𝙫𝙖𝙧𝙞𝙖𝙗𝙡𝙚
Kanalga Telegram’da o‘tish
578
Obunachilar
-624 soatlar
-27 kun
+4330 kun
Postlar arxiv
578
هیچوقت نتونستم اینایی که میگن نمیتونیم تو خونه بمونیم رو درک کنم، اصلا عجیبه برام این حرف، خونه امنه، دما مناسبه، ساکته، آدمها رو اعصابت نیستن، خوراکی داری، لباسات راحته و هزاران مزیت دیگه، خونه واقعا خوبه.
578
نمیدونم چطور باید از انزجارم نسبت به سریال جدید آواتار بگم. چیزی که یه زمانی برام یه جورایی مقدس بود، حالا تبدیل شده به یه سریال کودکانه که انگار تمام هدفش سرگرم کردن بچههاست.
آدمایی که «آواتار: آخرین بادافزار» ۲۰۰۵ رو دیدن، الان خودشون بزرگسال شدن. بعدش «افسانه کورا» اومد؛ داستانی پختهتر با شخصیتهای پیچیده و مفاهیمی مثل بحران هویت، تروما و مسئولیت. پس چرا دوباره برگشتیم به نقطه اول؟
مشکل من فقط آرتاستایل و دیالوگهای مسخرهش نیست؛ مشکل اینه که انگار دارن روح دنیای آواتار رو ازش میگیرن.
آواتار فقط آنگ، زوکو و کورا و.. نبود که میتونستن عناصر رو کنترل کنن؛ دنیایی بود با فرهنگها، قبیله ها، فلسفهها و باورهای متفاوت که به داستانش عمق میدادن. کورا برای رسیدن به صلح با شکستها، تروما و بحران هویتش جنگید. حالا توی سریال جدید، مردم آواتارها رو مقصر هرجومرج دنیا میدونن. شاید قراره این دیدگاه بعداً به چالش کشیده بشه، ولی فعلاً چیزی که میبینم بیشتر عصبانیم میکنه تا کنجکاو.
هالیوود هم که سالهاست از هر فرنچایز موفق یه نسخه جدید میسازه؛ گاهی انگار نه برای گسترش دنیای داستان، بلکه فقط برای پول درآوردن از اسم و خاطرات مخاطبهاش.
درباره رابطه LGBTQ هم بنظرم بیخود و اضافی بود مشکل من با وجود آدمهای همجنسگرا نیست؛ مشکل من با پرداخت سطحی و نصفهنیمهی رابطهشونه. وقتی یه رابطه بدون شخصیتپردازی کافی وارد داستان میشه، بیشتر شبیه تیک زدن یه گزینهست تا بخشی طبیعی از روایت.
من انتظار ندارم آواتار جدید دقیقاً مثل نسخههای قدیمی باشه. انتظار دارم هویت خودش رو داشته باشه، بدون اینکه پیچیدگیهای دنیای قبلی رو قربانی کنه.من از آواتار جدید انتظار نداشتم آنگ ،ساکا، تاف و.. رو دوباره بهم برگردونه؛ انتظار داشتم هنوز چیزی از روح دنیایی که توش زندگی میکردن، باقی مونده باشه.
578
امشب هم برای تمام زنجیره اتفاقاتی که در این دنیا افتاده و به چیز بدی ختم شده غصه خوردم. حالا چه یک کودکی که بعدها قاتل شده، چه گربه ای که بهش ماشین زده، چه دختری/پسری که بهش تجاوز شده،چه حماقتی که نسل به نسل منتقل شده، چه درختی که تبدیل به یه کتاب بد شده،چه وطنی که سوخت و چه آدمی که تنها مونده.
578
افسوس میخورم عزیزم!
همه این روزها "بندهی تن" هستند.چرا یبار به غیر از جسم ادما به روحشون نگاه نمیکنن؟
این چیزیه که نه حوصله مقابله باهاشو دارم نه توانش رو.اونا نمیتونن روح ببینن چون خودشون هیچوقت نداشتن یا شاید هم داشتن و یجا وسط راه به شیطان فروختنش.نمیدونم.
حالم رو بهم میزنن.
