته باشه بیشتر بهتون آسیب میزنه و هنگام مصاحبهها هم قطعا باعث عملکرد بد ازتون خواهد شد
چطوری مقابلش اقدام کنیم؟؟؟
انجام کارهای گروهی روی پروژههای متن باز، بهتون کمک میکنه که روحیتون رو بدست بیارید و خودت رو از لحاظ روانی در سطح آمادگی برای جایگاه شغلی و حرفهای ببینید و منجر بشه در مصاحبهها هم عملکرد خوبی رو از خودتون نشون بدید
این قضیه رو جدی بگیرید و ازش استفاده کنید
#free
@code_crafters
710
کتاب پزشک و روح از جمله شاهکارهایی بود که اخیرا خوندم، فرانکل کتاب را با یکسوال پیش میبرد، زندگی از شما چه میخواهد؟
فرانکل در کتاب رواننژندی وجودی رو مطرح میکنه و به اهمیت پاسخ فلسفه وجودی انسان میپردازد، در طول کتاب معنا درمانی رو تکمیل کننده روان درمانی میدون و معتقد هست که انسان با روان سالم ممکن است روح او با زندگی در تضاد باشد و در طی کتاب سعی کرده به این موضوع از دیدگاههای مختلف و اتفاقات زندگی رو بررسی کنه
اما یک جای کتاب با کل ساختار کتاب متفاوت بود
اندر معنای عشق
در این فصل از کتاب انگار فرانکل دیگر دکتر نبود، شبیه گلادیاتوری بود که شمشیر از غلاف بیرون کشیده و با چینش کلمات و موضوعات در کنار هم به شکلی رادیکال آنچه تفکر در باب عشق تا قبل از آن بود رو از دم تیغ گذراند چنان دست به شفاف سازی در حیطه جامعه و فرد و جنسیت و عشق تاخت که در پایان فصل بسیار شفاف میتوان رواننژندی جنسی رو کامل تفکیک کرد، در این فصل از کتاب فرانکل، بشکل کاملا جدی سر سازش با کسی نداشت و تیغ جراحی بود که به جان پیکره اندیشه افتاده بود
زندگی از تو چه میخواهد؟؟؟
#free
@code_crafters
710
گاهی وقتها خوندن یک شعر، اندازه یک کتاب فلسفه میتونه براتون معنی و تفکر خلق کنه
گرچه ادبیات و شعر و هنر و موسیقی به دور از فلسفه نیست اگر درگیر چرندیات نشوند
همین یک اثر شعر از دید شما چیز زیادی نیست منتها برای من تجلی و تکرار بیشتر از ده کتاب از حوزه فلسفه و آگاهی هستش
بگذریم...
برای شناخت خود از کجا شروع کنیم، من بهتون میگم از کودک درون خود شروع کنید، چرا کودک درون؟ در طی این سالها ارتباطم با اطرافیان و بعنوان شنونده حرفاشون، متوجه زخمهایی شدم از درونشون که توان گفتن اون رو نداشتن و تا زمانی که نتونید حرف بزنید زخمها و رنجهاتون نه درمان و نه تمام خواهند شد پس با کودک درونتون شروع کنید به حرف زدن
یونگ از دید من برجستهترین انسان هستش، شدت هوش او به حدی بالا بود که نبوغش در دنیا احتمال تکرار پایینی داره، کودک درون رو یونگ مطرح کرد و چرا اهمیت داره در این حد؟ از نظر من چونکه خود یونگ درگیر پیچیدگی شخصیت بود از این منظر بهتر از هرکسی شخصیتها رو میشناخت
خواهشا بعد از خوندن این پست نیاید بگید که شماهم پیچیدگی شخصیت دارید از کودک درونتون اما بگید
#free
@code_crafters
710
امروز کدهای یکی از یچههارو بررسی کردم و متوجه یه موضوعی شدم
اینکه نسبت به منطق کد بی توجهی شده بود، قبلا هم همین موضوع رو از چندتا از بچههای دیگه هم دیده بودم که باهم کار کرده بودیم، خب این مسئله یه موضوع طبیعی هستش و بابت همین همیشه تو تیمها یکنفر لیدر هست که کدهای بقیه رو بررسی میکنه
وقتی بی توجهی در سطح کد و سیستم صورت میگیره موجب مسئلهای میشه که بهش میگیم بدهی فنی، بدهی فنی چیز خوبیه اما به مقدار خودش منتها و اگه حجم زیادی بشه موجب نابودی سیستم میشه پس همیشه سعی کنیم تا جای ممکن بدهی فنی کمتری ایجاد کنیم تا سطح پایداری و کارایی سیستم رو در لحظههای پرفشار بالا نگه داریم
قبلا تو مطالب راجب اسکرام گفته بودیم که یکی از راههای جلوگیری از بدهی فنی انجام تست و تست نویسی به شیوه TDD هستش
تنها راه جلوگیری از بی توجهی نسبت به کد و منطقش، فلوچارت و دیاگرام کشیدن هستش، این موجب شفافیت ذهنی میشه و ذهن رو بیشتر به سمت کد و منطقش حول میده کاری که من با بچههایی که باهام کار کردن زیاد انجام دادم و همیشه قبل از شروع کد بهشون گفتم برید چند روز وقت بزارید و بیایید برام توضیح بدید میخواید چکار کنید، حتی به فرانتکارا هم گفتم که طراحی کامپوننتهات رو برام در بیار و بعد کدنویسی کن، این یه رویکرد از مهندسی نرم افزار هستش که موجب میشه تیم و نیرو در سطح آمادگی بهتری قرار بگیره جهت کد زدن قبل اینکه کد زدن شروع بشه
حتی ماهم قبل اینکه یک سیستم سنگین رو پیاده سازی کنیم ابتدا روی ماهیت کارکردی و کاربردی اون باهم حرف میزنیم و بحث میکنیم که موجب میشه دیدگاه نهاییمون از سیستم روشنتر و یکسان و شفاف بشه و مورد بعدی بحث بر سر usecase هست که همیشه اختلاف نظر شدیدی بابتش وجود داره که به عوامل زیادی از قبیل منابع سازمان، زمان تحویل، میزان رضایت مدنظر نهایی و ترکیب اونها باهم هستش
#free
@code_crafters
710
مراسم پیشوازی از بهار و نوروز در کوردستان داره شروع میشه
حضور آحاد مردم آزاد است
#موقت
710
+6
تو گروه آموزشی یسری از بچههارو مجبور کردم که برن پیاده روی کنن (بیشتر دخترهارو) سلامتی جسمی خیلی مهمه بالاخص برای افراد مونث که باید هر روز بهش پرداخته بشه
من خودمم هر روز پیاده روی میرم به استثنای روزایی که جلسه دارم و باید زود برگردم خونه، آخر هفتهها هم پیش بسوی دوچرخه سواریم، اینم تصاویری از رکوردهای ضبط شده توسط برنامه سلامت سامسونگ، فقط یکمقدار مشکل کمبود خواب دارم
خوشحال میشم شماهم به کمپین پیاده روی بچهها اضافه بشید و بتونیم کدکرفترز رو یک سبک زندگی کنیم
تلفیقی از سلامت جسمی و روانی و آینده نگری (ورزش، کتاب، یادگیری)
#موقت
@code_crafters
710
یه بخش از کتاب تو ذهنم هک شده بود امشب، مکالمه عادی بین دو نفر بود یکی از نفرات جملهای رو مطرح کرد که انگار تمام ذهنم رو گرفت، یکی از افراد داشت راجب الگوهای تکراری و رفتاری عجیب اطرافیانش صحبت میکرد و الگوی ثابت رفتاری خودش در قبال اونها (شاید حتی خود نویسنده هم متوجه نشده بوده باشه که داره چه اتفاقی میافته) خیلی ذهنم رو درگیر کرده بود انگار یچیزی داخل این متن و گفتگوی ساده بین این دو نفر بود
و بشکل عجیبی متوجه یک موضوع شدم، یک الگوی رفتاری داخل زندگی خودم، برقراری ارتباط با افرادی که تمام آنها یک الگوی رفتاری کاملا مشابه داشتند، برام عجیب بود بشدت و یاد این جمله یونگ افتادم که قبلا راجبش حرف زده بودم و متوجه یکچیزی شدم
مدام و مدام جذب ارتباط گرفتن با کسانی میشم که گویا تیپ شخصیتی من رو ارضا میکنن و این همون چیزی بود که یونگ تو جمله معروف خودش مطرح کرده بود
بخوام با مثال براتون بگم
اگه شخصیت شما هیجان طلب باشه، به احتمال زیاد جذب ارتباط با آدمهایی میشید که رفتارهای مخاطره آمیز دارن
اگه شخصیت شما چالش طلب باشه مدام و مدام جذب ارتباط با کسانی میشید که رفتارهای مرموز گونه از خود نشون بدن
و چون شخصیت شما در کودکی شکل میگیره و به گفته شوپنهاور، شخصیت انسان تغییرپذیر نیست، یک حلقه مداوم همیشگی صورت میگیره در زندگیتون که اساس همون جمله یونگ رو تشکیل میده
#free
@code_crafters
